Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to act independently of others
U
مستقلانه یا جداگانه کارکردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
autocratically
U
مستقلانه
to work with a will
U
بامیل کارکردن با شوق وذوق کارکردن
severally
U
جداگانه
separated
U
جداگانه
separate
U
جداگانه
separates
U
جداگانه
in proper
U
جداگانه
aside
U
جداگانه
asides
U
جداگانه
separately
U
جداگانه
several
U
جداگانه
send on
U
جداگانه فرستادن
antiseptic
U
جداگانه پادگند
separate opinion
U
رای جداگانه
several covenants
U
تعهدات جداگانه
antiseptics
U
جداگانه پادگند
internal
U
و نه یک برنامه جداگانه
goes
U
کارکردن
go
U
کارکردن
worked
U
کارکردن
inactivate
U
بی کارکردن
acted
U
کارکردن
work
U
کارکردن
to pull together
U
با هم کارکردن
act
U
کارکردن
allopatric
U
جداگانه اتفاق افتاده
substantively
U
با داشتن هستی جداگانه
overworking
U
زیاد کارکردن
fag
U
سخت کارکردن
fags
U
سخت کارکردن
overwork
U
زیاد کارکردن
operation
U
کارکردن با یک وسیله
overworked
U
زیاد کارکردن
runs
U
کارکردن موتور
run
U
کارکردن موتور
overworks
U
زیاد کارکردن
to work cheap
U
بامزدکم کارکردن
to act jointly
U
باهم کارکردن
toa for a job or position
U
درخواست کارکردن
to pull a lone oar
U
تنها کارکردن
to paddle one's own canoe
U
مسقلانه کارکردن
overlabour
U
زیاد کارکردن
cowork
U
باهم کارکردن
counterwork
U
برخلاف کارکردن
cooperate
U
باهم کارکردن
collaborating
U
باهم کارکردن
collaborates
U
باهم کارکردن
collaborated
U
باهم کارکردن
collaborate
U
باهم کارکردن
to work together
U
باهم کارکردن
upping
U
اجرا یا کارکردن
upped
U
اجرا یا کارکردن
slaving
U
سخت کارکردن
speeds
U
سریع کارکردن
speeding
U
سریع کارکردن
speed
U
سریع کارکردن
slave
U
سخت کارکردن
slaved
U
سخت کارکردن
slaves
U
سخت کارکردن
up
U
اجرا یا کارکردن
separately excited
U
مولد با راه انداز جداگانه
idiopathy
U
علاقه خاص ناخوشی جداگانه
We'd like to pay separately.
ما میخواهیم جداگانه پرداخت کنیم.
spreader rig
U
میلهای که نخها جداگانه به ان وصل میشود
diphthongize
U
تلفظ کردن دو صدای جداگانه در یک وهله
link
U
دستور ترکیب یک لیست از فایلهای جداگانه با هم
double barreled shotgun
U
تفنگ دولول برای تیراندازی جداگانه
discrete
U
که در واحدهای جداگانه کوچک روی میدهد
qualified for work
U
شایسته یاقابل کارکردن
moonlighted
U
بطور قاچاقی کارکردن
function
U
عمل کردن کارکردن
dejecta
U
کارکردن مزاج مریض
gears
U
کردن اماده کارکردن
geared
U
کردن اماده کارکردن
gear
U
کردن اماده کارکردن
moonlight
U
بطور قاچاقی کارکردن
moonlighting
U
بطور قاچاقی کارکردن
moonlights
U
بطور قاچاقی کارکردن
refit
U
دوباره اماده کارکردن
refits
U
دوباره اماده کارکردن
refitted
U
دوباره اماده کارکردن
refitting
U
دوباره اماده کارکردن
geologize
U
در زمین شناسی کارکردن
fit to work
U
اماده برای کارکردن
fit to work
U
شایسته یاقابل کارکردن
knuckle down
<idiom>
U
مشتاقانه شروع به کارکردن
do the trick
<idiom>
U
خیلی خوب کارکردن
functions
U
عمل کردن کارکردن
functioned
U
عمل کردن کارکردن
automation
U
بطور خودکار کارکردن
passage
U
رویداد کارکردن مزاج
passages
U
رویداد کارکردن مزاج
to peg a way at some work
U
پیوسته درسرچیزی کارکردن
polygeny
U
پیدایش نوع بشراز چند ازدواج جداگانه
interleaved
U
دو باک حافظه جداگانه که به ترتیب و با هم استفاده می شوند
parish
U
قسمتی از شهرستان که کلیسا و کشیش جداگانه دارد
parishes
U
قسمتی از شهرستان که کلیسا و کشیش جداگانه دارد
grinds
U
اسیاب شدن سخت کارکردن
grind
U
اسیاب شدن سخت کارکردن
frob
U
کارکردن با دسته فرمان وماوس
to work it
<idiom>
U
روی چیزیی کارکردن و حل کردن
geometrize
U
از روی قواعد هندسی کارکردن
To work like a beaver .
