English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (32 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
interview U مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
interviewed U مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
interviewing U مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
interviews U مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
trapdoors U فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
trapdoor U فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
IrDA U روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
infra red link U روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
surveys U جمع اوری اطلاعات
surveyed U جمع اوری اطلاعات
intelligence collection U جمع اوری اطلاعات
survey U جمع اوری اطلاعات
information bureau U مرکز جمع اوری اطلاعات
information center U مرکز جمع اوری اطلاعات
intelligence collection U طرح جمع اوری اطلاعات
canvasses U برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
to give U پولی برای پیشکشی جمع اوری کردن
canvassing U برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
canvassed U برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
canvass U برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
compilations U جمع اوری اطلاعات به صورت نوشته
compilation U جمع اوری اطلاعات به صورت نوشته
target information center U مرکز جمع اوری اطلاعات هدفها
map compilation U تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
intelligence department U ادارهای که وفیفه اش جمع اوری اطلاعات است
acoustical intelligence U اطلاعات جمع اوری شده ازسیستم صوتی
target dossiers U پرونده اطلاعات جمع اوری شده درمورد هدفهای منطقه
kiosk U فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosks U فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
distance vector protocols U اطلاعات در مورد مسیرهای مختلف شبکه گسترده که توسط rowter برای یافتن کوتاهترین و سریع ترین مسیر ارسال اطلاعات به کارمی رود
interoperability U توانایی دو وسیله یا کامپیوتر برای رد و بدل کردن اطلاعات
degausser U وسیلهای برای پاک کردن اطلاعات از دستگاه ضبط مغناطیسی
HTTP U دستوری که جستجوگر برای درخواست وب سرور اینترنت برای اطلاعات صفحه وب میدهد
defense system aquisition U سیستم کسب اطلاعات پدافندی کسب اطلاعات برای دفاع
z buffer U محل از حافظه برای ذخیره اطلاعات بردار Z برای شی گرافیکی نمایش داده شده روی صفحه
negative acknowledgement U کاراکتر کنترلی که ترمینال گیرنده در انتقال اطلاعات برای ترمینال فرستنده صادرمیکند تا اعلام کند که یک اشتباه انتقال در اخرین بلوک اطلاعات ارسال شده وجوددارد
window U تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
interviewing U مصاحبه کردن
interview U مصاحبه کردن
interviewed U مصاحبه کردن
interviews U مصاحبه کردن
benefiting U نمایش برای جمع اوری اعانه .
benefit U نمایش برای جمع اوری اعانه .
benefited U نمایش برای جمع اوری اعانه .
windowing U 1-عمل تنظیم یک پنجره برای نمایش اطلاعات درصفحه . 2-نمایش یا دستیابی به اطلاعات از طریق پنجره
connectivity U توانایی یک وسیله برای ارتباط برقرار کردن باسایر وسیله ها و ارسال اطلاعات
QBE U زبان ساده برای بازیابی اطلاعات از سیستم مدیریت پایگاه داده ها توسط وارد کردن درخواست با مقادیر مشخص که سپس با پایگاه داده تط بیق میشود و برای بازیابی داده صحیح استفاده میشود
bandwidth U در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است
introducing U بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
dp U پردازش روی داده برای تولید اطلاعات مفید یا مرتب کردن و سازماندهی فایلهای داده
introduce U بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduced U بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduces U بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
cultivation U جلب محبت برای استفاده درکسب اطلاعات دانه پاشیدن تماس برای جلب و به دام انداختن افراد
signalled U 1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
publish U 1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات .
signaled U 1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
signal U 1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
published U 1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات .
publishes U 1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات .
