English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
double U مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled U مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled up U مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
covered U گرفتن شمشیر به وضعی که شمشیر خودبخود در حمله حریف منحرف نشود
ceding parry U کنار زدن حمله و سد کردن شمشیر حریف در خط جدید
glide U حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glides U حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glided U حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
eights U مسابقه پاروزنی 8 نفره
change of engagement U وادار کردن حریف به تغییرمسیر شمشیر
action on the blade U تماس با شمشیر حریف
double hi U ضربه شمشیر دو حریف در یک لحظه
double touch U ضربه شمشیر دو حریف در یک لحظه
in line U شمشیر در وضع حمله
binds U کنارزدن شمشیر حریف بطرف بدن او
compound parry U دفع شمشیر حریف با دو حرکت یا بیشتر
bind U کنارزدن شمشیر حریف بطرف بدن او
opposition U حرکت شمشیرباز ضمن تماس با شمشیر حریف تقابل
director U مدیر یارئیس مسابقه شمشیر بازی
directors U مدیر یارئیس مسابقه شمشیر بازی
foiled U مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foil U مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foiling U مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foils U مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
fences U شمشیر بازی کردن
fence U شمشیر بازی کردن
handle U قبضه شمشیر دستگیره جابجا کردن
handles U قبضه شمشیر دستگیره جابجا کردن
sculling U مسابقه قایقرانی یک نفره 2نفره یا 4 نفره
spurtle U شمشیر
sword U شمشیر
bilbo U شمشیر
swords U شمشیر
bilboa U شمشیر
bolo U شمشیر
blade U شمشیر
swordsman U شمشیر زن
spit U شمشیر
spits U شمشیر
swordsmanship U شمشیر بازی
swordplay U فن شمشیر بازی
foilsman U شمشیر باز
scabbard U غلاف شمشیر
pommels U قبه شمشیر
blade U تیغه شمشیر
steel U شمشیر پولادی
swordsman U شمشیر باز
swordlike U شمشیر مانند
hilt U دسته شمشیر
foible U تیغه شمشیر
fencer U شمشیر باز
scabbards U غلاف شمشیر
hilts U دسته شمشیر
foibles U تیغه شمشیر
pommel U قبه شمشیر
fences U شمشیر بازی
sword dance U رقص شمشیر
gladiate U شمشیر مانند
steels U شمشیر پولادی
daito U شمشیر بزرگ
sword cutter U شمشیر ساز
swordfish U شمشیر ماهی.
to carry sword U شمشیر جستن
sword cut U زخم شمشیر
tucker U شمشیر ساز
steeled U شمشیر پولادی
steeling U شمشیر پولادی
swordfishes U شمشیر ماهی.
baldric U بند شمشیر
fence U شمشیر بازی
sword knot U شرابه شمشیر
With a stork of the sword. U با ضرب شمشیر
sword fish U شمشیر ماهی
sabre cut U زخم شمشیر
claymore U شمشیر دودمه
rapiers U شمشیر دودم
rapier U شمشیر دودم
at the point of the sword U بدم شمشیر
handles U قبضه شمشیر
handle U قبضه شمشیر
head and arm U هنگام حمله حریف به دو خم دست و سر حریف را گرفته او رامی پیچانیم
point d'arret U نوک چنگالی شمشیر
backsword U شمشیر یک لبهء برنده
stoccata U پرتاب با ضربه شمشیر
stoccado U پرتاب با ضربه شمشیر
academic assault شمشیر بازی نمایشی
curtle ax U شمشیر کوتاه وسنگین
scimitar U شمشیر هلالی شکل
sword play U مهارت در بکارگیری شمشیر
toledo U شمشیر ابدارمصنوع تولدو
curtal ax U شمشیر کوتاه وسنگین
falchion U شمشیر کوتاه و پهن
partisan U شمشیر پهن ودسته بلند
partisans U شمشیر پهن ودسته بلند
circular parry U دفاع با حرکت چرخشی شمشیر
sword dance U اجرای رقص در اطراف شمشیر
counter parry U دفاع با حرکت چرخشی شمشیر
electric foil U شمشیر فویل با نوک برقدار
The pen is mightier than the sword. <proverb> U قلم قدرتمندتر از شمشیر است .