U
مشتاقانه وتر وفرز کارکردن
drudge
U
جان کندن بیمیلانه کارکردن
to turn over
U
واژگون کردن کارکردن دراوردن
telecommuting
U
عمل کارکردن با کامپیوتر در یک محل
labourvi
U
رنج بردن سخت کارکردن
drudges
U
جان کندن بیمیلانه کارکردن
to work at a high pressure
U
با فشار یا فعالیت زیاد کارکردن
gathered
U
نوشتن یک گروه از رکوردهای جداگانه به صورت بلاک داده
gather
U
نوشتن یک گروه از رکوردهای جداگانه به صورت بلاک داده
adhocism
U
[طراحی کامل و جداگانه قسمت های مختلف یک ساختمان]
burn
U
کارکردن موتور راکت طبق برنامه
burns
U
کارکردن موتور راکت طبق برنامه
crack the whip
<idiom>
U
باعث سخت کارکردن شخصی شدن
to do a lesson
U
درسی راروان کردن سردرسی کارکردن
To regain consciousness. to come to.
U
امروز حال وحوصله کارکردن ندارم
nestorianism
U
عقیده نسطوریان اعتقاد باینکه عیسی دو ذات جداگانه داشت
floppy discs
U
مغناطیسی که توسط کامپیوتر جداگانه قابل آدرس دهی است
linkage
U
ترکیب برنامههای جداگانه با هم و استاندارد کردن فراخوانی ها و ارجاع ها در آنها
floppy disks
U
مغناطیسی که توسط کامپیوتر جداگانه قابل آدرس دهی است
floppy disk
U
مغناطیسی که توسط کامپیوتر جداگانه قابل آدرس دهی است
dual
U
دومسیر جداگانه ضبط صوت که در وسایل استریو دیده میشود
floppy
U
مغناطیسی که توسط کامپیوتر جداگانه قابل آدرس دهی است
edited
U
ترکیب برنامههای جداگانه و استاندارد کردن فراخوان ها و مراجعه ها در آنها
edit
U
ترکیب برنامههای جداگانه و استاندارد کردن فراخوان ها و مراجعه ها در آنها
linkages
U
ترکیب برنامههای جداگانه با هم و استاندارد کردن فراخوانی ها و ارجاع ها در آنها
floppies
U
مغناطیسی که توسط کامپیوتر جداگانه قابل آدرس دهی است
specification
U
کارکردن با مشخصاتی که در یک صفت پذیرفته شده اند
dabbled
U
سرسری کارکردن بطور تفریحی کاری راکردن
dabble
U
سرسری کارکردن بطور تفریحی کاری راکردن
dabbles
U
سرسری کارکردن بطور تفریحی کاری راکردن
dabbling
U
سرسری کارکردن بطور تفریحی کاری راکردن
serial
U
کارکردن یک وسیله روی داده به صورت ترتیبی
serials
U
کارکردن یک وسیله روی داده به صورت ترتیبی
reliability
U
توانایی یک وسیله برای کارکردن بسیارموثروبدون خطا
file
U
به صورت رکوردهای جداگانه که حاوی داده به حروف , ارقام و گرافیک است
filed
U
به صورت رکوردهای جداگانه که حاوی داده به حروف , ارقام و گرافیک است
interleaved
U
بخشی از دو برنامه که جداگانه اجرا می شوند به طوری که به نظر همزمان می آید
externals
U
فایل حاوی داده برای برنامه که جداگانه از آن دخیره شده است
external
U
فایل حاوی داده برای برنامه که جداگانه از آن دخیره شده است
wet weight
U
وزن خالص مایعاتی که معمولا هنگام کارکردن وجوددارند
interleaving
U
تقسیم فضای ذخیره سازی به قسمتهایی به طوری که هر یک جداگانه قابل دستیابی اند
bracket
U
علامت چاپ که نشان میدهد یک دستوالعمل یا عمل باید جداگانه پردازش شود
serial
U
