Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (29 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to shift off responsibility
U
مسئولیت را ازخودسلب کردن وبدوش دیگری گذاردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to shuffle off responsibility
U
مسئولیت را ازخودسلب کردن بدوش ودیگری گذاردن
cannibalizes
U
پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalizing
U
پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalized
U
پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalize
U
پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalising
U
پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalises
U
پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalised
U
پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
pass the buck
<idiom>
U
مسئولیت خودرا به دیگری دادن
to pass the buck
<idiom>
U
مسئولیت ناخوشایند
[تقصیر یا زحمت]
را به دیگری دادن
shuffle off
U
بدوش دیگری گذاردن
collective guarantee
U
مسئولیت دسته جمعی مسئولیت تضامنی
subrogate
U
بجای دیگری تعهداتی بعهده گرفتن جانشین دیگری کردن
recode
U
کد کردن برنامهای که برای سیستم دیگری کد شده باشد , به طوری که دیگری هم کار کند
to pass one's word for another
U
از طرف دیگری قول دادن ضمانت دیگری را کردن
piracy
U
چاپ کردن تالیف دیگری بدون اجازه تقلید غیر قانونی اثر دیگری privateer
sponsoring
U
مسئولیت راقبول کردن
sponsor
U
مسئولیت راقبول کردن
sponsors
U
مسئولیت راقبول کردن
To assume responsibility .
U
قبول مسئولیت کردن
pick up
U
واگذار کردن مسئولیت مهاریک بازیگر ازاد به کسی
custody
U
مسئولیت کنترل و انتقال ودسترسی به جنگ افزارها مسئولیت حفافت و کنترل جنگ افزارها و اسناد انها
letters
U
نوشته ارسالی از کسی به دیگری یا از کامپیوتر به دیگری برای اطلاع رسانی یا ارسال دستور یا..
letter
U
نوشته ارسالی از کسی به دیگری یا از کامپیوتر به دیگری برای اطلاع رسانی یا ارسال دستور یا..
invests
U
منصوب کردن اعطاء کردن سرمایه گذاردن
investing
U
منصوب کردن اعطاء کردن سرمایه گذاردن
invested
U
منصوب کردن اعطاء کردن سرمایه گذاردن
invest
U
منصوب کردن اعطاء کردن سرمایه گذاردن
posed
U
: مطرح کردن گذاردن
pose
U
: مطرح کردن گذاردن
put on
U
: تحمیل کردن گذاردن
poses
U
: مطرح کردن گذاردن
posing
U
: مطرح کردن گذاردن
mediated
U
وساطت کردن پابمیان گذاردن
intervened
U
مداخله کردن پا میان گذاردن
mediates
U
وساطت کردن پابمیان گذاردن
intervene
U
مداخله کردن پا میان گذاردن
mediate
U
وساطت کردن پابمیان گذاردن
mediating
U
وساطت کردن پابمیان گذاردن
interfered
U
پا بمیان گذاردن مداخله کردن
interfere
U
پا بمیان گذاردن مداخله کردن
denote
U
تفکیک کردن علامت گذاردن
put by
U
قطع کردن کنار گذاردن
interferes
U
پا بمیان گذاردن مداخله کردن
thwart
U
عقیم گذاردن مخالفت کردن با
foiling
U
عقیم گذاردن خنثی کردن
lay-by
U
کنار گذاردن متروک کردن
foiled
U
عقیم گذاردن خنثی کردن
godfather
U
نام گذاردن بر سرپرستی کردن از
godfathers
U
نام گذاردن بر سرپرستی کردن از
lay by
U
کنار گذاردن متروک کردن
foils
U
عقیم گذاردن خنثی کردن
thwarted
U
عقیم گذاردن مخالفت کردن با
intervenes
U
مداخله کردن پا میان گذاردن
denoted
U
تفکیک کردن علامت گذاردن
denotes
U
تفکیک کردن علامت گذاردن
subscribe
U
تصدیق کردن صحه گذاردن
lay-bys
U
کنار گذاردن متروک کردن
subscribed
U
تصدیق کردن صحه گذاردن
subscribes
U
تصدیق کردن صحه گذاردن
subscribing
U
تصدیق کردن صحه گذاردن
foil
U
عقیم گذاردن خنثی کردن
to impress a mark on something
U
نشان روی چیزی گذاردن چیزیرا نشان گذاردن
encase
U
درقفس یا جعبه گذاردن روکش کردن
straiten
U
باریک کردن درتنگی ومضیقه گذاردن
encases
U
درقفس یا جعبه گذاردن روکش کردن
encased
U
درقفس یا جعبه گذاردن روکش کردن
ovulate
U
تخمک گذاردن تولید اوول کردن
ovulated
U
تخمک گذاردن تولید اوول کردن
ovulates
U
تخمک گذاردن تولید اوول کردن
ovulating
U
تخمک گذاردن تولید اوول کردن
personate
U
خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
scores
U
نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
scored
U
نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
score
U
نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
to check off
U
رسیدگی کردن ودرصورت درستی باخط نشان گذاردن
personified
U
رل دیگری بازی کردن
personify
U
رل دیگری بازی کردن
personifies
U
رل دیگری بازی کردن
subtraction
U
کم کردن یک عدد از دیگری
personifying
U
رل دیگری بازی کردن
impersonation
U
نقش دیگری رابازی کردن
interrupt
U
حرف دیگری را قطع کردن
to t.
