Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
current path
U
مسیر عبور جریان برق
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
flow
U
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flowed
U
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flows
U
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
traffic lane
U
مسیر عبور و مرور
vapor trail
U
مسیر عبور بخار
current passage
U
عبور جریان
traffic cut
U
تقاطع دو جریان عبور و مرور
fused
U
آب شدن فیوز با عبور دادن جریان زیاد از آن
fuse
U
آب شدن فیوز با عبور دادن جریان زیاد از آن
crossing target
U
هدفی که درسمت حرکت میکند هدف عبور کننده در مسیر رژه
inbound traffic
U
مسیر عبور و مرور وسایل نقلیه یا کشتی و هواپیما درخارج از کشور
circuit diagram
U
دیاگرام مسیر جریان
current circuit
U
مسیر بسته جریان
airways
U
مسیر جریان هوا
airway
U
مسیر جریان هوا
combat trail
U
مسیر جریان رزم
mainstream
U
مسیر جویباری که دران اب جریان دارد
blocking
U
گرفتگی مسیر جریان در تونل باد ناشی از موجهای ضربهای
jet flap
U
فلپی که جریان هوا یاگازهای پر انرژی خارج شده در امتداد لبه فرار از روی ان عبور میکنند
blade cuff
U
قطعهای که با متصل شدن به ساقه تیغه ملخ باعث افزایش عبور جریان هوا از روی موتور میشود
pitot tube
U
لولهای در مسیر جریان سیال که فشار داخل ان بافشار کل محیط برابر است
crane track
U
واگن بالابر مسیر عبور کفچه بالابر
diode
U
قطعه الکترونیکی که به جریان الکتریک اجازه عبور از یک جهت ونه جهت دیگر میدهد
marking current
U
جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار
watts
U
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watt
U
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
leakage current
U
جریان خطا جریان خزنده جریان پراکندگی
pursuit course
U
جریان تعاقب مسیر تعاقب مدت تعاقب
wading crossing
U
عبور از اب درقسمتهای قابل عبور
energy transition
U
عبور انرژی
[ عبور عرضه انرژی ازسوخت سنگواره ای به سوخت پایدار ]
fast
U
سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fasted
U
سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fasts
U
سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fastest
U
سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
lane
U
مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
lanes
U
مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
groove
U
خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
grooves
U
خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
multithread
U
طرح برنامه که از بیش یک مسیر منط قی استفاده میکند و هر مسیر همزمان اجرا میشود
switched network backup
U
انتخاب کاربر برای مسیر جانبی از شبکه وقتی که مسیر اول مشغول است
landing approach
U
مسیر نشستن هواپیما مسیر پیاده شدن به ساحل
ball cushion
U
دیوار پشتی دار در انتهای مسیر گوی بولینگ که مانع برگرداندن میله به مسیر میشود
crane rail
U
مسیر حرکت پاتیل جرثقیل مسیر بالابر
all mains receiver
U
گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
push pull
U
وابسته بدولوله الکترونی که جریان برق در انها دردوجهت متضاد جریان یابد
room circuit
U
جریان الکتریکی که دردستگاههای رمزکردن وکشف مورد استفاده میباشد جریان دستگاه رمز
inverts
U
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverting
U
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
invert
U
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
current
U
جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
currents
U
جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
amps
U
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amp
U
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
ampere
U
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
heterodyne
U
ترکیب دو جریان متناوب برای تولید جریانی با فرکانسی برابر مجموع یا تفاضل فرکانس دو جریان مزبور
genemotor
U
مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
constrictor
U
گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
counter current
U
جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
constant current
U
جریان مستقیم جریان ثابت باطری
induction current
U
جریان القاء شده جریان تحریک
transit route
U
مسیر دریایی بین المللی مسیر ترانزیت راه ترانزیت
summits
U
حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
summit
U
حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
midcourse guidance
U
هدایت موشک در مسیر میانه یا مسیر پرواز ازاد موشک
runoff coefficient
U
ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
reynold's number
U
این عددنشاندهنده رژیم جریان است یعنی اگر این عدد کمتراز 032باشد جریان متلاطم میباشد
parasitic current
U
جریان نشتی جریان خارجی
three phase current
U
جریان سه فاز جریان دوار
current flow
U
