English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 112 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
impermeable materials U مصالح نفوذناپذیر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
impermeable U نفوذناپذیر
impermeable rocks U سنگهای نفوذناپذیر
impervious core U هسته نفوذناپذیر
impervious blanket U لایه نفوذناپذیر
impermeable ground U زمین نفوذناپذیر
impervious blanket U پوشش نفوذناپذیر
roof covering material U مصالح پوشش شیروانی مصالح پوشش بام
compromiser U مصالح
donor U مصالح
donors U مصالح
mantling U مصالح
materials U مصالح
material U مصالح
endurance limit U حد دوام مصالح
considerations of public interest U مصالح مرسله
reason of state U مصالح عمومی
coated materials U مصالح اغشته
strength of materials U مقاومت مصالح
building material U مصالح ساختمانی
building material U مصالح ساختمان
impervious materials U مصالح ناتراوا
reason of state U مصالح مملکتی
road making material U مصالح راه
foundation materials U مصالح پی سازی
sealing compound U مصالح سیلکوت
masonry dam U سد با مصالح بنایی
permeable materials U مصالح تراوا
rubble hard core U مصالح تخریب
material testing U ازمایش مصالح
road making material U مصالح راهسازی
overburden U مصالح رویی
impermeable materials U مصالح ناتراوا
public interests U مصالح عامه
rubble hard core U مصالح اوار
hard core U مصالح اوار
hard core U مصالح تخریب
binding material U مصالح چسبنده
talus meterial U مصالح سنگریز
stuff U جنس مصالح
material U جنس مصالح
aggregate U مصالح دانهای
materials U مصالح ساختمان
engineering material U مصالح مهندسی
waste material U مصالح وازده
ballast U مصالح شکسته
materials U جنس مصالح
paving U مصالح سنگفرش
flooring U مصالح کف سازی
ballast U مصالح شسته
material U مصالح ساختمان
stuffed U جنس مصالح
testing of materials U ازمایش مصالح
aggregates U مصالح دانهای
stuffs U جنس مصالح
aggregate U مصالح دانه بندی
masonery bond U بست مصالح بنایی
material storage area U انبار مصالح ساختمانی
aggregate U کلوخه مصالح سنگی
brick masonary channel U کانال با مصالح اجری
aggregates U مصالح دانه بندی
aggregates U کلوخه مصالح سنگی
masonery U مصالح ساختمانی سنگتراشی
material testing laboratory U ازمایشگاه مصالح ساختمانی
masonry lining U پوشش با مصالح ساختمانی
aggregate flow diagram U نمودار تهیه مصالح
transferor U مصالح انتقال دهنده
coated materials U مصالح اندود شده
ballast U شن ریزی مصالح شکسته
storage pile U انبار مصالح در کارگاه
coarse aggregate U مصالح درشت دانه
testing of materials U ازمایش مقاومت مصالح
sheeting U مصالح ورق سازی
brick ballast U مصالح شکسته اجری
stone ballast U مصالح شکسته سنگی
semipervious materials U مصالح نیمه تراوا
endowment for the benefit of the public U وقف بر مصالح عامه
roofing U مصالح ساختن بام
semipermeable materials U مصالح نیمه تراوا
florring U مصالح فرش اطاق
uniform aggregate U مصالح ریزدانه یکنواخت
selected fill U مصالح انتخابی برای خاکریزی
ticky-tacky [American E] U جنس بنجل [مصالح ساختمان]
studding U مصالح ساختمانی از قبیل تیروغیره
material testing machine U دستگاه ازمایش مقاومت مصالح
aggregate interlocking U بهم چسبیدن مصالح ریزدانه
coarse aggregate U مصالح دانه بندی درشت
electric wiring material U مصالح سیم کشی برق
sheathing U مصالح مخصوص غلاف یا پوشش
fine aggregate U مصالح ریزدانه سنگدانههای ریز
jerry build U با مصالح ارزان ساختمان کردن
tubing U مصالح لوله سازی ولوله کشی
haul U فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauled U فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauling U فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauls U فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
internationalism U عقیده بحفظ و رعایت مصالح عمومی ملل
haul road U راه مخصوص حمل مصالح ساختمانی به کارگاه
masonary U مصالح ساختمانی مانند اجر سیمان و غیره
aggregate batcher U تعیین وزن مصالح ریزدانه جهت ساختن بتن
aggregate batching plant U دستگاه تعیین وزن مصالح ریزدانه جهت ساختن بتن
free haul U در حمل مصالح ساختمانی به کارگاه حداکثر مسافتی را که کرایه اضافی بدان تعلق نگیردگویند
aggregates U مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
aggregate U مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
building material dealer U فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
dedications U اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
dedication U اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
bulking U افزایش حجم مصالح ریزدانه ناشی از افزایش اب
consul U نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
consuls U نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
individualism U فلسفه اصالت فردیت روش فکری که معتقد به ازاد گذاشتن فرد درجمیع امور و شئون است بدون انکه مصالح جمع این ازادی را محدود کند
declaration of trust U افهارنامه تکلیف به قبض افهارنامهای که ناقل به منتقل الیه یا مصالح به متصالح میدهد و در ان به او تکلیف میکند که اداره مورد انتقال یا مال الصلح رابه عهده بگیرد و ان را قبض کند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com