Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
update
U
مطابق روز پیش بردن
updated
U
مطابق روز پیش بردن
updates
U
مطابق روز پیش بردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
standard
U
مطابق نمونه مطابق معیار عمومی معمولی
standards
U
مطابق نمونه مطابق معیار عمومی معمولی
to push out
U
پیش بردن جلو بردن
imbibe
U
تحلیل بردن فرو بردن
imbibed
U
تحلیل بردن فرو بردن
imbibes
U
تحلیل بردن فرو بردن
imbibing
U
تحلیل بردن فرو بردن
masochism
U
لذت بردن از درد لذت بردن از جور وجفای معشوق یا معشوقه
correspondents
U
مطابق
secundumn
U
مطابق
similiar
U
مطابق
agreeably to
U
مطابق
similar
U
مطابق
matched
U
مطابق
within
U
مطابق
correspondent
U
مطابق
according to
U
مطابق
after
U
مطابق
from
U
مطابق
pursuant
U
مطابق
incompliance with
U
مطابق
in register
U
مطابق
according
U
مطابق
respondents
U
مطابق
corresponding
U
مطابق
accordant
U
مطابق
consilient
U
مطابق
complied with
U
مطابق با
congurous
U
مطابق
corresponding to
U
مطابق با
corresponding to
U
مطابق
correspoundent
U
مطابق
correspounding
U
مطابق
even with
U
مطابق
respondent
U
مطابق
frae
U
مطابق
in keeping
U
مطابق
confirming
U
مطابق
complied
U
مطابق با
complies
U
مطابق با
comply
U
مطابق با
complying
U
مطابق با
traditionally
U
مطابق احادیث
fashionably
U
مطابق معمول
synchronizes
U
مطابق بودن
corresponding
U
مطابق متشابه
pedagogically
U
مطابق فن تعلیم
trendier
U
مطابق آخرین مد
conform to
U
مطابق بودن با
synchronize
U
مطابق بودن
astronomically
U
مطابق هیئت
relevant
U
وابسته مطابق
trendiest
U
مطابق آخرین مد
as usual
U
مطابق معمول
orthodox
U
مطابق مرسوم
newfashioned
U
مطابق مد روز
up-to-date
U
مطابق روز
hygienically
U
مطابق بهداشت
up to date
U
مطابق روز
correspond
U
مطابق بودن
corresponded
U
مطابق بودن
physiologically
U
مطابق فیزیولوژی
corresponds
U
مطابق بودن
to correspond to
U
مطابق بودن
to
U
برحسب مطابق
after the manner of
U
بتقلید مطابق
constitutionally
U
مطابق قانون
in accordance with
U
مطابق موافق
posher
U
مطابق مد روز
synchrinized
U
مطابق بودن
posh
U
مطابق مد روز
at my request
U
مطابق با تقاضای من
testamentary
U
مطابق با وصیت
synchronised
U
مطابق بودن
geometrically
U
مطابق هندسه
correspound
U
مطابق بودن
by the square
U
مطابق نمونه
by my watch
U
مطابق ساعت من
pursuant to
U
مطابق برحسب
adjust
U
مطابق کردن
trendy
U
مطابق آخرین مد
synchronising
U
مطابق بودن
homologize
U
مطابق شدن
synchronises
U
مطابق بودن
poshest
U
مطابق مد روز
meets
U
مطابق شرایط بودن
ethnologically
U
مطابق علم نژادشناسی
cut-and-dried
U
مطابق نقشه وبرنامه
modular
U
مطابق اندازه یامقیاس
classic
U
مطابق بهترین نمونه
cut and dry
U
مطابق نقشه وبرنامه
parallelled
U
نظیر مطابق بودن با
paralleling
U
نظیر مطابق بودن با
classics
U
مطابق بهترین نمونه
metronomic
U
مطابق میزانه شمار
parallelling
U
نظیر مطابق بودن با
true copy
U
رونوشت مطابق با اصل
cut and dried
U
مطابق نقشه وبرنامه
biblical
U
مطابق کتاب مقدس
true life
U
مطابق زندگی روزمره
paralleled
U
نظیر مطابق بودن با
currency
U
مطابق روز بودن
anno hegirae
U
مطابق تقویم هجری
pedagogical teaching
U
اموزش مطابق فن تعلیم
pedagogically
U
مطابق علم اموزش
ideals
U
مطابق نمونه واقعی
currencies
U
مطابق روز بودن
technically
U
مطابق اصول فنی
accentually
U
مطابق تکیه صدا
to keep step to a band
U
مطابق موزیک پازدن
quite the thing
U
مطابق بارسم معمول
dialectically
U
مطابق قواعد منطق
parallel
U
نظیر مطابق بودن با
discretionally
U
مطابق میل و اختیار
parallels
U
نظیر مطابق بودن با
reconstruction
U
نمونه مطابق اصل
reconstructions
U
نمونه مطابق اصل
up-to-date
U
مطابق اخرین طرز
constitutional
U
مطابق قانون اساسی
ideal
U