Viewdata U سیستم محاورهای برای ارسال متن یا گرافیک ازپایگاه داده به ترمینال کاربر به وسیله خط وط تلفن . که باعث ایجاد امکاناتی برای بازیابی اطلاعات , تراکنش ها , تحصیلات , بازی ها و خلاقیت میشود
prospectuses U شرح چاپی درباره شرکت یا معدنی که برای ان باید سرمایه جمع اوری شود
prospectus U شرح چاپی درباره شرکت یا معدنی که برای ان باید سرمایه جمع اوری شود
american standard U کد استانداردامریکایی برای مبادله اطلاعات
storage U بخشی از حافظه برای ذخیره اطلاعات
helps U کلید مخصوص برای نمایش اطلاعات کمکی . 2-
padding U روشی برای پرکردن بلوکی از اطلاعات باکاراکترها
helps U کلید تابع F برای نمایش اطلاعات کمکی
store U واحدی در سیستم کامپیوتری برای ذخیره اطلاعات
presentation graphics U گرافیک برای نمایش اطلاعات تجاری یا داده
help U کلید تابع F برای نمایش اطلاعات کمکی
storing U واحدی در سیستم کامپیوتری برای ذخیره اطلاعات
microsoft U ه شده توسط ماکروسافت برای تامین اطلاعات
text U حروف الفبا عددی برای ارسال اطلاعات
helped U کلید مخصوص برای نمایش اطلاعات کمکی . 2-
helped U کلید تابع F برای نمایش اطلاعات کمکی
help U کلید مخصوص برای نمایش اطلاعات کمکی . 2-
texts U حروف الفبا عددی برای ارسال اطلاعات
call up U تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
call-ups U تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
call-up U تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
proteranthy U گل اوری قبل از برگ اوری
rallying points U محل تجمع برای تجدید قوا محل جمع اوری یکانها یا خودروها
rallying point U محل تجمع برای تجدید قوا محل جمع اوری یکانها یا خودروها
signalled U پردازش سیگنال برای دستیابی به اطلاعات درون آنها
signal U پردازش سیگنال برای دستیابی به اطلاعات درون آنها
analog to digital converter U تجزیه و تحلیل اطلاعات برای کامپیوتر با دستگاه حافظه ان
status U سیگنال کامپیوتری برای درخواست اطلاعات از وضعیت خط ی ترمینال
source U ماخذ عامل یا جاسوس خارجی برای کسب اطلاعات
signaled U پردازش سیگنال برای دستیابی به اطلاعات درون آنها
signaled U تبدیل یا ترجمه سیگنال برای دستیابی به اطلاعات درون آنها
signal U تبدیل یا ترجمه سیگنال برای دستیابی به اطلاعات درون آنها
signalled U تبدیل یا ترجمه سیگنال برای دستیابی به اطلاعات درون آنها
contact party U گروهی که برای کسب اطلاعات از یک یکان به جلو اعزام میشود
pit board U تخته برای دادن اطلاعات لازم به راننده معین در گروه کمکی
text U کد ارسالی برای بیان خاتمه کنترل و اطلاعات آدرسی و شروع پیام
colours U صفحه نمایشی که امکانی برای نشان دادن اطلاعات رنگی دارد
Shannon's Law U قانونی که بیشترین گنجایش محل اطلاعات را برای خط ارتباطی بیان کند
colour U صفحه نمایشی که امکانی برای نشان دادن اطلاعات رنگی دارد
write protect U شیوهای برای محافظت ازنوشته شدن اطلاعات روی دیسک یا نوار
ascii U Information Codefor AmericanStandard Interchange کد استاندارد امریکایی برای تبادل اطلاعات
texts U کد ارسالی برای بیان خاتمه کنترل و اطلاعات آدرسی و شروع پیام
retrieval U سیستم جستجوکه تامین کننده اطلاعات مشخص ازپایگاه داده ها برای کاربراست
mid user U اپراتوری که اطلاعات مربوطه را از پایگاه داده ها دریافت میکند برای مشتری یا کاربر
notepad U بخشی از صفحه نمایش برای ذخیره اطلاعات حتی وقتی ترمینال قط ع است
notepads U بخشی از صفحه نمایش برای ذخیره اطلاعات حتی وقتی ترمینال قط ع است
libraries U شیاری در دیسک مغناطیسی یا نوار برای ذخیره سازی اطلاعات درباره محتوا
library U شیاری در دیسک مغناطیسی یا نوار برای ذخیره سازی اطلاعات درباره محتوا
canvasses U جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvassed U جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvassing U جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvass U جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
innovate U نو اوری کردن
innovating U نو اوری کردن
innovates U نو اوری کردن
innovated U نو اوری کردن
electronic U 1-استفاده از بسته نشر رومیزی و چاپگر لیزری برای تولید کالای چاپ شده . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات نمایش داده شده مثل داده
spooler U وسیلهای که نوار را نگه می دارد و اطلاعات را از دیسک برای ذخیره سازی دریافت میکند
character U یکی از نمادهای مقدماتی که برای بیان اطلاعات بصورت مجزا یا ترکیبی بکار میرود