U
بحقوق دیگری تجاوز کردن
rephrasing
U
به طرز دیگری بیان کردن
rephrases
U
به طرز دیگری بیان کردن
transubstantiate
U
بجسم دیگری تبدیل کردن
passing off
U
به اسم دیگری معامله کردن
rephrase
U
به طرز دیگری بیان کردن
rephrased
U
به طرز دیگری بیان کردن
hold at disposal
U
در اختیار دیگری نگهداری کردن
reword
U
باواژههای دیگری بیان کردن
to transubstantiate
U
به جسم دیگری تبدیل کردن
interrupts
U
حرف دیگری را قطع کردن
interrupting
U
حرف دیگری را قطع کردن
convert
U
معکوس کردن بکیش دیگری اوردن
to exchange something
[for something]
U
مبادله کردن
[چیزی را با چیز دیگری]
to exchange something
[for something]
U
معاوضه کردن
[چیزی را با چیز دیگری]
converting
U
معکوس کردن بکیش دیگری اوردن
to play off
U
از سر خود وا کردن و بجان دیگری انداختن
to turn round
U
برگشتن عقاید دیگری پیدا کردن
converted
U
معکوس کردن بکیش دیگری اوردن
converts
U
معکوس کردن بکیش دیگری اوردن
lifemanship
U
متشخص وبرجسته شدن یاتظاهر به تشخص کردن بوسیله تحت تاثیر گذاردن دیگران
shunted
U
ترن را بخط دیگری انداختن منحرف کردن
pirating
U
از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن
personation
U
خود را به جای دیگری معرفی کردن یا جا زدن
pirates
U
از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن
pirated
U
از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن
pirate
U
از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن
shunt
U
ترن را بخط دیگری انداختن منحرف کردن
shunts
U
ترن را بخط دیگری انداختن منحرف کردن
to interpret
[for somebody]
[from/into a language]
U
ترجمه شفاهی کردن
[برای کسی]
[از یک زبان به دیگری]
to act as interpreter
[for somebody]
[from/into a language]
U
ترجمه شفاهی کردن
[برای کسی]
[از یک زبان به دیگری]
to provide interpretation
[for somebody]
[from/into a language]
U
ترجمه شفاهی کردن
[برای کسی]
[از یک زبان به دیگری]
amenableness
U
مسئولیت
menage
U
مسئولیت
onus
U
مسئولیت
burthen
U
مسئولیت
unresponsive
U
بی مسئولیت
irresponsible
U
بی مسئولیت
trust
U
مسئولیت
trusted
U
مسئولیت
trusts
U
مسئولیت
liability to disease
U
مسئولیت
responsibilities
U
مسئولیت
responsibility
U
مسئولیت
responsibly
U
با مسئولیت
liability
U
مسئولیت
liabilities
U
مسئولیت
emulated
U
کپی کردن یا رفتار مشابه با چیز دیگری انجام دادن
emulate
U
کپی کردن یا رفتار مشابه با چیز دیگری انجام دادن
reproduces
U
کپی کردن داده یا متن ازیک ماده یا رسانه به دیگری
reproduce
U
کپی کردن داده یا متن ازیک ماده یا رسانه به دیگری
to second somebody
U
ماموریت کسی را به جای دیگری منتقل کردن
[اصطلاح رسمی]
reproduced
U
کپی کردن داده یا متن ازیک ماده یا رسانه به دیگری
media
U
کپی کردن داده از یک بایت رسانه ذخیره سازی به دیگری
emulating
U
کپی کردن یا رفتار مشابه با چیز دیگری انجام دادن
posted
U
وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
posts
U
وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
