Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 128 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
grub
U
مزدور نویسنده مزدور
grubbed
U
مزدور نویسنده مزدور
grubs
U
مزدور نویسنده مزدور
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
devil
U
نویسنده مزدور
devils
U
نویسنده مزدور
hack
U
نویسنده مزدور
hacked
U
نویسنده مزدور
hacks
U
نویسنده مزدور
penster
U
نویسنده بویژه نویسنده مزدور
Other Matches
stipendiaries
U
مزدور
hirelings
U
مزدور
stipendiary
U
مزدور
hireling
U
مزدور
freelance
U
مزدور
barrator
U
مزدور
hackney
U
مزدور
mercenaly
U
مزدور
foreign volunteer
U
[سرباز]
مزدور
crowder
U
ویولون زن مزدور
journey man
U
کارگر مزدور
huckster
U
ادم مزدور
hucksters
U
ادم مزدور
galley slave
U
مزدور زحمتکش
mercenary
U
سرباز مزدور
crowder
U
کمانچه زن مزدور
hit men
U
آدمکش مزدور
mercenaries
U
سرباز مزدور
helps
U
نوکر مزدور
helped
U
نوکر مزدور
help
U
نوکر مزدور
hit man
U
آدمکش مزدور
sellsword
U
[سرباز]
مزدور
journeymen
U
کارگر مزدور
hatchet man
U
ادمکش مزدور
hatchet man
U
تروریست مزدور
hatchet men
U
ادمکش مزدور
hatchet men
U
تروریست مزدور
hessian
U
ادم مزدور
fiddler
U
ویولون زن مزدور
fiddler
U
کمانچه زن مزدور
fiddlers
U
ویولون زن مزدور
fiddlers
U
کمانچه زن مزدور
journeyman
U
کارگر مزدور
pensionary
U
حقوق بگیر مزدور
beadsman
U
فاتحه خوان مزدور
gallowglass
U
دستهای سرباز مزدور
proletary
U
عضو پست ترین گروه مردم مزدور پست
penman
U
نویسنده
the present writer
U
نویسنده
authors
U
نویسنده ها
writers
U
نویسنده ها
scrivener
U
نویسنده
quill driver
U
نویسنده
penwoman
U
زن نویسنده
composers
U
نویسنده
composer
U
نویسنده
authoress
U
نویسنده زن
writers
U
نویسنده
craftsmen
U
نویسنده
craftsman
U
نویسنده
writer
U
نویسنده
wordsmith
U
نویسنده
scribbler
U
نویسنده بد
author
U
نویسنده
technical writer
U
نویسنده فنی
fantast
U
نویسنده خیالپرست
garreteer
U
نویسنده بی نوا
author
U
نویسنده موسس
neoteric
U
نویسنده تازه
drafter
U
نویسنده پیام
report writer
U
نویسنده گزارش
matthew
U
نویسنده انجیل متی
to make good as a writer
U
نویسنده موفقی شدن
miscellanist
U
نویسنده مطالب مختلف
nomographer
U
نویسنده کتاب درباره
mannerisms
U
سبک بخصوص نویسنده
pen-names
U
نام مستعار نویسنده
mannerism
U
سبک بخصوص نویسنده
encyclopaedist
U
نویسنده دایره المعارف
librettists
U
نویسنده اشعار اپرا
pen name
U
نام مستعار نویسنده
hagiologist
U
نویسنده تاریخ اولیاوپیغمبران
auctorial
U
منسوب به نویسنده یا مولف
headliner
U
نویسنده سرمقاله روزنامه
librettist
U
نویسنده اشعار اپرا
authorial
U
موبوط به مصنف یا نویسنده
idem
U
همان نویسنده در همانجا
bel esprit
U
سخنران یا نویسنده باذوق
reporter
U
جمله ساز نویسنده ناصادق
pen-name
U
نام مستعار نویسنده
He fabcies himself as a writer (author).