spooling device U وسیلهای که نوار را نگه می دارد و اطلاعات را از دیسک برای ذخیره سازی دریافت میکند
normal U روش ساخت اطلاعات در پایگاه داده برای جلوگیری از افزونگی و بهبود کارایی ذخیره
amendment record U رکوردی که حاوی اطلاعات جدید برای بهنگام سازی رکورد یا فایل اصلی است
cw system U سیستمی که از سیگنالهی امواج پیوسته برای کسب اطلاعات درمورد مسیر پروازبهره میگیرد
physical record U همه اطلاعات از قبیل داده کنترل برای رکورد ذخیره شده در سیستم کامپیوتری
characters U یکی از نمادهای مقدماتی که برای بیان اطلاعات بصورت مجزا یا ترکیبی بکار میرود
collections U جمع اوری کردن
recovering U جمع اوری کردن
compiles U جمع اوری کردن
get in U جمع اوری کردن
raking U جمع اوری کردن
rakes U جمع اوری کردن
marshalling U جمع اوری کردن
rake U جمع اوری کردن
recovers U جمع اوری کردن
compiling U جمع اوری کردن
round on U جمع اوری کردن
recover U جمع اوری کردن
collection U جمع اوری کردن
collecting U جمع اوری کردن
masses U جمع اوری کردن
to get in U جمع اوری کردن
to beat up for U جمع اوری کردن
to put in mind U یاد اوری کردن
musters U جمع اوری کردن
culled U جمع اوری کردن
massing U جمع اوری کردن
mustering U جمع اوری کردن
culling U جمع اوری کردن
culls U جمع اوری کردن
collect U جمع اوری کردن
mustered U جمع اوری کردن
collects U جمع اوری کردن
compile U جمع اوری کردن
compiled U جمع اوری کردن
to round up U جمع اوری کردن
mass U جمع اوری کردن
muster U جمع اوری کردن
cull U جمع اوری کردن
marshall U جمع اوری کردن
associative storage U یک وسیله مخصوص ذخیره اطلاعات که در ان ادرس محل ذخیره اطلاعات از طریق محتوی اطلاعات ذخیره شده در ان محل مشخص میشود
raise money U جمع اوری کردن پول
rallies U دوباره جمع اوری کردن
rallied U دوباره جمع اوری کردن
scrounging U علیق جمع اوری کردن
rally U دوباره جمع اوری کردن
roll up U جمع اوری کردن تاسیسات
scrounges U علیق جمع اوری کردن
convocate U احضارکردن جمع اوری کردن
scrounged U علیق جمع اوری کردن
vernalize U میوه اوری را تسریع کردن
scrounge U علیق جمع اوری کردن
deposit collection U جمع اوری کردن زباله ها
reflexes U یک برنامه تحلیلی پایگاه داده که برای ایجاد و کنترل اطلاعات به شکل یک لیست بکار برده میشود
frame U 1-فضایی روی نوار مغناطیسی برای یک کد حرف . 2-بسته داده ارسالی حاوی اطلاعات کنترلی و مسیر
carriage control tape U نواری که اطلاعات لازم برای کنترل تعویض سطر در یک چاپگر سطری روی ان پانچ شده است
frequency shift keying U روشی برای انتقال اطلاعات که در ان وضعیت بیت ارسال شده توسط یک لهجه شنیدنی مشخص میشود
reflex U یک برنامه تحلیلی پایگاه داده که برای ایجاد و کنترل اطلاعات به شکل یک لیست بکار برده میشود
mustered U احضار کردن جمع اوری کردن
muster U احضار کردن جمع اوری کردن
to gather up U جمع اوری کردن اماده کردن
mustering U احضار کردن جمع اوری کردن
musters U احضار کردن جمع اوری کردن
levying U مالیات بستن بر جمع اوری کردن
levy U مالیات بستن بر جمع اوری کردن
stack U جمع اوری و منظم کردن وسایل
reap U جمع اوری کردن بدست اوردن
levies U مالیات بستن بر جمع اوری کردن
stacks U جمع اوری و منظم کردن وسایل
stacked U جمع اوری و منظم کردن وسایل
grabble U پهن نشستن جمع اوری کردن
reaps U جمع اوری کردن بدست اوردن
levied U مالیات بستن بر جمع اوری کردن
ingross U تحریر کردن جمع اوری نیروها
ingross U جمع اوری کردن نیروی خودی
reaping U جمع اوری کردن بدست اوردن
reaped U جمع اوری کردن بدست اوردن
reintegrate U دوباره جمع اوری ومتحد کردن
at U استاندارد باس IBM که برای انتقال بیتهای داده و اطلاعات آدرس از لبه متصل شونده استفاده میکند
hand-held U کامپیوتر بسیار کوچک که در دست جا میشود مناسب برای ورود اطلاعات ابتدایی وقتی که ترمینالی فراهم نیست
record U برنامهای که رکوردها را نگه می داردو میتواند به انها دستیابی داشته باشد و برای تامین اطلاعات پردازش کند
formulation U تهیه جمع اوری فرمول بندی کردن
network computer U نوع جدید کامپیوتر که برای اجرای برنامههای java و اطلاعات دستیابی به کمک جستجوگر web طراحی شده است
echo check U بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
pay as you go principle U اصلی که بر اساس ان مالیات دریافتی توسط دولت برای سیستم تامین اجتماعی در هرسال به بازنشستگان درهمان سال پرداخت میشود وبنابراین دولت وجوهی را ازاین بابت جمع اوری نمیکند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com