post-
U
وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
post
U
وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
transcribing
U
کپی کردن داده از واحد حافظه پشتیبان یا رسانه به دیگری
stiffening
U
اهار یا چیز دیگری که برای سفت کردن چیزها بکارمیبرند
transcribes
U
کپی کردن داده از واحد حافظه پشتیبان یا رسانه به دیگری
emulates
U
کپی کردن یا رفتار مشابه با چیز دیگری انجام دادن
transcribed
U
کپی کردن داده از واحد حافظه پشتیبان یا رسانه به دیگری
transcribe
U
کپی کردن داده از واحد حافظه پشتیبان یا رسانه به دیگری
reproducing
U
کپی کردن داده یا متن ازیک ماده یا رسانه به دیگری
irresponsible
U
عاری از حس مسئولیت
responsible
U
مسئولیت دار
liabilities
U
الزام مسئولیت
liability
U
الزام مسئولیت
irresponsibly
U
بدون حس مسئولیت
on one's shoulders
<idiom>
U
مسئولیت شخصی
constructive trust
U
مسئولیت قهری
charge
U
بار مسئولیت
posts
U
مقام مسئولیت
office
U
مسئولیت احرازمقام
posted
U
مقام مسئولیت
offices
U
مسئولیت احرازمقام
post-
U
مقام مسئولیت
implied trust
U
مسئولیت فرضی
imputability
U
مسئولیت اخلاقی
charges
U
بار مسئولیت
loads
U
فشار مسئولیت
post
U
مقام مسئولیت
sector of responsibility
U
منطقه مسئولیت
onmy own responsibility
U
به مسئولیت خودم
area of responsibility
U
منطقه مسئولیت
cark
U
بار مسئولیت
law of tort
U
مسئولیت مدنی
product liability
U
مسئولیت محصول
primary interest
U
مسئولیت اصلی
amenability
U
احساس مسئولیت
in common
<idiom>
U
مسئولیت داشتن
load
U
فشار مسئولیت
to p off an awkward situation
U
حواس خود را از کیفیت بدی منحرف و به چیز دیگری متوجه کردن
deflector
U
صفحه تیغه یا وسیله دیگری برای منحرف کردن یک جریان یا حرکت
The responsibility lies with you.
U
مسئولیت با شما است.
liability for damages
U
مسئولیت در برابر خسارت
limited liability company
U
شرکت با مسئولیت محدود
law of torts
U
قانون مسئولیت مدنی
privity of contract
U
مسئولیت طرفین قرارداد
unlimited company
U
شرکت با مسئولیت نامحدود
without engagement
U
بدون تقبل مسئولیت
over worked man
U
مهره شطرنج پر مسئولیت
perils
U
بیم زیان مسئولیت
law of tort
U
قانون مسئولیت مدنی
peril
U
بیم زیان مسئولیت
irresponsibly
U
بدون داشتن مسئولیت
to jump-start someone's car
U
کمک برای روشن کردن
[خودروی کسی را با باتری مستقلی یا ماشین دیگری]
chains
U
روش وصل کردن یک وسیله با یک کابل که داده را از یک ماشین به دیگری منتقل میکند.
chain
U
روش وصل کردن یک وسیله با یک کابل که داده را از یک ماشین به دیگری منتقل میکند.
checker
U
بشکل شطرنجی ساختن یاعلامت گذاردن شطرنجی کردن
single space
U
در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
countersignature
U
امضای پس ازامضای دیگری تصدیق امضای دیگری
Responsibility weighed him down
U
بار مسئولیت کمرش را خم کرد
looser
U
از قید مسئولیت ازاد ساختن
loose
U
از قید مسئولیت ازاد ساختن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com