English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
taxiway U مسیر تاکسی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
taxiway U راه تاکسی یا باند تاکسی
taxies U تاکسی کردن
taxied U تاکسی کردن
taxiing U تاکسی کردن
taxi U تاکسی کردن
turn off guidance U راهنمای تاکسی کردن هواپیما
To pick up a passenger. U مسافر سوار کردن ( تاکسی ؟ اتوبوس )
turn off guidance U هدایت هواپیماروی باند تاکسی کردن
wheel load U فرفیت بار یا تحمل وزن باندفرود در یک فرودگاه یامحوطه تاکسی کردن یا جاده اسفالت
taxiway U محوطه حرکت هواپیماها برای گرم شدن محوطه تاکسی کردن
fastest U سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fasted U سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fast U سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fasts U سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
lane U مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
lanes U مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
multithread U طرح برنامه که از بیش یک مسیر منط قی استفاده میکند و هر مسیر همزمان اجرا میشود
switched network backup U انتخاب کاربر برای مسیر جانبی از شبکه وقتی که مسیر اول مشغول است
grooves U خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
groove U خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
landing approach U مسیر نشستن هواپیما مسیر پیاده شدن به ساحل
ball cushion U دیوار پشتی دار در انتهای مسیر گوی بولینگ که مانع برگرداندن میله به مسیر میشود
crane rail U مسیر حرکت پاتیل جرثقیل مسیر بالابر
crosser U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
cross U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
crosses U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
crossest U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
cabs U تاکسی
Taxi U تاکسی
taxicabs U تاکسی
Taxi! U تاکسی!
shore boat U تاکسی اب
cab U تاکسی
taxicab U تاکسی
taximan U متصدی تاکسی کردن هواپیماها متصدی عبور ومرور هواپیماها روی باند
holding position U وضعیت انتظار و در جا زدن وضعیت انتظار هواپیما درمحوطه تاکسی کردن
taxied U تاکسی یا خودروی
taxies U تاکسی خودروی
taxied U تاکسی خودروی
cabman U راننده تاکسی
cab driver U رانندهی تاکسی
taximan U راننده تاکسی
cab drivers U رانندهی تاکسی
taxi U تاکسی خودروی
cabby U راننده تاکسی
cabbie U راننده تاکسی
taxi U تاکسی یا خودروی
cabbies U راننده تاکسی
taxiing U تاکسی یا خودروی
taxiing U تاکسی خودروی
shore boat U تاکسی ساحلی
taxies U تاکسی یا خودروی
cabstand U توقفگاه تاکسی
taximeter U مسافت نمای تاکسی
taxi stand U ماندگاه مجاز تاکسی
direction U مسیر هدایت کردن
track U تعقیب مسیر کردن
path sweeping U پاک کردن مسیر
staking U پیاده کردن مسیر
tracked U تعقیب مسیر کردن
setting out U پیاده کردن مسیر
tracks U تعقیب مسیر کردن
taximeter U نشان دهنده کرایه تاکسی
The cab neared [approached] 20th Street. U تاکسی به خیابان بیستم نزدیک شد.
minicab U اتومبیل کوچک مخصوص تاکسی
minicabs U اتومبیل کوچک مخصوص تاکسی
taxiway U جاده یا راه تاکسی رو فرودگاه
Where can I get a taxi? U کجا میتوانم تاکسی بگیرم.
Please get me a taxi. لطفا یک تاکسی برایم بگیرید.
Where can I get a taxi? U کجا میتوانم یک تاکسی بگیرم.
tracked U دنبال کردن یک مسیر به درستی
track U دنبال کردن یک مسیر به درستی
tracks U دنبال کردن یک مسیر به درستی
routes U مسیر چیزیرا تعیین کردن
route U مسیر چیزیرا تعیین کردن
cabstand [American E] U توقفگاه تاکسی [برای انتظار مسافر]
cruiser U کشتی یا تاکسی یاکسی که گشت میزند
Where can I get a taxi? U کجا میتوانم تاکسی سوار شوم.
Where can I get a taxi? U کجا میتوانم یک تاکسی سوار شوم.
cruisers U کشتی یا تاکسی یاکسی که گشت میزند
taxi stand U توقفگاه تاکسی [برای انتظار مسافر]
taxi rank [British E] U توقفگاه تاکسی [برای انتظار مسافر]
midcourse guidance U هدایت موشک در مسیر میانه یا مسیر پرواز ازاد موشک
transit route U مسیر دریایی بین المللی مسیر ترانزیت راه ترانزیت
summits U حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
summit U حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
bare base U فرودگاهی دارای خط اتومبیل و تاکسی و منبع اب اشامیدنی
balisage U مشخص کردن مسیر جاده باچراغهای راهنما
stabilization U برقرار کردن تعادل یاثبات گلوله در مسیر
Take this luggage to the taxi, please. لطفا این اسباب و اثاثیه را تاکسی حمل کنید.