سیلان جریان فلوی جریان
current compensation
U
کمپنزاسیون جریان تعدیل جریان
base of trajectory
U
تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
fire lane
U
مسیر تیراندازی دریایی مسیر پاک شده تیراندازی
node
U
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
nodes
U
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
traffic post
U
پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
gresham's law
U
پول بد پول خوب را از جریان خارج میکند از دو نوع پول با ارزش قانونی یکسان انکه پشتوانه اش طلاست در جریان می ماند
unstart
U
انفجاری جریان صحیح هوا داخل ورودی مافوق صوت موتورمکنده هوا که بطور بارزی باپیدایش ناگهانی موجهای ضربهای و معکوس شدن انی جریان همراه است
idle current meter
U
دستگاه اندازه گیری جریان کور امپرمتر جریان کور
circuitry
U
شدت جریان برق اجزاء ترکیب کننده جریان برق
vortex ring state
U
حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
dog leg
U
شاخه مسیر شاخه انحرافی از مسیر اصلی
steadying
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadiest
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadied
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadies
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steady
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
fet
U
وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
dragstrip
U
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragway
U
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
convoy routing
U
تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
trunkair route
U
مسیر هوایی استراتژیکی مسیر حرکت و حمل و نقل استراتژیکی هوایی
d.c. machine
U
ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
alternators
U
ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
d.c. transformer
U
ترانسفورماتور جریان دائم مبدل جریان دائم
alternator
U
ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
electromagnetism
U
پدیده ایجاد قوه اهن ربایی بوسیله جریان الکتریسته وهمچنین تاثیر قوه اهن ربایی بر جریان برق
convoy route
U
مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
toll
U
حق عبور
road haulage
U
حق عبور
right of passage
U
حق عبور
cross-Channel
U
عبور
passage of lines
U
عبور از خط
tolling
U
حق عبور
tolls
U
حق عبور
rights of way
U
حق عبور
transmittal
U
عبور
transmittance
U
عبور
transmittancy
U
عبور
right of way
U
حق عبور
transit
U
عبور
passages
U
حق عبور
passages
U
عبور
fording
U
عبور از اب
transmissions
U
عبور
passage
U
حق عبور
passage
U
عبور
alpha canis majoris
U
عبور
transmission
U
عبور
crossing
U
عبور
isotach
U
خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
heavy current engineering
U
مهندسی جریان قوی مهندسی قدرت تکنولوژی جریان قوی
tolls
U
عوارض عبور
passes
U
اجازه عبور
passes
U
کلمه عبور
fleets
U
عبور سریع
fare
U
هزینه عبور
tolling
U
عوارض عبور
shallow fording
U
عبور از اب کم عمق
light passing
U
عبور نور
fleet
U
عبور سریع
fared
U
هزینه عبور
faring
U
هزینه عبور
fares
U
هزینه عبور
toll
U
عوارض عبور
tessera
U
کلمه عبور
forded
U
محل عبور
fords
U
محل عبور
laissez passer
U
پروانه عبور
highway user tax
U
مالیات حق عبور
passable
U
قابل عبور
ford
U
محل عبور
transit
U
راه عبور
transit
U
عبور کردن
passageway
U
محل عبور
passageways
U
محل عبور
safe conduct
U
رخصت عبور
through traffic
U
عبور یکسره
passes
U
گذر عبور
trafficked
U
عبور و مرور
traffic
U
عبور و مرور
practicableness
U
قابلیت عبور
penstock
U
مجرای عبور اب
safe conducts
U
رخصت عبور
traffics
U
عبور و مرور
trafficking
U
عبور و مرور
safe-conducts
U
رخصت عبور
passavani
U
سند عبور
traverse
U
عبور کردن
passed
U
عبور کردن
passed
U
گذر عبور
passed
U
کلمه عبور
passed
U
اجازه عبور
passes
U
عبور کردن
pass
U
اجازه عبور
pass
U
کلمه عبور
traverses
U
عبور کردن
overfly
U
عبور کردن
oil passage
U
عبور روغن
traversed
U
عبور کردن
password
U
اسم عبور
passwords
U
اسم عبور
pass
U
عبور کردن
pass
U
گذر عبور
traversing
U
عبور کردن
thoroughfares
U
راه عبور
passage
U
راه عبور
thoroughfare
U
راه عبور
passages
U
عبور سفر
trafficability
U
قابلیت عبور
cross
U
عبور کردن
girdle traverse
U
عبور کمربندی
passage
U
عبور سفر
communication
U
عبور اطلاعات
transit bill
U
اجازه عبور
fordless
U
غیرقابل عبور
passage
U
اجازه عبور
transmittance
U
مقدار عبور
transoceanic
U
عبور از اقیانوس
traject
U
عبور گذرگاه
traversable
U
قابل عبور
transit time
U
زمان عبور
fordability
U
قابلیت عبور
fordable
U
قابل عبور
transduction
U
انقال عبور
transit traffic
U
عبور ترانزیتی
electron transition
U
عبور الکترون
conge
U
اجازه عبور
transit bill
U
پروانه عبور
crosses
U
عبور کردن
cruising
U
عبور کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com