U
به خیال خودش نویسنده است
screenwriters
U
نویسنده نمایشنامههای رادیویی وتلویزیونی
posthumous
U
منتشر شده پس از مرگ نویسنده
city editor
U
نویسنده خیرمالی یاتجارتی درروزنامه
comedist
U
نویسنده نمایشهای خنده دار
screenwriter
U
نویسنده نمایشنامههای رادیویی وتلویزیونی
phraseologist
U
جمله ساز نویسنده ناصادق
hagiographer
U
نویسنده شرح حال مقدسین
memorialist
U
نویسنده یاد بود یا لوحه
magazin
U
نویسنده مقاله برای مجله
wanted clerks
U
دبیر یا نویسنده لازم است
monographist
U
نویسنده شرح مفصل در باره یک موضوع
tragedian
U
نویسنده یا بازیگر نمایشهای تراژدی ومحزون
belletrist
U
نویسنده شعر و اثارادبی زیبا ادیب
dramaturge
U
نویسنده داستانهای نمایشی شبیه ساز
pornographer
U
نویسنده مطالب قبیح یا شهوت انگیز
headings
U
تاریخ ونشانی نویسنده کاغذ باسرتوپ زدن
interactive
U
سازمان تخصصی که موضوعاتی شامل زبان نویسنده
free lance
U
مفرد کار کردن نویسنده غیر وابسته
heading
U
تاریخ ونشانی نویسنده کاغذ باسرتوپ زدن
think piece
U
مقاله خبری امیخته باافکار وتفسیرات نویسنده
ethic
U
روش اخلاقی یک نویسنده یامکتب علمی یا ادبی و یاهنری
jude
U
یهودا نویسنده رساله یهوداکه از رسالات عهد جدیدمسیحیان است
liter any executor
U
کسیکه مامور چاپ کردن تالیفات نویسنده ایی میشود
publicist
U
نویسنده مقالات سیاسی یامقالات راجع به حقوق بین الملل
publicists
U
نویسنده مقالات سیاسی یامقالات راجع به حقوق بین الملل
symbolist
U
نویسنده یاهنرمندی که بسبک سمبولیک اثاری خلق میکند نمادگر
holotype
U
نمونهای که نویسنده یا دانشمندی برای معرفی یک راسته یا دسته ازجانوران وگیاهان معین میکند
copyright
U
که یک نویسنده یا برنامه نویس درکار خود دارد و بدون پرداخت حقوق نمیتوان از کپی گرفت
copyrights
U
که یک نویسنده یا برنامه نویس درکار خود دارد و بدون پرداخت حقوق نمیتوان از کپی گرفت
copyright
U
اثر یک نویسنده زنده که کسی که پنجاه سال است نمرده است
copyrights
U
اثر یک نویسنده زنده که کسی که پنجاه سال است نمرده است
'The Catcher in the Rye'
[by Salinger / work title]
U
! ناطور دشت ! یا ! ناتور دشت !
[نام رمانی اثر نویسنده آمریکایی سالینجر]
copyright
U
اثر یک نویسنده و... که پنجاه سال است مرده است ودیگری میتواند آن را چاپ کند
copyrights
U
اثر یک نویسنده و... که پنجاه سال است مرده است ودیگری میتواند آن را چاپ کند
shareware
U
نرم افزاری که آماده استفاده است ولی وقتی که توسط کاربر استفاده شود باید به نویسنده آن مبلغی بپردازد.
contra preferentum rule
U
درصورت گنگ بودن متن قرارداد بنحوی تعبیر میگرددکه حداقل منافع نویسنده قرارداد را دربر داشته باشد
bakuninism
U
اصول عقایدباکونین نویسنده انارشیست روسی و همکار مارکس وانگلس که بعدها به علت داشتن عقاید نظامی از جانب ایشان طرد شد . او موسس مکتب نهیلیسم روسیه نیزهست
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com