lead the way <idiom> U جلو رفتن ونشان دادن مسیر،راهنماییی کردن
vectors U راه یا مسیر هواپیما بازگشتن در حال طی کردن بودن
meandering U پیچ وخم داشتن مسیر پیچیدهای را طی کردن چماب
monroe effect U اصل مونرو متمرکز کردن نیروهای انفجاری در یک مسیر
meanders U پیچ وخم داشتن مسیر پیچیدهای را طی کردن چماب
vector U راه یا مسیر هواپیما بازگشتن در حال طی کردن بودن
meandered U پیچ وخم داشتن مسیر پیچیدهای را طی کردن چماب
meander U پیچ وخم داشتن مسیر پیچیدهای را طی کردن چماب
maeander U پیچ وخم داشتن مسیر پیچیدهای را طی کردن چماب
Take this luggage to the bus, please. لطفا این اسباب و اثاثیه را تا اتوبوس / تاکسی حمل کنید.
node U ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
fire lane U مسیر تیراندازی دریایی مسیر پاک شده تیراندازی
base of trajectory U تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
nodes U ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
to jink [colloquial] [British English] U در دویدن [راه رفتن] [رانندگی کردن] ناگهان مسیر را تغییر دادن
steadies U مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadiest U مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
dog leg U شاخه مسیر شاخه انحرافی از مسیر اصلی
steadied U مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steady U مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadying U مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
plotted U تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plots U تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plot U تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
loft U ضربه زدن هوایی بصورت قوسی رها کردن گوی بولینگ در هوا که به شدت به مسیر بخورد
lofts U ضربه زدن هوایی بصورت قوسی رها کردن گوی بولینگ در هوا که به شدت به مسیر بخورد
convoy routing U تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
dragway U مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
trunkair route U مسیر هوایی استراتژیکی مسیر حرکت و حمل و نقل استراتژیکی هوایی
dragstrip U مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
routing U مشخص کردن یک مسیر مناسب برای پیام از شبکه , روش جدید مسیریابی داده به کامپیوتر مرکزی وجود دارد
hunter track U مسیر اکتشافی کشتی مین یاب یا مامور کشف و خنثی کردن مین
dual U سیستم مرتب کردن قط عات RAM روی دو طرف کابلها به طوری که در صورت بروز خطا دو مسیر جداگانه بین سرور ها باشد
convoy route U مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
backbone U مسیر ارتباطی با سرعت و فرفیت بالا که به زیر شبکههای کوچکتر وصل است و معمولاگ برای وصل کردن سرور ها به شبکه استفاده میشود
backbones U مسیر ارتباطی با سرعت و فرفیت بالا که به زیر شبکههای کوچکتر وصل است و معمولاگ برای وصل کردن سرور ها به شبکه استفاده میشود
persistence U مدت زمان یک CRT یک تصویر را نمایش میدهد پس از توقف دنبال کردن مسیر اشعه تصویر روی صفحه نمایش
receding leg U شاخه نزولی مسیر هدف شاخه نزولی مسیر هواپیمای هدف
travel U مسیر
bused U مسیر
buses U مسیر
orbit U مسیر
alignment U مسیر
traveled U مسیر
enroute U در مسیر
orbited U مسیر
bus U مسیر
direction U مسیر
course U مسیر
travels U مسیر
busing U مسیر
traded U مسیر
locations U جا مسیر
traversing U مسیر
traverses U مسیر
airt U مسیر
traversed U مسیر
traverse U مسیر
bussing U مسیر
streets U مسیر
street U مسیر
lanes U مسیر
point U مسیر
bussed U مسیر
busses U مسیر
path U مسیر
location U جا مسیر
paths U مسیر
lane U مسیر
tracked U مسیر دو
way U مسیر
trajectories U مسیر
track U مسیر
tracked U مسیر
coursed U مسیر
tracks U مسیر دو
routes U مسیر
unibus U تک مسیر
tracks U مسیر
run U مسیر
courses U مسیر
track U مسیر دو
trajectory U مسیر
runs U مسیر
circuit U مسیر
flowline U خط مسیر
circuits U مسیر
trade U مسیر
orbits U مسیر
alignments U مسیر
route U مسیر
route U تعیین خط مسیر
creep lane U مسیر خزش
DIVERSION U مسیر انحرافی
canalization U هدایت در مسیر
critical path U مسیر بحرانی
busing U مسیر عمومی
cable way U مسیر کابل
sloppy U مسیر با چالههای پر از اب
circulations U مسیر گردش
sloppily U مسیر با چالههای پر از اب
artificial route U مسیر مصنوعی
circulation U مسیر گردش
covered approach U مسیر پوشیده
heavy U مسیر پر از گل چسبنده
time path U مسیر زمانی
path of expansion U مسیر توسعه
routes U تعیین خط مسیر
cooling water line U مسیر اب سرد
burning train U مسیر اشتعال
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com