English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
documentation U مستند سازی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
program documentation U مستند سازی برنامه
Other Matches
instrument U مستند
documentary U مستند
documentaries U مستند
documentation U مستند ساختن
substantiated U مستند ساختن
title U مستند مالکیت
titles U مستند مالکیت
document in proof U دلیل مستند
substantiate U مستند ساختن
unofficial U غیر مستند
substantiating U مستند ساختن
substantiates U مستند ساختن
documented plan figures U ارقام مستند برنامه
predicating U مستند کردن گزاره
predicated U مستند کردن گزاره
predicates U مستند کردن گزاره
predicate U مستند کردن گزاره
specialty debt U تعهدات مستند به اسناد رسمی
semidocumentary U فیلم سینمایی نیمه مستند
programming specification U مستند مفصل قدمهای دقیق برنامه نویسی
gentelmen's agreement U کلیه توافقهایی که مستند به اسنادرسمی و امضا شده نباشد
rectification U یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
The documentary tries to be truthful to the events. U این فیلم مستند تلاش می کند صادقانه رویدادها را توصیف کند.
calculating U دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials U وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
ordnance plant U کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger U الت کنگره سازی یادندانه سازی
pre-treatment U عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address U سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
frustrations U خنثی سازی محروم سازی
frustration U خنثی سازی محروم سازی
subjugation U مقهور سازی مطیع سازی
irritancy U پوچ سازی باطل سازی
formularization U کوتاه سازی ضابطه سازی
ouster U بی بهره سازی محروم سازی
imagery U مجسمه سازی شبیه سازی
erasable U 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saves U ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save U ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved U ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression U سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sorts U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hitting U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic U کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
Indeo U فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
dump U 1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
external U روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
externals U روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
padding U له سازی
pavements U کف سازی
idolization U بت سازی
deflexion U خم سازی
repk lection U پر سازی
truncation U بی سر سازی
local anasthesia U سر سازی
pavement U کف سازی
individualised U تک سازی
compaction U تو پر سازی
retortion U کج سازی
stylization U مد سازی
bridge building U پل سازی
bridgework U پل سازی
individuation U تک سازی
individualization U تک سازی
individualising U تک سازی
individualize U تک سازی
flection U خم سازی
retortion U خم سازی
individualizing U تک سازی
flooring U کف سازی
individualises U تک سازی
individualizes U تک سازی
individualized U تک سازی
inculcation U جایگیر سازی
immortalization U جاوید سازی
extinction U خاموش سازی
intrigue U زمینه سازی
scenery U صحنه سازی
impregnation U ابستن سازی
modeling U نمونه سازی
inceration U موم سازی
incavation U پوک سازی
reduction U ساده سازی
forgeries U صورت سازی
solutions U چاره سازی
forgeries U سند سازی
grillwork U شبکه سازی
road construction U جاده سازی
grillwork U سبد سازی
simplification U ساده سازی
solution U چاره سازی
conditioning U شایسته سازی
roofing U سقف سازی
implementation U پیاده سازی
glycogenesis U گلیکوژن سازی
gnomonics U فن شاخص سازی
gold beating U زرورق سازی
forgery U صورت سازی
forgery U سند سازی
atomization U ریز سازی
road building U جاده سازی
plaster of Paris U گچ مجسمه سازی
ichnography U زمینه سازی
mutilation U معیوب سازی
image formation U تصویر سازی
separating U جدا سازی
abbreviations U کوته سازی
abbreviation U کوته سازی
replacements U جانشین سازی
replacement U جانشین سازی
hymnography U سرود سازی
horology U ساعت سازی
stripping U برهنه سازی
gunsmithery U تفنگ سازی
stacking U پشته سازی
harmonization U هم اهنگ سازی
heterodyne reception U زنه سازی
latticework U شبکه سازی
curtailment U کوتاه سازی
histogenesis U بافت سازی
haematogenesis U خون سازی
histrionics U صحنه سازی
nidification U اشیانه سازی
minimalization U کمینه سازی
simplifications U ساده سازی
microsoft U بهنگام سازی
microminiaturization U ریز سازی
sculpture U پیکره سازی
sculpture U مجسمه سازی
mealing U نرم سازی
maximization U بیشینه سازی
materialization U مادی سازی
manumission U ازاد سازی
refreshingly U دوباره سازی
refreshing U دوباره سازی
reconstructions U دوباره سازی
malting U مالت سازی
reconstruction U دوباره سازی
minimization U کمینه سازی
nidificate U لانه سازی
networking U شبکه سازی
nest building U لانه سازی
withdrawal U رها سازی
idealises U دلخواه سازی
mythopoetic U اساطیر سازی
idealised U دلخواه سازی
mystification U گیج سازی
mutualization U دو طرفه سازی
sculptures U پیکره سازی
municipalize U شهر سازی
mortar mixing U ملات سازی
sculptures U مجسمه سازی
modeller U قالب سازی
miseenscene U صحنه سازی
statue U پیکر سازی
statues U پیکر سازی
renewals U تازه سازی
magnifcation U بزرگ سازی
renewal U تازه سازی
wearisomeness U کسل سازی
irksomeness U کسل سازی
invalidation U باطل سازی
inurement U معتاد سازی
shipbuilding U کشتی سازی
regionalism U منطقه سازی
intensification U پر قوت سازی
inspissation U غلیظ سازی
flooding U غرقه سازی
infuriation U خشمگین سازی
intriguing U زمینه سازی
inflexion U خم سازی خمیدگی
inebriation U مست سازی
individuation U جدا سازی
vaporization U بخار سازی
individualization U فرد سازی
individualization U منفرد سازی
irreticence U فاش سازی
braziers U برنج سازی
negation U خنثی سازی
machine building U ماشین سازی
machicolation U مزغل سازی
asphalt paving U جاده سازی
liquefaction U ابگونه سازی
weaponry U اسلحه سازی
coaching U اماده سازی
levigation U نرم سازی
latticing U شبکه سازی
lapidification U سنگ سازی
lapidation U سنگسار سازی
landscape painting U منظره سازی
lancination U پاره سازی
lancination U مجروح سازی
lamponery U هجونامه سازی
evacuation U تهی سازی
intrigues U زمینه سازی
reductions U ساده سازی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com