Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 106 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
material
U
مصالح
materials
U
مصالح
donor
U
مصالح
donors
U
مصالح
compromiser
U
مصالح
mantling
U
مصالح
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
roof covering material
U
مصالح پوشش شیروانی مصالح پوشش بام
building material
U
مصالح ساختمان
reason of state
U
مصالح مملکتی
building material
U
مصالح ساختمانی
reason of state
U
مصالح عمومی
road making material
U
مصالح راه
road making material
U
مصالح راهسازی
rubble hard core
U
مصالح تخریب
stuffs
U
جنس مصالح
stuffed
U
جنس مصالح
public interests
U
مصالح عامه
permeable materials
U
مصالح تراوا
impermeable materials
U
مصالح نفوذناپذیر
impermeable materials
U
مصالح ناتراوا
hard core
U
مصالح اوار
hard core
U
مصالح تخریب
foundation materials
U
مصالح پی سازی
impervious materials
U
مصالح ناتراوا
masonry dam
U
سد با مصالح بنایی
engineering material
U
مصالح مهندسی
endurance limit
U
حد دوام مصالح
material testing
U
ازمایش مصالح
considerations of public interest
U
مصالح مرسله
coated materials
U
مصالح اغشته
overburden
U
مصالح رویی
stuff
U
جنس مصالح
rubble hard core
U
مصالح اوار
ballast
U
مصالح شکسته
materials
U
جنس مصالح
talus meterial
U
مصالح سنگریز
materials
U
مصالح ساختمان
material
U
جنس مصالح
material
U
مصالح ساختمان
aggregates
U
مصالح دانهای
aggregate
U
مصالح دانهای
waste material
U
مصالح وازده
binding material
U
مصالح چسبنده
ballast
U
مصالح شسته
testing of materials
U
ازمایش مصالح
paving
U
مصالح سنگفرش
flooring
U
مصالح کف سازی
sealing compound
U
مصالح سیلکوت
strength of materials
U
مقاومت مصالح
semipermeable materials
U
مصالح نیمه تراوا
brick ballast
U
مصالح شکسته اجری
semipervious materials
U
مصالح نیمه تراوا
masonery
U
مصالح ساختمانی سنگتراشی
stone ballast
U
مصالح شکسته سنگی
transferor
U
مصالح انتقال دهنده
storage pile
U
انبار مصالح در کارگاه
masonry lining
U
پوشش با مصالح ساختمانی
material storage area
U
انبار مصالح ساختمانی
roofing
U
مصالح ساختن بام
testing of materials
U
ازمایش مقاومت مصالح
material testing laboratory
U
ازمایشگاه مصالح ساختمانی
uniform aggregate
U
مصالح ریزدانه یکنواخت
masonery bond
U
بست مصالح بنایی
aggregate flow diagram
U
نمودار تهیه مصالح
sheeting
U
مصالح ورق سازی
brick masonary channel
U
کانال با مصالح اجری
ballast
U
شن ریزی مصالح شکسته
coarse aggregate
U
مصالح درشت دانه
coated materials
U
مصالح اندود شده
aggregates
U
کلوخه مصالح سنگی
endowment for the benefit of the public
U
وقف بر مصالح عامه
aggregate
U
مصالح دانه بندی
aggregate
U
کلوخه مصالح سنگی
florring
U
مصالح فرش اطاق
aggregates
U
مصالح دانه بندی
sheathing
U
مصالح مخصوص غلاف یا پوشش
studding
U
مصالح ساختمانی از قبیل تیروغیره
selected fill
U
مصالح انتخابی برای خاکریزی
ticky-tacky
[American E]
U
جنس بنجل
[مصالح ساختمان]
fine aggregate
U
مصالح ریزدانه سنگدانههای ریز
aggregate interlocking
U
بهم چسبیدن مصالح ریزدانه
jerry build
U
با مصالح ارزان ساختمان کردن
material testing machine
U
دستگاه ازمایش مقاومت مصالح
coarse aggregate
U
مصالح دانه بندی درشت
electric wiring material
U
مصالح سیم کشی برق
tubing
U
مصالح لوله سازی ولوله کشی
hauling
U
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauls
U
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauled
U
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
haul
U
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
internationalism
U
عقیده بحفظ و رعایت مصالح عمومی ملل
masonary
U
مصالح ساختمانی مانند اجر سیمان و غیره
haul road
U
راه مخصوص حمل مصالح ساختمانی به کارگاه
aggregate batcher
U
تعیین وزن مصالح ریزدانه جهت ساختن بتن
aggregate batching plant
U
دستگاه تعیین وزن مصالح ریزدانه جهت ساختن بتن
free haul
U
در حمل مصالح ساختمانی به کارگاه حداکثر مسافتی را که کرایه اضافی بدان تعلق نگیردگویند
aggregates
U
مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
aggregate
U
مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
building material dealer
U
فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
dedication
U
اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
dedications
U
اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
bulking
U
افزایش حجم مصالح ریزدانه ناشی از افزایش اب
consuls
U
نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
consul
U
نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
individualism
U
فلسفه اصالت فردیت روش فکری که معتقد به ازاد گذاشتن فرد درجمیع امور و شئون است بدون انکه مصالح جمع این ازادی را محدود کند
declaration of trust
U
افهارنامه تکلیف به قبض افهارنامهای که ناقل به منتقل الیه یا مصالح به متصالح میدهد و در ان به او تکلیف میکند که اداره مورد انتقال یا مال الصلح رابه عهده بگیرد و ان را قبض کند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com