Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 117 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
customer
U
مشتری
customers
U
مشتری
account
U
مشتری
patron
U
مشتری
patrons
U
مشتری
buyer
U
مشتری
buyers
U
مشتری
purchaser
U
مشتری
purchasers
U
مشتری
client
U
مشتری
clients
U
مشتری
custom
U
مشتری
bargainee
U
مشتری
evening star
U
مشتری
jupiter
U
مشتری
vendee
U
مشتری
John
[American E]
[prostitute's client]
U
مشتری
[فاحشه ای]
buyer
U
مشتری
purchaser
U
مشتری
shopper
U
مشتری
vendee
U
مشتری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
knocked down
U
کالاهایی که بصورت باز به مشتری داده میشود و خود مشتری انرانصب مینماید مانند مبلمان
charges forward
U
هزینه هایی که بوسیله مشتری پرداخت خواهد شد مخارج حمل که بعد از تحویل کالا به مشتری از او دریافت میشود
caveatemptor
U
به معنی " بگذار مشتری حذرکند یا بگذار مشتری موافب باشد "
to t. a cusomer for goods
U
کالای نسیه به مشتری دادن توگلایاردوی اعتباعجنس به مشتری دادن
client side
U
داده یا برنامهای روی کامپیوتر مشتری ونه روی سرور اجرا میشود مثلاگ یک برنامه java script روی جستجوگر و کاربر اجرا میشود و برنامه کربردی مشتری است یا داده ذخیره شده ریو دیسک سخت کابر است
custom ic
U
IC مشتری
vendees
U
مشتری ها
purchasers
U
مشتری ها
shoppers
U
مشتری ها
buyers
U
مشتری ها
habitue
U
مشتری مانوس
prospect
U
مشتری احتمالی
Jove
U
ستاره مشتری
prospecting
U
مشتری احتمالی
prospected
U
مشتری احتمالی
prospects
U
مشتری احتمالی
chap
U
مشتری مرد
accosting
U
مشتری جلب کردن
catch phrase of catchline
U
شعار جذب مشتری
patrons
U
مشتری یا ارباب رجوع
accost
U
مشتری جلب کردن
charge account
U
حساب بدهی مشتری
patron
U
مشتری یا ارباب رجوع
client server network
U
شبکه خدمتگزار- مشتری
accosted
U
مشتری جلب کردن
jovian planets
U
سیارههای مشتری مانند
customer service technician
U
تکنسین سرویس مشتری
custom software
U
نرم افزار مشتری
shop lifter
U
دزد مشتری نما
accosts
U
مشتری جلب کردن
touts
U
مشتری جلب کردن
tout
U
مشتری جلب کردن
touted
U
مشتری جلب کردن
touting
U
مشتری جلب کردن
custom ROM
U
مین نیاز مشتری
status enquiry
U
پرسش درخصوص وضعیت مشتری
customers
U
نگهداری و تعمیر یک وسیله مشتری
patronized
U
نگهداری کردن مشتری شدن
patronises
U
نگهداری کردن مشتری شدن
customer
U
نگهداری و تعمیر یک وسیله مشتری
patronizes
U
نگهداری کردن مشتری شدن
patronised
U
نگهداری کردن مشتری شدن
patronize
U
نگهداری کردن مشتری شدن
tramp steamer
U
کشتی که به هرمحلی که مشتری بخواهدسفر میکند
customers
U
ول نیاز ها و سفارشات و درخواستهای مشتری است
patron-driven acquisition
[PDA]
[library]
U
کسب بر طبق
[درخواست]
مشتری
[کتابخانه]
customer
U
ول نیاز ها و سفارشات و درخواستهای مشتری است
deliverable state
U
کالاهایی که در وضعیت تحویل به مشتری میباشند
self selection
U
انتخاب کالا توسط مشتری خود گزینی
custom-built
U
آنچه مخصوص یک مشتری ساخته شده است
canvass
U
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvasses
U
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvassing
U
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvassed
U
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
asteroid
U
سیارات صغارمابین مریخ و مشتری شهاب اسمانی
back order
U
قسمتی از کالای مشتری که به علتی تحویل نشده
asteroids
U
سیارات صغارمابین مریخ و مشتری شهاب اسمانی
customising
U
بهبود دادن به سیستم برای تط ابق با نیاز مشتری
customized
U
بهبود دادن به سیستم برای تط ابق با نیاز مشتری
customize
U
بهبود دادن به سیستم برای تط ابق با نیاز مشتری