ارسال بیتهای جداگانه که کلمات داده را می سازند.روی خط سیگنال در واحد زمان
serials
U
ارسال بیتهای جداگانه که کلمات داده را می سازند.روی خط سیگنال در واحد زمان
faulted
U
توانایی سیستم برای کارکردن حتی وقتی خطایی رخ دهد
reliability
U
[توانایی یک وسیله برای کارکردن بسیار موثر و بدون خطا]
to swear in
U
با سوگند دادن وارد کارکردن بامراسم تحلیف داخل کردن
psychological moment
U
موقعی که از لحاظ روان شناسی مقتضی برای کارکردن باشد
faults
U
توانایی سیستم برای کارکردن حتی وقتی خطایی رخ دهد
failure safety
U
[توانایی یک وسیله برای کارکردن بسیار موثر و بدون خطا]
fault
U
توانایی سیستم برای کارکردن حتی وقتی خطایی رخ دهد
floppy disks
U
دیسک درایو برای فلاپی دیسکها و قط عات الکترونیکی به عنوان سوار کردن جداگانه
floppy discs
U
دیسک درایو برای فلاپی دیسکها و قط عات الکترونیکی به عنوان سوار کردن جداگانه
resolutions
U
توانایی سیستم نمایش برای کنترل تعداد پیکسل ها در واحد زمان و نه پیکسلهای جداگانه
floppy
U
دیسک درایو برای فلاپی دیسکها و قط عات الکترونیکی به عنوان سوار کردن جداگانه
resolution
U
توانایی سیستم نمایش برای کنترل تعداد پیکسل ها در واحد زمان و نه پیکسلهای جداگانه
floppy disk
U
دیسک درایو برای فلاپی دیسکها و قط عات الکترونیکی به عنوان سوار کردن جداگانه
floppies
U
دیسک درایو برای فلاپی دیسکها و قط عات الکترونیکی به عنوان سوار کردن جداگانه
fault
U
سیستم یا وسیلهای قادر به کارکردن است حتی اگر خطایی رخ دهد
faulted
U
سیستم یا وسیلهای قادر به کارکردن است حتی اگر خطایی رخ دهد
degradation
U
اجازه داده به برخی قسمتهای سیستم به کارکردن پس از از بین رفتن یک قسمت
verification
U
بررسی صحت کارکردن یک سیستم و مناسب بودن آن برای کارهای موردنظر
faults
U
سیستم یا وسیلهای قادر به کارکردن است حتی اگر خطایی رخ دهد
partitions
U
تقسیم دیسک سخت به دو یا چند درایو منط قی که به صورت درایوهای جداگانه قابل دستیابی اند
partition
U
تقسیم دیسک سخت به دو یا چند درایو منط قی که به صورت درایوهای جداگانه قابل دستیابی اند
all points addressable mode
U
حالت گرافیکی که در آن هر پیکسل جداگانه قابل آدرس دهی است و رنگ و خصوصیات آن تعریف شده اند
fixes
U
استفاده از نوک خواندن و نوشتن ثابت جداگانه روی هر شیار دیسک تا زمان دستیابی کوتاه شود
fix
U
استفاده از نوک خواندن و نوشتن ثابت جداگانه روی هر شیار دیسک تا زمان دستیابی کوتاه شود
partitions
U
فایلی که از فایلهای ترتیبی کوچکتر تشکیل شده باشد و هر بخش جداگانه توسط برنامه کنترل قابل دستیابی است
partition
U
فایلی که از فایلهای ترتیبی کوچکتر تشکیل شده باشد و هر بخش جداگانه توسط برنامه کنترل قابل دستیابی است
plot
U
توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
plots
U
توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
plotted
U
توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
low resolution graphics
U