مطابق نمونه واقعی
up to date
U
مطابق اخرین طرز
ethically
U
مطابق علم اخلاق
keping with one's view
U
مطابق نظرکسی بودن
musically
U
مطابق اصول موسیقی
meet
U
مطابق شرایط بودن
anatomically
U
مطابق علم تشریح
tallied
U
تطبیق کردن مطابق بودن
standardizing
U
مطابق درجه معینی دراوردن
answering
U
بدرد خوردن مطابق بودن
ideally
U
مطابق ارزو و یاکمال مطلوب
tally
U
تطبیق کردن مطابق بودن
orthodox
U
مطابق عقاید کلیسای مسیح
tallying
U
تطبیق کردن مطابق بودن
answers
U
بدرد خوردن مطابق بودن
standardising
U
مطابق درجه معینی دراوردن
sunwise
U
مطابق گردش عقربک ساعت
symptomatic
U
مطابق نشانه بیماری نماینده
adjusts
U
تسویه نمودن مطابق کردن
standardised
U
مطابق درجه معینی دراوردن
standardises
U
مطابق درجه معینی دراوردن
standardize
U
مطابق درجه معینی دراوردن
standardizes
U
مطابق درجه معینی دراوردن
phonetioist
U
طرفداری املای مطابق صدا
models
U
مطابق مدل معینی در اوردن
modelled
U
مطابق مدل معینی در اوردن
modeled
U
مطابق مدل معینی در اوردن
model
U
مطابق مدل معینی در اوردن
adjusting
U
تسویه نمودن مطابق کردن
standardization
U
مطابق معیار خاص دراوردن
scriptural
U
مطابق متن کتاب مقدس
that i snot in keepingwith our
U
این مطابق نظریه مانیست
with the sun
U
مطابق گردش عقربک ساعت
sovietize
U
مطابق رژیم شوروی کردن
up to date
U
امروزی تازه مطابق روز
synchronize
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
synchronises
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
synchronised
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
moresque
U
مطابق با سبک مغربیهای افریقا
synchronizes
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
tallies
U
تطبیق کردن مطابق بودن
grammatically
U
مطابق ایین دستوریاصرف ونحو
answer
U
بدرد خوردن مطابق بودن
synchronising
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
ethnically
U
مطابق علم طوایف بشر
conventional
U
مرسوم مطابق ایین وقاعده
answered
U
بدرد خوردن مطابق بودن
up-to-date
U
امروزی تازه مطابق روز
to marry well
U
جفت
[زوج]
مطابق بهم بودن
temporalize
U
مطابق مقتضیات وقت عمل کردن
sinify
U
مطابق اداب ورسوم چینی کردن
to pursue a plan
U
مطابق طرح یا نقشهای پیش رفتن
grammatical
U
صرف و نحوی مطابق قواعد دستور
clockwise
U
مطابق گردش عقربههای ساعت راستگرد
sinicize
U
مطابق اداب ورسوم چینی کردن
rhetorically
U
مطابق علم معانی بیان یا فصاحت فصیحانه
standardized
U
مطابق نمونه و معیار عمومی تهیه شده
standard load
U
بار مهمات مطابق نمونه یا تنظیم شده
conventionally
U
برطبق ایین ورسوم قراردادی- مطابق قرارداد
accordantly
U
بطور موافق یا مطابق چنانکه جور باشد
phonetist
U
متخصص ترکیب صداها طرفداری املای مطابق صدا
It is to your taste (liking).
U
باب دندان شما است ( مطابق میل وسلیقه )
phoneticism
U
عقیده به نوشتن و املا کردن کلمه مطابق صدایا تلفظان
scholastically
U
موافق اصول اموزشگاهها مطابق منطق قدیمی ها طلبه وار
an iconic statue
U
مجسمهای که از روی نمونه و مطابق قرارداد صنعتی ساخته شده باشد
to pattern out
U
ازروی نمونه درست کردن مطابق الگویاقالب طرح کردن
synchronizes
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronising
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronised
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronises
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronize
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
to adjust
U
وفق دادن
[سازگار کردن]
[مطابق کردن ]
formfitting
U
مطابق طرح بدن بشکل بدن
stylish
U
باب روز مطابق مد روز
find out
U
پی بردن
discovers
U
پی بردن
discovering
U
پی بردن
discovered
U
پی بردن
discover
U
پی بردن
transported
U
بردن
overblow
U
بردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com