customises
U
بهبود دادن به سیستم برای تط ابق با نیاز مشتری
customizing
U
بهبود دادن به سیستم برای تط ابق با نیاز مشتری
customised
U
بهبود دادن به سیستم برای تط ابق با نیاز مشتری
customizes
U
بهبود دادن به سیستم برای تط ابق با نیاز مشتری
tie-in
U
فروش جنسی بشرط انکه مشتری کالای دیگری را هم بخرد
demo
U
قطعهای در مغازه که به مشتری نحوه کار آن وسیله را نشان میدهد
tie in
U
فروش جنسی بشرط انکه مشتری کالای دیگری را هم بخرد
cash-and-carry
U
نحوه پرداختی که در ان مشتری مبلغ مربوطه راپرداخته و کالا را با خودمیبرد
cash-and-carries
U
نحوه پرداختی که در ان مشتری مبلغ مربوطه راپرداخته و کالا را با خودمیبرد
tie-ins
U
فروش جنسی بشرط انکه مشتری کالای دیگری را هم بخرد
demonstration
U
قطعهای در مغازه که به مشتری نحوه کار آن وسیله را نشان میدهد
cash and carry
U
نحوه پرداختی که در ان مشتری مبلغ مربوطه راپرداخته و کالا را با خودمیبرد
demonstrations
U
قطعهای در مغازه که به مشتری نحوه کار آن وسیله را نشان میدهد
cost absoption
U
هزینهای که در قیمت تولید کالا منظورنمیشود و از مشتری دریافت نمیگردد
They have come out with a new gimmick to attract customers .
U
کلک جدیدی برای جلب مشتری پیدا کرده اند
dummies
U
محصول کپی برای بررسی عکس العمل مشتری به طرح
dummy
U
محصول کپی برای بررسی عکس العمل مشتری به طرح
contango
U
بهره دیرکرد تسلیم قرضه وسهام مهلت تحویل مبیع به مشتری
buyer's option to duble
U
خیار مشتری در این که درصورت ترقی ارزش پول پیش از تسلیم مبیع
mid user
U
اپراتوری که اطلاعات مربوطه را از پایگاه داده ها دریافت میکند برای مشتری یا کاربر
back end server
U
کامپیوتر متصل به شبکه که امور مربوط به ایستگاههای کاری مشتری را انجام میدهد
caveatemptor
U
اصطلاحی است که متضمن بیان حق مشتری درامتحان کردن و بررسی مبیع میباشد
marketing
U
بررسی روشهای پخش و توزیع کالااز لحظه خروج از کارخانه تا رسیدن به دست مشتری
duble option
U
خیار مشتری و بایع در موردتغییر دادن مقدار ثمن و مبیع در صورت تغییر ارزش پول
EFTPOS
U
ترمینالی در POS که به یک کامپیوتر مرکزی وصل است که پول را مستقیماگ از حساب مشتری به مغازه منتقل میکند
canvassing
U
جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvasses
U
جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvassed
U
جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvass
U
جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
turnkey system
U
سیستم کامل که طبق نیاز مشتری طراحی شده است و آماده استفاده است
loss leader
U
بفروش میرسد کالایی که به منظور جلب توجه مشتری زیر قیمت تمام شده بفروش می رسد
ULA
U
قطعهای که حاوی تعداد مدار منط قی جدا و دروازه هایی که سپس توسط مشتری وصل می شوند تا تابع مورد نظررا انجام دهند
fractional T
U
روش تقسیم فرفیت از خط ارتباطی T با نرخ مگابیت در ثانیه به کانالهای کوچکتر کیلوبایت در ثانیه که مناسب تر و ارزانتر برای استفاده مشتری هستند
microsoft
U
برنامهای که روی سرور ویندوز NT ماکرو سافت اجرا میشود و توابعی که برای تعویض نرم افزار مشتری در ویندوز به کار می رود
database
U
نرم افزار مدیریت پایگاه داده که روی کامپیوتر سرور شبکه اجرا میشود و در یک سیستم Client / Server استفاده میشود. کاربر با نرم افزار مشتری کار میکند که دادهای که ازنرم افزار سرور بازیابی شده است فرمت میکند و نمایش میدهد
databases
U
نرم افزار مدیریت پایگاه داده که روی کامپیوتر سرور شبکه اجرا میشود و در یک سیستم Client / Server استفاده میشود. کاربر با نرم افزار مشتری کار میکند که دادهای که ازنرم افزار سرور بازیابی شده است فرمت میکند و نمایش میدهد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com