English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 214 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
expense U مصرف
disposal U مصرف
expenditure U مصرف
extravagant U مصرف
wasteful U مصرف
waster U مصرف
wasters U مصرف
consumption U مصرف
usage U مصرف
usages U مصرف
comsumption U مصرف
income consumption curve U مصرف
offtake U مصرف
consumerism U مصرف
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
average propensity to consume U میل متوسط به مصرف نسبتی از درامد که به مصرف اختصاص می یابد
diminishing utility U اصل تقلیل تمایل به مصرف دراینده در اثر مصرف مقدارزیادی از یک کالا در زمان حال
consumer logistics U امور امادی مصرف کنندگان مصرف کالا و اماد
power consumer U مصرف انرژی مصرف توان
margin propensity to consume U تمایل نهایی به مصرف نسبت بین میزان مصرف وپس انداز هر فرد به ازای یک واحد افزایش در درامد وثروت فرد
life cycle hypothesis U فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
pigou effect U اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
sodden U بی مصرف
good for nothing U بی مصرف
consumption possibility line U حد مصرف
unemployed U بی مصرف
of no a U بی مصرف
otiose U بی مصرف
overall consumption U مصرف کل
wastes U بی مصرف
aggregate consumption U مصرف کل
waste U بی مصرف
consumption rate U میزان مصرف
consumption rate U نواخت مصرف
applicable <adj.> U مصرف کردنی
throwaway U یکبار مصرف
consumerism U مصرف گرایی
consumption possibility line U خط امکانات مصرف
propensity to consume U گرایش به مصرف
consumption function U تابع مصرف
bootless U بی مصرف بی علاج
capital consumption U مصرف سرمایه
coefficient of utility U ضریب مصرف
conspicious consumption U مصرف تجملی
conspicuious consumption U مصرف تجملی
consumable U مصرف شدنی
consumer brand U کالای پر مصرف
per capita water consumption U مصرف سرانه اب
mass consumption U مصرف انبوه
productive consumption U مصرف مولد
propensity to consume U تمایل به مصرف
put away U مصرف کردن
rate of consumption U نرخ مصرف
permanent consumption U مصرف دائمی
irrigation consumption U مصرف ابیاری
internal power U مصرف داخلی
internal consumption U مصرف داخلی
industrial consumption U مصرف صنعتی
induced consumption U مصرف القائی
mass consumption U مصرف کلان
private consumption U مصرف خصوصی
per capita consumption U مصرف سرانه
peak load U بحبوحه مصرف
partial substitution U جانشینی مصرف
power consumer U مصرف برق
optional consumption U مصرف اختیاری
power consumption U مصرف قدرت
power consumption U مصرف برق
present consumption U مصرف جاری
present consumption U مصرف حال
national consumption U مصرف ملی
maximum power demand U مصرف حداکثر
ready for use U اماده مصرف
inconsumable U مصرف نکردنی
transitory consumption U مصرف گذرا
excise tax U مالیات بر مصرف
transitory consumption U مصرف انتقالی
energy consumption U مصرف انرژی
domestic consumption U مصرف خانگی
unproductive consumption U مصرف بیهوده
utilizable <adj.> U قابل مصرف
usage rate U نرخ مصرف
use up U مصرف کردن
consumption theory U نظریه مصرف
consumption schedule U جدول مصرف
expenditure credit U اعتبار مصرف
to use up U مصرف کردن
ready use U اماده مصرف
idle stock U موجودی بی مصرف
rival consumption U مصرف رقابتی
home use entry U اعلامیه مصرف
home consumption U مصرف داخلی
home consumption U مصرف خانگی
high mass consumption U مصرف انبوه
gasoline consumption U مصرف بنزین
fuel consumption U مصرف سوخت
throw away U چیز بی مصرف
consumption rate U اهنگ مصرف
spends U مصرف کردن
spend U مصرف کردن
eats U مصرف کردن
eat U مصرف کردن
consumes U مصرف کردن
consumed U مصرف کردن
induced consumption U مصرف تشویقی
expenditure U میزان مصرف
rags U بی مصرف شدن
