English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 114 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
reason of state U مصالح مملکتی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
state affairs U امور مملکتی
budgetary control U کنترل اجرای بودجه در واحدهای مملکتی
sinking fund U ذخیره مخصوص پرداخت دیون ملی و مملکتی
extraterritorial U واقع درخارج قلمرو داخلی خارج مملکتی
roof covering material U مصالح پوشش شیروانی مصالح پوشش بام
subsidy U مالیات فوق العادهای که درمواقع اضطرار و برای امورمهم و غیر مترقبه مملکتی اخذ میشود
departmentalism U اعنقاد به روش تمرکز دراداره کشور و تفویض اختیارات وسیع به مسئولین اداره امور تقسیمات کوچک مملکتی
intercoastal U رفت و امد داخل مملکتی درون ساحلی درون مرزی
donor U مصالح
donors U مصالح
compromiser U مصالح
mantling U مصالح
materials U مصالح
material U مصالح
impervious materials U مصالح ناتراوا
coated materials U مصالح اغشته
road making material U مصالح راه
road making material U مصالح راهسازی
rubble hard core U مصالح تخریب
building material U مصالح ساختمانی
building material U مصالح ساختمان
material U مصالح ساختمان
rubble hard core U مصالح اوار
sealing compound U مصالح سیلکوت
considerations of public interest U مصالح مرسله
reason of state U مصالح عمومی
public interests U مصالح عامه
impermeable materials U مصالح نفوذناپذیر
impermeable materials U مصالح ناتراوا
hard core U مصالح اوار
masonry dam U سد با مصالح بنایی
foundation materials U مصالح پی سازی
material testing U ازمایش مصالح
aggregates U مصالح دانهای
engineering material U مصالح مهندسی
endurance limit U حد دوام مصالح
overburden U مصالح رویی
permeable materials U مصالح تراوا
binding material U مصالح چسبنده
hard core U مصالح تخریب
talus meterial U مصالح سنگریز
testing of materials U ازمایش مصالح
waste material U مصالح وازده
ballast U مصالح شکسته
paving U مصالح سنگفرش
flooring U مصالح کف سازی
ballast U مصالح شسته
strength of materials U مقاومت مصالح
aggregate U مصالح دانهای
materials U مصالح ساختمان
material U جنس مصالح
stuffs U جنس مصالح
stuffed U جنس مصالح
stuff U جنس مصالح
materials U جنس مصالح
masonery bond U بست مصالح بنایی
masonery U مصالح ساختمانی سنگتراشی
masonry lining U پوشش با مصالح ساختمانی
material storage area U انبار مصالح ساختمانی
semipermeable materials U مصالح نیمه تراوا
stone ballast U مصالح شکسته سنگی
storage pile U انبار مصالح در کارگاه
aggregate U مصالح دانه بندی
aggregate U کلوخه مصالح سنگی
transferor U مصالح انتقال دهنده
semipervious materials U مصالح نیمه تراوا
uniform aggregate U مصالح ریزدانه یکنواخت
material testing laboratory U ازمایشگاه مصالح ساختمانی
endowment for the benefit of the public U وقف بر مصالح عامه
sheeting U مصالح ورق سازی
roofing U مصالح ساختن بام
brick ballast U مصالح شکسته اجری
brick masonary channel U کانال با مصالح اجری
aggregate flow diagram U نمودار تهیه مصالح
coarse aggregate U مصالح درشت دانه
coated materials U مصالح اندود شده
aggregates U کلوخه مصالح سنگی
ballast U شن ریزی مصالح شکسته
testing of materials U ازمایش مقاومت مصالح
florring U مصالح فرش اطاق
aggregates U مصالح دانه بندی
material testing machine U دستگاه ازمایش مقاومت مصالح
ticky-tacky [American E] U جنس بنجل [مصالح ساختمان]
studding U مصالح ساختمانی از قبیل تیروغیره
sheathing U مصالح مخصوص غلاف یا پوشش
aggregate interlocking U بهم چسبیدن مصالح ریزدانه
selected fill U مصالح انتخابی برای خاکریزی
jerry build U با مصالح ارزان ساختمان کردن
electric wiring material U مصالح سیم کشی برق
coarse aggregate U مصالح دانه بندی درشت
fine aggregate U مصالح ریزدانه سنگدانههای ریز
tubing U مصالح لوله سازی ولوله کشی
haul U فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauling U فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauled U فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauls U فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
transshipment activity U سیستم حمل و نقل سطح مملکتی سازمان حمل و نقل در سطح وزارت دفاع
masonary U مصالح ساختمانی مانند اجر سیمان و غیره
haul road U راه مخصوص حمل مصالح ساختمانی به کارگاه
internationalism U عقیده بحفظ و رعایت مصالح عمومی ملل
aggregate batcher U تعیین وزن مصالح ریزدانه جهت ساختن بتن
aggregate batching plant U دستگاه تعیین وزن مصالح ریزدانه جهت ساختن بتن
free haul U در حمل مصالح ساختمانی به کارگاه حداکثر مسافتی را که کرایه اضافی بدان تعلق نگیردگویند
aggregate U مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
aggregates U مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
building material dealer U فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
dedication U اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
dedications U اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
bulking U افزایش حجم مصالح ریزدانه ناشی از افزایش اب
consuls U نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
consul U نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
individualism U فلسفه اصالت فردیت روش فکری که معتقد به ازاد گذاشتن فرد درجمیع امور و شئون است بدون انکه مصالح جمع این ازادی را محدود کند
declaration of trust U افهارنامه تکلیف به قبض افهارنامهای که ناقل به منتقل الیه یا مصالح به متصالح میدهد و در ان به او تکلیف میکند که اداره مورد انتقال یا مال الصلح رابه عهده بگیرد و ان را قبض کند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com