توانایی نمایش بلاکهای گرافیکی با اندازه حروف یا تنظیم مجدد شکل ها روی صحفه بجای استفاده از پیکسهای جداگانه
plotter
U
رسامی که داده محل را با افزایش به محل فعلی اش دریافت میکند و نه به صورت مختصات جداگانه
plotters
U
رسامی که داده محل را با افزایش به محل فعلی اش دریافت میکند و نه به صورت مختصات جداگانه
hierarchical communications system
U
شبکهای که هر شاخه آن تعدادی زیر شاخه جداگانه دارد
machines
U
کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
machined
U
کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
machine
U
کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
dual
U
سیستم مرتب کردن قط عات RAM روی دو طرف کابلها به طوری که در صورت بروز خطا دو مسیر جداگانه بین سرور ها باشد
multiprocessor
U
تعداد واحدهای پردازش که با هم یا جداگانه کار می کنند ولی یک فضای حافظه را اشتراکی استفاده می کنند
keypad
U
مجموعه ده کلید با طرح . شامل شده در بیشتر صفحه کلیدها به صورت کلیدهای جداگانه برای وارد کردن حجم زیاد داده عددی
compatibility
U
توانایی دونرم افزار یا سخت افزار برای کارکردن باهم
IBM
U
صفحه کلیدی که حاوی کلیدهای تابعی است و در سمت چپ کلیدهای اصلی قرار دارد و نوشته عددی جداگانه ندارد
primary
U
که کانالهای B جداگانه را که میتواند ارسال سیگنال و کنترل پاس چند کیلوبایت در ثانیه را که روی کانال D ارسال می کنند را پشتیبانی کند
numeric
U
که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
technical
U
وسیله تکنیکی به کاربر برای شرح نحوه استفاده از نرم افزار یا سخت افزار یا علت عدم کارکردن آن
parallel
U
که دو یا چند پردازنده همزمان یک یا چند موضوع داده کار می کنند. 2-دو یا چند بیت کلمه ارسالی روی خط جداگانه در یک زمان
parallelled
U
که دو یا چند پردازنده همزمان یک یا چند موضوع داده کار می کنند. 2-دو یا چند بیت کلمه ارسالی روی خط جداگانه در یک زمان
paralleling
U
که دو یا چند پردازنده همزمان یک یا چند موضوع داده کار می کنند. 2-دو یا چند بیت کلمه ارسالی روی خط جداگانه در یک زمان
paralleled
U
که دو یا چند پردازنده همزمان یک یا چند موضوع داده کار می کنند. 2-دو یا چند بیت کلمه ارسالی روی خط جداگانه در یک زمان
parallelling
U
که دو یا چند پردازنده همزمان یک یا چند موضوع داده کار می کنند. 2-دو یا چند بیت کلمه ارسالی روی خط جداگانه در یک زمان
parallels
U
که دو یا چند پردازنده همزمان یک یا چند موضوع داده کار می کنند. 2-دو یا چند بیت کلمه ارسالی روی خط جداگانه در یک زمان
asynchronous
U
تابعی که جداگانه از برنامه اصلی اجرا میشود و وقتی اجرا میشود که یک موقعیتهای خاصی به وجود آمده باشند
hierarchy
U
روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
hierarchies
U
روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
enhanced
U
دریک IBM PC صفحه کلید یا ردیفی از کلیدها در بالای صفحه کلید به همراه مجموعه کلیدهای عدد جداگانه در سمت راست
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com