rag U بی مصرف شدن
disposable U مصرف شدنی
utilization U مورد مصرف
usages U موارد مصرف
utilisations U موارد مصرف
utilizations U موارد مصرف
uses U استعمال مصرف
TAN [Transaction authentication number] U رمز یکبار مصرف
recive U مصرف کنید
use U استعمال مصرف
utilisation [British] U مورد مصرف
using U مورد مصرف
usage U مورد مصرف
expendable U مصرف پذیر
exploitation [utilization] U مورد مصرف
dismantling U بی مصرف کردن
dismantles U بی مصرف کردن
dismantled U بی مصرف کردن
dismantle U بی مصرف کردن
exhausted U مصرف شده
consume U مصرف کردن
abusing U سوء مصرف
consumer U مصرف کننده
utilisable [British] <adj.> U مصرف کردنی
abuses U سوء مصرف
abused U سوء مصرف
abuse U سوء مصرف
autonomous consumption U مصرف مستقل
suitable <adj.> U مصرف کردنی
usable <adj.> U مصرف کردنی
useful <adj.> U مصرف کردنی
shelf life U تاریخ مصرف
utilizable <adj.> U مصرف کردنی
using U استعمال مصرف
suitable <adj.> U قابل مصرف
user U مصرف کننده
applicable <adj.> U قابل مصرف
utilisable [British] <adj.> U قابل مصرف
utilization U مصرف بکاربری
useful <adj.> U قابل مصرف
usable <adj.> U قابل مصرف
users U مصرف کننده
consumers U مصرف کننده
tertiary consumers U مصرف کنندگان سومین
rational consumer U مصرف کننده عقلائی
utilizable U قابل استفاده مصرف
reactive volt ampere hour meter U کنتور مصرف کور
underconsumption theory U نظریه مصرف ناکافی
disposable tableware U ظروف یک بار مصرف
single-use tableware U ظروف یک بار مصرف
unit kilometer U مصرف کیلومتری یکان
unproductive consumption U مصرف غیر مولد
price consumption curve U منحنی قیمت مصرف
to lay up in a napkin U بی مصرف نگاه داشتن
consumerism U حمایت از مصرف کننده
var hour meter U کنتور مصرف کور
total consumption burner U مشعل تمام مصرف کن
throwaway U مصرف کن و دور بیانداز
secondary consumers U مصرف کنندگان دومین
service cable U کابل مصرف کننده
slather U بطورافراط مصرف کردن
soft goods U کالاهای مصرف شدنی
specific fuel consumption U مصرف سوخت ویژه
volt ampere hour meter U کنتور مصرف فاهری
product usage rate U میزان مصرف محصول
to be on the strain U زیاد مصرف شدن
primary consumers U مصرف کنندگان نخستین
representative consumer U مصرف کننده نمونه
baubles U چیزقشنگ وبی مصرف
bauble U چیزقشنگ وبی مصرف
excess meter U کنتور مصرف اضافی
expendable property U اماد مصرف شدنی
inputted U نیروی مصرف شده
consumer psychology U روانشناسی مصرف کننده
input U نیروی مصرف شده
metres U کنتور مصرف سنج
metre U کنتور مصرف سنج
gewgaws U چیز قشنگ بی مصرف
gew gaw U اشیاء قشنگ بی مصرف
dissaving U مصرف بیش از درامد
consumers cooperative company U شرکت تعاونی مصرف
consumer protection U حمایت از مصرف کننده
consumer preference U رجحان مصرف کننده
consumer equilibrium U تعادل مصرف کننده
consumer credit U اعتبار مصرف کننده
consumer choice U انتخاب مصرف کننده
consumer behaviour U رفتار مصرف کننده
consumable supplies U اماد مصرف شدنی
consumer sovereignty U حاکمیت مصرف کننده
soverignty of the consumer U حاکمیت مصرف کننده
consumer surplus U نصیب مصرف کننده
consumer's choice U انتخاب مصرف کننده
age of mass consumption U عصر مصرف انبوه
gewgaw U چیز قشنگ بی مصرف
home use entry U اعلامیه مصرف شخصی
maximum demand pointer U عقربه مصرف حداکثر
use U بکاربردن مصرف کردن
logplate U صفحه صورت مصرف
meter U کنتور مصرف سنج
low marginal propensity to cunsume U تمایل ارام به مصرف
macronutrient U عنصر غذایی پر مصرف
marginal propensity to consume U میل نهائی به مصرف
meters U کنتور مصرف سنج
materials utilisation control U کنترل مصرف مواد
offer curve U منحنی قیمت مصرف
nonrival consumption U مصرف غیر رقابتی
micronutrient U عنصر غذایی کم مصرف
uses U مصرف استفاده کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com