Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
circulation
U
مسیر گردش
circulations
U
مسیر گردش
circuit
U
مسیر گردش
circuits
U
مسیر گردش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
oil circulation
U
مدار یا مسیر بسته گردش روغن
raceway
U
ساچمه رو مسیر گردش ساجمههای یاطاقان
Other Matches
constant displacement pump
U
پمپی با خروجی ثابت که درهر دور گردش مقدار ثابتی سیال جابجا میکند و مقدارجریان تنها بستگی به سرعت گردش ان دارد
flowchart template
U
یک راهنمای پلاستیکی که حاوی بریده هایی از علائم گردش کار بوده و در تهیه یک نمودار گردش کار بکاربرده میشود
fasts
U
سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fasted
U
سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fast
U
سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fastest
U
سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
lanes
U
مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
lane
U
مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
groove
U
خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
grooves
U
خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
switched network backup
U
انتخاب کاربر برای مسیر جانبی از شبکه وقتی که مسیر اول مشغول است
multithread
U
طرح برنامه که از بیش یک مسیر منط قی استفاده میکند و هر مسیر همزمان اجرا میشود
landing approach
U
مسیر نشستن هواپیما مسیر پیاده شدن به ساحل
ball cushion
U
دیوار پشتی دار در انتهای مسیر گوی بولینگ که مانع برگرداندن میله به مسیر میشود
crane rail
U
مسیر حرکت پاتیل جرثقیل مسیر بالابر
equation of exchange
U
همچنین نگاه کنید به "رابطه فیشر "معادله مبادلات بیان رابطه بین حجم پول در گردش سرعت گردش پول
transit route
U
مسیر دریایی بین المللی مسیر ترانزیت راه ترانزیت
midcourse guidance
U
هدایت موشک در مسیر میانه یا مسیر پرواز ازاد موشک
summits
U
حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
summit
U
حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
node
U
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
fire lane
U
مسیر تیراندازی دریایی مسیر پاک شده تیراندازی
base of trajectory
U
تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
nodes
U
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
dog leg
U
شاخه مسیر شاخه انحرافی از مسیر اصلی
steadied
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadiest
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steady
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadying
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadies
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
trunkair route
U
مسیر هوایی استراتژیکی مسیر حرکت و حمل و نقل استراتژیکی هوایی
convoy routing
U
تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
dragway
U
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragstrip
U
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
convoy route
U
مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
runs
U
گردش
traveled
U
گردش
twirls
U
گردش
flowine
U
خط گردش
run
U
گردش
canter
U
گردش
cantered
U
گردش
cantering
U
گردش
canters
U
گردش
excursions
U
گردش
twirling
U
گردش
flowline
U
خط گردش
left handed rotation
U
گردش به چپ
circuit
U
گردش
circuits
U
گردش
race
U
گردش
cycled
U
گردش
raced
U
گردش
races
U
گردش
itineration
U
گردش
travel
U
گردش
itineracy
U
گردش
cycle
U
گردش
cycles
U
گردش
maeander
U
گردش
water circulation
U
گردش اب
meander
U
گردش
meandered
U
گردش
perambulation
U
گردش
meandering
U
گردش
meanders
U
گردش
revolution
U
گردش
revolutions
U
گردش
paseo
U
گردش
movement
U
گردش
excursion
U
گردش
gyrations
U
گردش
gyration
U
گردش
wrests
U
گردش
wresting
U
گردش
wrested
U
گردش
wrest
U
گردش
operation
U
گردش
rev
U
گردش
revs
U
گردش
revved
U
گردش
progresses
U
گردش
progressed
U
گردش
progress
U
گردش
jaunt
U
گردش
jaunts
U
گردش
twirl
U
گردش
twirled
U
گردش
travels
U
گردش
progressing
U
گردش
revving
U
گردش
stroll
U
گردش
strolled
U
گردش
strolls
U
گردش
turn
U
گردش
on the rove
U
در گردش
nutation
U
گردش
circulations
U
گردش
period
U
گردش
hiking
U
گردش
hikes
U
گردش
hiked
U
گردش
hike
U
گردش
turnover
U
گردش
periods
U
گردش
traversing
U
گردش
traverses
U
گردش
traversed
U
گردش
anticlockwise rotation
U
گردش به چپ
promenade
U
گردش
circulation
U
گردش
walking
U
گردش
ambulation
U
گردش
promenades
U
گردش
counterclockwise rotation
U
گردش به چپ
traverse
U
گردش
tripped
U
گردش
circumrotation
U
گردش
trips
U
گردش
flow
U
گردش
flowed
U
گردش
flows
U
گردش
turns
U
گردش
trip
U
گردش
rotation
U
گردش
data flow
U
گردش داده ها
pleasure ground
U
گردش گاه
daily round
U
گردش روزانه
rate of turn
U
میزان گردش
cycle of water
U
گردش اب در طبیعت
cycle of the room
U
گردش ماه
angle of rotation
U
زاویه گردش
revolving fund
U
اعتبار در گردش
circulationg air
U
هوای در گردش
raceway
U
حلقه گردش
circulation of money
U
گردش پول
trading capital
U
سرمایه در گردش
river trip
U
گردش رودخانه ای
walkabouts
U
گردش پیاده
walkabout
U
گردش پیاده
rpm
U
گردش در دقیقه
right handed rotation
U
گردش به راست
cash flow
U
گردش وجوه
to go for a stroll
U
گردش کردن
currency circulation
U
گردش پول
program flow
U
گردش برنامه
promenader
U
گردش کننده
circulation capital
U
سرمایه در گردش
round robin
U
با گردش نوبت
to take a stroll
U
گردش کردن
to make an excursion
U
گردش کردن
to make an excursion
U
به گردش رفتن
continous running
U
گردش دائمی
continous cycle
U
گردش دائمی
clockwise rotation
U
گردش براست
operation
U
گردش جنبش
clockwise rotation
U
گردش به راست
turnaround time
U
زمان گردش
turning circle
U
دایره گردش
turning effect
U
اثر گردش
ride
U
گردش سواره
to be in a whirl
U
گردش کردن
the turn of a wheel
U
گردش چرخ
budget cycle
U
گردش بودجه
sashay
U
گردش سفر
circulating capital
U
سرمایه در گردش
circulating asset
U
دارایی در گردش
circulative
U
گردش کننده
cash flows
U
وجوه در گردش
capital turnover
U
گردش سرمایه
rides
U
گردش سواره
take a walk
U
گردش کردن
cooling water circulation
U
گردش اب سرد
passageway
U
غلام گردش
control flow
U
گردش کنترل
passageways
U
غلام گردش
fractional rotation
U
گردش کسری
rotation
U
گردش روتاسیون
volume of sales
U
گردش معاملات
flow of information
U
گردش اطلاعات
money in circulation
U
پول در گردش
movableness
U
گردش دار
flow of income
U
گردش درامد
peripatetic
U
گردش کننده
flow of expenditure
U
گردش هزینه
flow direction
U
جهت گردش
rove
U
گردش کردن
negative caster
U
گردش معکوس
bloodstreams
U
رگ گردش خون
bloodstream
U
رگ گردش خون
rotation
U
گردش مشاغل
itinerancy
U
در بدری گردش
go for a walk
U
گردش رفتن
to go for a walk
U
گردش رفتن
gyre
U
گردش دایره
gyringly
U
گردش کنان
rambling
U
گردش کننده
cycles
U
دوره گردش
cycled
U
دوره گردش
cycle
U
دوره گردش
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com