Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
accentually
U
مطابق تکیه صدا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
standard
U
مطابق نمونه مطابق معیار عمومی معمولی
standards
U
مطابق نمونه مطابق معیار عمومی معمولی
accenting
U
: با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accented
با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accent
با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accents
U
: با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
enclitic
U
متکی به کلمه قبلی کلمهای که تکیه ندارد و یااگر دارد تکیه اش رابکلمه پیش از خود میدهد ودر تلفظ بدان کلمه می چسبد
correspounding
U
مطابق
according to
U
مطابق
corresponding to
U
مطابق
corresponding to
U
مطابق با
incompliance with
U
مطابق
correspondents
U
مطابق
congurous
U
مطابق
similiar
U
مطابق
after
U
مطابق
secundumn
U
مطابق
in register
U
مطابق
in keeping
U
مطابق
from
U
مطابق
frae
U
مطابق
even with
U
مطابق
similar
U
مطابق
correspondent
U
مطابق
matched
U
مطابق
within
U
مطابق
complied with
U
مطابق با
complying
U
مطابق با
accordant
U
مطابق
consilient
U
مطابق
complied
U
مطابق با
agreeably to
U
مطابق
pursuant
U
مطابق
respondents
U
مطابق
respondent
U
مطابق
confirming
U
مطابق
corresponding
U
مطابق
correspoundent
U
مطابق
according
U
مطابق
comply
U
مطابق با
complies
U
مطابق با
at my request
U
مطابق با تقاضای من
synchronize
U
مطابق بودن
geometrically
U
مطابق هندسه
homologize
U
مطابق شدن
hygienically
U
مطابق بهداشت
corresponds
U
مطابق بودن
in accordance with
U
مطابق موافق
physiologically
U
مطابق فیزیولوژی
synchronizes
U
مطابق بودن
newfashioned
U
مطابق مد روز
pedagogically
U
مطابق فن تعلیم
synchronising
U
مطابق بودن
synchronises
U
مطابق بودن
astronomically
U
مطابق هیئت
by my watch
U
مطابق ساعت من
by the square
U
مطابق نمونه
conform to
U
مطابق بودن با
up to date
U
مطابق روز
constitutionally
U
مطابق قانون
up-to-date
U
مطابق روز
corresponded
U
مطابق بودن
correspond
U
مطابق بودن
after the manner of
U
بتقلید مطابق
correspound
U
مطابق بودن
synchronised
U
مطابق بودن
traditionally
U
مطابق احادیث
orthodox
U
مطابق مرسوم
corresponding
U
مطابق متشابه
fashionably
U
مطابق معمول
as usual
U
مطابق معمول
to
U
برحسب مطابق
trendier
U
مطابق آخرین مد
poshest
U
مطابق مد روز
posher
U
مطابق مد روز
trendy
U
مطابق آخرین مد
trendiest
U
مطابق آخرین مد
relevant
U
وابسته مطابق
synchrinized
U
مطابق بودن
testamentary
U
مطابق با وصیت
posh
U
مطابق مد روز
to correspond to
U
مطابق بودن
adjust
U
مطابق کردن
pursuant to
U
مطابق برحسب
accent
U
تکیه
recumbency
U
تکیه
enclitic
U
بی تکیه
atonic
U
بی تکیه
leaning
U
تکیه
reliance
U
تکیه
emphasis
U
تکیه
leanings
U
تکیه
lolled
U
لم تکیه
loll
U
لم تکیه
accents
U
تکیه
accumbency
U
تکیه
lolls
U
لم تکیه
unaccented
U
بی تکیه
