English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to shift off responsibility U مسئولیت را ازخودسلب کردن وبدوش دیگری گذاردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to shuffle off responsibility U مسئولیت را ازخودسلب کردن بدوش ودیگری گذاردن
cannibalises U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalised U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalizes U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalized U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalize U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalizing U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalising U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
pass the buck <idiom> U مسئولیت خودرا به دیگری دادن
to pass the buck <idiom> U مسئولیت ناخوشایند [تقصیر یا زحمت] را به دیگری دادن
shuffle off U بدوش دیگری گذاردن
collective guarantee U مسئولیت دسته جمعی مسئولیت تضامنی
subrogate U بجای دیگری تعهداتی بعهده گرفتن جانشین دیگری کردن
recode U کد کردن برنامهای که برای سیستم دیگری کد شده باشد , به طوری که دیگری هم کار کند
to pass one's word for another U از طرف دیگری قول دادن ضمانت دیگری را کردن
piracy U چاپ کردن تالیف دیگری بدون اجازه تقلید غیر قانونی اثر دیگری privateer
sponsors U مسئولیت راقبول کردن
To assume responsibility . U قبول مسئولیت کردن
sponsoring U مسئولیت راقبول کردن
sponsor U مسئولیت راقبول کردن
pick up U واگذار کردن مسئولیت مهاریک بازیگر ازاد به کسی
custody U مسئولیت کنترل و انتقال ودسترسی به جنگ افزارها مسئولیت حفافت و کنترل جنگ افزارها و اسناد انها
letters U نوشته ارسالی از کسی به دیگری یا از کامپیوتر به دیگری برای اطلاع رسانی یا ارسال دستور یا..
letter U نوشته ارسالی از کسی به دیگری یا از کامپیوتر به دیگری برای اطلاع رسانی یا ارسال دستور یا..
invested U منصوب کردن اعطاء کردن سرمایه گذاردن
invest U منصوب کردن اعطاء کردن سرمایه گذاردن
invests U منصوب کردن اعطاء کردن سرمایه گذاردن
investing U منصوب کردن اعطاء کردن سرمایه گذاردن
put on U : تحمیل کردن گذاردن
posing U : مطرح کردن گذاردن
poses U : مطرح کردن گذاردن
posed U : مطرح کردن گذاردن
pose U : مطرح کردن گذاردن
thwart U عقیم گذاردن مخالفت کردن با
put by U قطع کردن کنار گذاردن
mediates U وساطت کردن پابمیان گذاردن
mediated U وساطت کردن پابمیان گذاردن
subscribing U تصدیق کردن صحه گذاردن
mediate U وساطت کردن پابمیان گذاردن
mediating U وساطت کردن پابمیان گذاردن
thwarted U عقیم گذاردن مخالفت کردن با
intervene U مداخله کردن پا میان گذاردن
lay-by U کنار گذاردن متروک کردن
lay-bys U کنار گذاردن متروک کردن
godfathers U نام گذاردن بر سرپرستی کردن از
godfather U نام گذاردن بر سرپرستی کردن از
denotes U تفکیک کردن علامت گذاردن
foil U عقیم گذاردن خنثی کردن
denote U تفکیک کردن علامت گذاردن
foiled U عقیم گذاردن خنثی کردن
foiling U عقیم گذاردن خنثی کردن
intervenes U مداخله کردن پا میان گذاردن
intervened U مداخله کردن پا میان گذاردن
lay by U کنار گذاردن متروک کردن
foils U عقیم گذاردن خنثی کردن
interferes U پا بمیان گذاردن مداخله کردن
interfered U پا بمیان گذاردن مداخله کردن
subscribes U تصدیق کردن صحه گذاردن
denoted U تفکیک کردن علامت گذاردن
interfere U پا بمیان گذاردن مداخله کردن
subscribed U تصدیق کردن صحه گذاردن
subscribe U تصدیق کردن صحه گذاردن
to impress a mark on something U نشان روی چیزی گذاردن چیزیرا نشان گذاردن
straiten U باریک کردن درتنگی ومضیقه گذاردن
encased U درقفس یا جعبه گذاردن روکش کردن
ovulates U تخمک گذاردن تولید اوول کردن
ovulate U تخمک گذاردن تولید اوول کردن
ovulating U تخمک گذاردن تولید اوول کردن
ovulated U تخمک گذاردن تولید اوول کردن
encases U درقفس یا جعبه گذاردن روکش کردن
encase U درقفس یا جعبه گذاردن روکش کردن
personate U خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
score U نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
to check off U رسیدگی کردن ودرصورت درستی باخط نشان گذاردن
scores U نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
scored U نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
personify U رل دیگری بازی کردن
personified U رل دیگری بازی کردن
personifies U رل دیگری بازی کردن
personifying U رل دیگری بازی کردن
subtraction U کم کردن یک عدد از دیگری
interrupts U حرف دیگری را قطع کردن
interrupt U حرف دیگری را قطع کردن
rephrasing U به طرز دیگری بیان کردن
reword U باواژههای دیگری بیان کردن
interrupting U حرف دیگری را قطع کردن
to t. U بحقوق دیگری تجاوز کردن
transubstantiate U بجسم دیگری تبدیل کردن
to transubstantiate U به جسم دیگری تبدیل کردن
passing off U به اسم دیگری معامله کردن
rephrases U به طرز دیگری بیان کردن
rephrase U به طرز دیگری بیان کردن
impersonation U نقش دیگری رابازی کردن
rephrased U به طرز دیگری بیان کردن
hold at disposal U در اختیار دیگری نگهداری کردن
to play off U از سر خود وا کردن و بجان دیگری انداختن
convert U معکوس کردن بکیش دیگری اوردن
converts U معکوس کردن بکیش دیگری اوردن
converting U معکوس کردن بکیش دیگری اوردن
converted U معکوس کردن بکیش دیگری اوردن