foibles U نیمی از شمشیر از وسط تانوک
weaker U ناحیه نزدیک نوک شمشیر
foible U نیمی از شمشیر از وسط تانوک
engagements U تماس دو تیفه شمشیر درگارد
weak U ناحیه نزدیک نوک شمشیر
weaknesses U ناحیه نزدیک نوک شمشیر
sabre cut U زخم شوشکه ضربه شمشیر
weakest U ناحیه نزدیک نوک شمشیر
foin U فرو بردن شمشیر یا نیزه
engagement U تماس دو تیفه شمشیر درگارد
partizan U شمشیر پهن ودسته بلند
parry U دفع کردن حمله حریف
parries U دفع کردن حمله حریف
parried U دفع کردن حمله حریف
parrying U دفع کردن حمله حریف
counter riposte U حمله شمشیرباز پس از دفع حمله متقابل حریف
manipulators U گرفتن شمشیر با شست وانگشت ابهام
guards U کاسه بین تیغه و دسته شمشیر
sabre U شمشیر بلند نظامی باشمشیر زدن
sabres U شمشیر بلند نظامی باشمشیر زدن
forte U نیمی از شمشیر از وسط تیغه تا دسته
line of engagement U ناحیهای از سینه که روبروی شمشیر قراردارد
fortes U نیمی از شمشیر از وسط تیغه تا دسته
To behead ( decapitate ) someone . U کسی را گردن زدن (با شمشیر وغیره )
saber U شمشیر بلند نظامی باشمشیر زدن
acinaces U شمشیر کوتاه ایرانیان قدیم وسکاها
croise U عبور تیغه شمشیر به شکل خاص
guard U کاسه بین تیغه و دسته شمشیر
guarding U کاسه بین تیغه و دسته شمشیر
sabers U شمشیر بلند نظامی باشمشیر زدن
scimitar U شمشیر کارد دسته دراز ونوک برگشته
touch U برخورد شمشیر به بدن ضربه فنی کشتی
touches U برخورد شمشیر به بدن ضربه فنی کشتی
disengage U رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
disengaging U رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
disengages U رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
barong U یکنوع چاقو یا شمشیر دسته کلفت لبه تیز
tucks U درجای دنج قرارگرفتن یاقرار دادن شمشیر نازک
pommel U قسمت فلزی پشت دسته شمشیر دستگیرههای خرک
pommels U قسمت فلزی پشت دسته شمشیر دستگیرههای خرک
tucking U درجای دنج قرارگرفتن یاقرار دادن شمشیر نازک
tuck U درجای دنج قرارگرفتن یاقرار دادن شمشیر نازک
dub U باتماس شمشیر بشانه شخصی لقب شوالیه باو اعطاکردن
dubs U باتماس شمشیر بشانه شخصی لقب شوالیه باو اعطاکردن
counter disengagement U حرکت شمشیر به دور شمشیرحریف برای مواجهه درمسیر قبلی
dubbed U باتماس شمشیر بشانه شخصی لقب شوالیه باو اعطاکردن
tandems U مسابقه دو نفره
tandem U مسابقه دو نفره
curtana U شمشیر رحمت :شمشیربی نوکی که درتاج گذاری پادشاهان انگلیس پیشاپ
quadruple scylls U مسابقه قایقهای 4 نفره
australian pursuit U مسابقه تعقیبی 8 نفره دوچرخه سواری
sprint relay U مسابقه امدادی 4 نفره درمسافتهای مختلف
foursome U مسابقه بین دو تیم دو نفره گلف
foursomes U مسابقه بین دو تیم دو نفره گلف
spinner play U حمله یک نفره با دریافت توپ و چرخیدن یک دایره کامل
speedway U مسابقه موتورسیکلت رانی بین تیمهای 4 نفره درمسیرهموارخاکی
touch football U نوعی فوتبال با 6 یا 9 بازیگردر هر تیم که سد کردن مجازاست ولی حمله بدنی مجازنیست و فقط لمس حریف کافی است
charge U حمله به حریف
charges U حمله به حریف
team roping U مسابقه تیم 2 نفره گاوبازی جهت کمنداندازی و بستن گاودر حداقل وقت
assaulted U حمله بدنی به حریف
assaults U حمله بدنی به حریف
assault U حمله بدنی به حریف
bootleg U نوعی حمله با فریفتن حریف
mounting U دسته و پشت بند دسته شمشیر
deropement U مانور حمله با گریز ازشمشیر حریف
audible U تعویض مانور حمله یا دفاعی در مقابل حریف
stop hit U ضد حمله شمشیربازضمن حرکات پیچیده حریف مهاجم
tackles U ازجا کندن حریف حمله به توپدار با انداختن یا گرفتن او
tackle U ازجا کندن حریف حمله به توپدار با انداختن یا گرفتن او
tackled U ازجا کندن حریف حمله به توپدار با انداختن یا گرفتن او
tackling U ازجا کندن حریف حمله به توپدار با انداختن یا گرفتن او
underhook U گرفتن سر حریف با دست راست دست چپ زیر بازوی راست حریف قلاب و با حرکت قدرتی حریف را از بغل به روی تشک پرت کردن
outruns U منطقه توقف در پایان مسابقه اسکی پیروزی بر حریف ویژه
outrunning U منطقه توقف در پایان مسابقه اسکی پیروزی بر حریف ویژه
outrun U منطقه توقف در پایان مسابقه اسکی پیروزی بر حریف ویژه
sculls U قایق تک نفره یا4 نفره حرکت دادن دست یاپارو در اب
sculled U قایق تک نفره یا4 نفره حرکت دادن دست یاپارو در اب
scull U قایق تک نفره یا4 نفره حرکت دادن دست یاپارو در اب
it occurs twice a day U روزی دوبار رخ میدهد روزی دوبار اتفاق میافتد
looped U حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loops U حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loop U حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
reliving U دوبار زندگی کردن
relives U دوبار زندگی کردن
relive U دوبار زندگی کردن
relived U دوبار زندگی کردن
darts U پیکان اندازی 2 نفره یا 4 نفره با 3 پیکان در هربار برای هر نفر از مسافت 8 یا 9 متر
side sweep and over under U گرفتن دست و کمرحریف کشیدن وی بطرف خودو با پای چپ زیر پای راست حریف را خالی کردن و پرتاب حریف
oarsmanship U پاروزنی
crewmen U عضو تیم پاروزنی
crewman U عضو تیم پاروزنی
dinghies U قایق کوچک پاروزنی
dinghy U قایق کوچک پاروزنی
to go away in a foursome U چهار نفره سفر کردن
buddy system U شناگران بخاطر ایمنی دو نفره کردن
trolling motor U موتور کوچک سوارشده روی قایق پاروزنی
gain ground U ضربه با پا به امید بل گرفتن ان نزدیک دروازه حریف پیشروی شمشیرباز بسوی حریف
hysterics U حمله خنده غیر قابل کنترل حمله گریه
velimirovic attack U حمله ولیمیروویچ در حمله سوزین از دفاع سیسیلی شطرنج
double U دوبار
twice U دوبار
tows U دوبار
doubled U دوبار
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com