English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 93 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
Track and field events . U مسابقات دو میدانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
field event U ورزش قهرمانی میدانی مسابقات صحرایی
field events U ورزش قهرمانی میدانی مسابقات صحرایی
track and field U وابسته به مسابقات دوصحرایی یا میدانی
Other Matches
athletics U دو و میدانی
track and field U دو و میدانی
streetwise U چاله میدانی
high field emission arc U قوس میدانی
field effect U با تاثیر میدانی
trackman U دو و میدانی کار
field worker U پژوهشگر میدانی
field dependence U وابستگی میدانی
field emission U صدور میدانی
field games U بازیهای میدانی
field strcture U ساخت میدانی
field study U بررسی میدانی
field theory U نظریه میدانی
field work U پژوهش میدانی
field force U نیروی میدانی
athletes U دو و میدانی کار
athlete U دو و میدانی کار
Do you know who you are dealing with? U میدانی با کی طرفی ؟
tracked U زمین بازیهای میدانی
tracks U زمین بازیهای میدانی
frees U ترخیص کردن میدانی
freeing U ترخیص کردن میدانی
track U زمین بازیهای میدانی
freed U ترخیص کردن میدانی
langlauf U مسابقه اسکی میدانی
free field format U در قالب ازاد میدانی
free U ترخیص کردن میدانی
triangular meet U مسابقه دو و میدانی بین سه تیم
cross country U درسرتاسرمزرعه ورزشهای میدانی وصحرایی
deathlete U شرکت کننده در مسابقه دهگانه دو و میدانی
pentathlete U شرکت کننده در مسابقه پنجگانه دو و میدانی
double elimination tournament U مسابقات دو حذفی
commissioner U مدیر مسابقات
commissioners U مدیر مسابقات
refereed U داور مسابقات
tournament U مسابقات قهرمانی
arena U میدان مسابقات
arenas U میدان مسابقات
referees U داور مسابقات
tournament U تشکیل مسابقات
tournaments U مسابقات قهرمانی
refereeing U داور مسابقات
tournaments U تشکیل مسابقات
referee U داور مسابقات
battle clout U نوعی تیراندازی میدانی ازفاصله 002 متری
cup U گلدان جایزه مسابقات
cupped U گلدان جایزه مسابقات
cups U گلدان جایزه مسابقات
refereeing U داور مسابقات شدن
referees U داور مسابقات شدن
oarsman U پارو زن مسابقات قایقرانی
oarsmen U پارو زن مسابقات قایقرانی
Olympic U مربوط به مسابقات المپیک
referee U داور مسابقات شدن
refereed U داور مسابقات شدن
World Series U مسابقات نهایی بیسبال
semi-final U مسابقات نیم پایانی
umpires U سرداور داور مسابقات
stand U سکوب تماشاچیان مسابقات
umpired U سرداور داور مسابقات
umpiring U سرداور داور مسابقات
umpire U سرداور داور مسابقات
agonistic U وابسته به مسابقات باستانی یونان
To win on points. U با امتیاز برنده شدن ( در مسابقات )
nordic combined U مجموع مسابقات اسکی نوردیک
mosfet U ترانزیستور میدانی سریع و قوی ساخته شده با روش MOS
officiate U بعنوان داور مسابقات را اداره کردن
showdowns U مرحله نهایی مسابقات ازمایش نیرو
officiating U بعنوان داور مسابقات را اداره کردن
Test match U مسابقات قهرمانی کریکت انگلیس واسترالیا
Test matches U مسابقات قهرمانی کریکت انگلیس واسترالیا
showdown U مرحله نهایی مسابقات ازمایش نیرو
officiates U بعنوان داور مسابقات را اداره کردن
officiated U بعنوان داور مسابقات را اداره کردن
track U پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
tracks U پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
tracked U پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
hunt meeting U برنامه مسابقات دو یا دو بامانع برای سوارکاران اماتور
swiss system U نوعی روش تعیین حریف در مسابقات شطرنج
semifinalist U کسیکه بمرحله مسابقات نیمه نهایی رسیده
egg position U حالت تخم مرغی در مسابقات سرعت اسکی
past performances U سوابق چاپی نتایج مسابقات اسب یا گرگ
olympiad U جشن ها ومسابقات قدیم یونان مسابقات المپیک
To bet on something . U روی چیزی شرط بستن (مانند مسابقات وغیره )
roadwork U تمرین عملی برای مسابقات مشت زنی و غیره
The striker's injury puts a question mark over his being fit in time for the tournament. U آسیب مهاجم آمادگی سر موقع او [مرد] را برای مسابقات نامشخص می کند.
play off U درمسابقه حذفی شرکت کردن وابسته به مسابقات حذفی مسابقه حدفی
bleacher U کارگر پارچه سفیدکنی شستشو وسفیدکنی پارچه بلیط یا صندلی کم ارزش مسابقات ورزشی
lenz' law U جریان القاء شده در یک مدار که نسبت به یک میدان مغناطیسی دارای حرکت نسبی است میدانی در جهت مخالف میدان اصلی بوجودمی اورد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com