accenting
U
تکیه
lolling
U
لم تکیه
accented
U
تکیه
up to date
U
مطابق اخرین طرز
constitutional
U
مطابق قانون اساسی
true life
U
مطابق زندگی روزمره
technically
U
مطابق اصول فنی
meet
U
مطابق شرایط بودن
meets
U
مطابق شرایط بودن
anatomically
U
مطابق علم تشریح
musically
U
مطابق اصول موسیقی
ideals
U
مطابق نمونه واقعی
anno hegirae
U
مطابق تقویم هجری
ideal
U
مطابق نمونه واقعی
ethically
U
مطابق علم اخلاق
true copy
U
رونوشت مطابق با اصل
ethnologically
U
مطابق علم نژادشناسی
currency
U
مطابق روز بودن
currencies
U
مطابق روز بودن
classics
U
مطابق بهترین نمونه
classic
U
مطابق بهترین نمونه
pedagogically
U
مطابق علم اموزش
pedagogical teaching
U
اموزش مطابق فن تعلیم
reconstructions
U
نمونه مطابق اصل
modular
U
مطابق اندازه یامقیاس
biblical
U
مطابق کتاب مقدس
parallels
U
نظیر مطابق بودن با
paralleled
U
نظیر مطابق بودن با
paralleling
U
نظیر مطابق بودن با
parallelling
U
نظیر مطابق بودن با
keping with one's view
U
مطابق نظرکسی بودن
parallel
U
نظیر مطابق بودن با
metronomic
U
مطابق میزانه شمار
cut-and-dried
U
مطابق نقشه وبرنامه
to keep step to a band
U
مطابق موزیک پازدن
cut and dried
U
مطابق نقشه وبرنامه
reconstruction
U
نمونه مطابق اصل
dialectically
U
مطابق قواعد منطق
up-to-date
U
مطابق اخرین طرز
quite the thing
U
مطابق بارسم معمول
discretionally
U
مطابق میل و اختیار
parallelled
U
نظیر مطابق بودن با
cut and dry
U
مطابق نقشه وبرنامه
anchorages
U
تکیه گاه
lean
U
تکیه کردن
prop
U
تکیه گاه
propping
U
تکیه گاه
leaned
U
تکیه زدن
propped
U
تکیه گاه
lean
U
تکیه زدن
catch-phrase
U
تکیه کلام
to lean on a reed
U
تکیه بر اب کردن
to base one self
U
تکیه کردن
support roller
U
تکیه گاه
support bearing
U
تکیه گاه
counterfort
U
دیوار تکیه
saddle bearer
U
تکیه گاه
mahlstick
U
تکیه دست
maulstick
U
تکیه دست
point of support
U
تکیه گاه
bridge seat
U
تکیه گاه
boilerplate
U
تکیه کلام
leaned
U
تکیه کردن
slump over
U
تکیه زدن
leans
U
تکیه کردن
leans
U
تکیه زدن
catch-phrases
U
تکیه کلام
accentual
U
تکیه دار
to throw oneself on
U
تکیه کردن بر
arm rest
U
تکیه گاه
heel rest
تکیه گاه
backrest
U
تکیه گاه
postpositive
U
الحاقی و بی تکیه
insisted
U
تکیه کردن بر
bearing
U
تکیه گاه
bolsters
U
تکیه دادن
bolstered
U
تکیه دادن
rely
U
تکیه کردن
relies
U
تکیه کردن
bolster
U
تکیه دادن
anchor
U
تکیه گاه
anchors
U
تکیه گاه
relied
U
تکیه کردن
stayed
U
تکیه مهار
insists
U
تکیه کردن بر
insisting
U
تکیه کردن بر
reclines
U
تکیه کردن
insist
U
تکیه کردن بر
stay
U
تکیه مهار
reclined
U
تکیه کردن
recline
U
تکیه کردن
relying
U
تکیه کردن
support
U
تکیه گاه
anchoring
U
تکیه گاه
stand
U
تکیه گاه
fulcrum
U
تکیه گاه
anchorage
U
تکیه گاه
rest
U
تکیه گاه
rest
U
تکیه دادن
rests
U
تکیه گاه
rests
U
تکیه دادن
moresque
U
مطابق با سبک مغربیهای افریقا
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com