to turn round U برگشتن عقاید دیگری پیدا کردن
to exchange something [for something] U معاوضه کردن [چیزی را با چیز دیگری]
to exchange something [for something] U مبادله کردن [چیزی را با چیز دیگری]
lifemanship U متشخص وبرجسته شدن یاتظاهر به تشخص کردن بوسیله تحت تاثیر گذاردن دیگران
shunts U ترن را بخط دیگری انداختن منحرف کردن
shunt U ترن را بخط دیگری انداختن منحرف کردن
pirate U از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن
pirates U از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن
pirated U از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن
shunted U ترن را بخط دیگری انداختن منحرف کردن
pirating U از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن
personation U خود را به جای دیگری معرفی کردن یا جا زدن
to interpret [for somebody] [from/into a language] U ترجمه شفاهی کردن [برای کسی] [از یک زبان به دیگری]
to provide interpretation [for somebody] [from/into a language] U ترجمه شفاهی کردن [برای کسی] [از یک زبان به دیگری]
to act as interpreter [for somebody] [from/into a language] U ترجمه شفاهی کردن [برای کسی] [از یک زبان به دیگری]
responsibilities U مسئولیت
irresponsible U بی مسئولیت
responsibly U با مسئولیت
liabilities U مسئولیت
liability to disease U مسئولیت
responsibility U مسئولیت
trust U مسئولیت
trusted U مسئولیت
trusts U مسئولیت
liability U مسئولیت
menage U مسئولیت
amenableness U مسئولیت
burthen U مسئولیت
onus U مسئولیت
unresponsive U بی مسئولیت
reproduce U کپی کردن داده یا متن ازیک ماده یا رسانه به دیگری
reproduced U کپی کردن داده یا متن ازیک ماده یا رسانه به دیگری
post U وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
reproduces U کپی کردن داده یا متن ازیک ماده یا رسانه به دیگری
transcribed U کپی کردن داده از واحد حافظه پشتیبان یا رسانه به دیگری
transcribing U کپی کردن داده از واحد حافظه پشتیبان یا رسانه به دیگری
transcribes U کپی کردن داده از واحد حافظه پشتیبان یا رسانه به دیگری
reproducing U کپی کردن داده یا متن ازیک ماده یا رسانه به دیگری
emulates U کپی کردن یا رفتار مشابه با چیز دیگری انجام دادن
emulating U کپی کردن یا رفتار مشابه با چیز دیگری انجام دادن
posted U وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
media U کپی کردن داده از یک بایت رسانه ذخیره سازی به دیگری
transcribe U کپی کردن داده از واحد حافظه پشتیبان یا رسانه به دیگری
to second somebody U ماموریت کسی را به جای دیگری منتقل کردن [اصطلاح رسمی]
stiffening U اهار یا چیز دیگری که برای سفت کردن چیزها بکارمیبرند
emulated U کپی کردن یا رفتار مشابه با چیز دیگری انجام دادن
posts U وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
post- U وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
emulate U کپی کردن یا رفتار مشابه با چیز دیگری انجام دادن
posted U مقام مسئولیت
office U مسئولیت احرازمقام
sector of responsibility U منطقه مسئولیت
area of responsibility U منطقه مسئولیت
cark U بار مسئولیت
load U فشار مسئولیت
post U مقام مسئولیت
constructive trust U مسئولیت قهری
offices U مسئولیت احرازمقام
charges U بار مسئولیت
loads U فشار مسئولیت
on one's shoulders <idiom> U مسئولیت شخصی
post- U مقام مسئولیت
in common <idiom> U مسئولیت داشتن
irresponsible U عاری از حس مسئولیت
charge U بار مسئولیت
primary interest U مسئولیت اصلی
product liability U مسئولیت محصول
posts U مقام مسئولیت
implied trust U مسئولیت فرضی
imputability U مسئولیت اخلاقی
onmy own responsibility U به مسئولیت خودم
irresponsibly U بدون حس مسئولیت
liability U الزام مسئولیت
amenability U احساس مسئولیت
liabilities U الزام مسئولیت
responsible U مسئولیت دار
law of tort U مسئولیت مدنی
deflector U صفحه تیغه یا وسیله دیگری برای منحرف کردن یک جریان یا حرکت
to p off an awkward situation U حواس خود را از کیفیت بدی منحرف و به چیز دیگری متوجه کردن
unlimited company U شرکت با مسئولیت نامحدود
perils U بیم زیان مسئولیت
without engagement U بدون تقبل مسئولیت
limited liability company U شرکت با مسئولیت محدود
privity of contract U مسئولیت طرفین قرارداد
peril U بیم زیان مسئولیت
The responsibility lies with you. U مسئولیت با شما است.
liability for damages U مسئولیت در برابر خسارت
law of torts U قانون مسئولیت مدنی
law of tort U قانون مسئولیت مدنی
over worked man U مهره شطرنج پر مسئولیت
irresponsibly U بدون داشتن مسئولیت
to jump-start someone's car U کمک برای روشن کردن [خودروی کسی را با باتری مستقلی یا ماشین دیگری]
chain U روش وصل کردن یک وسیله با یک کابل که داده را از یک ماشین به دیگری منتقل میکند.
chains U روش وصل کردن یک وسیله با یک کابل که داده را از یک ماشین به دیگری منتقل میکند.
single space U در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
checker U بشکل شطرنجی ساختن یاعلامت گذاردن شطرنجی کردن
countersignature U امضای پس ازامضای دیگری تصدیق امضای دیگری
What do I care? U چطور این مسئولیت من است؟
solidarity U بهم پیوستگی مسئولیت مشترک
amoral U بدون احساس مسئولیت اخلاقی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com