Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
high-powered
U
مرکب از اشخاص بلندپایه و قدرتمند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
high status
U
بلندپایه
high-class
U
بلندپایه
powerful
U
قدرتمند
super-
U
در معنای خیلی خوب یا قدرتمند
CMIS
U
سیستم مدیریت شبکه قدرتمند
combined influence mine
U
مین با مکانیسم عامل مرکب مین مجهز به مدار باحساسیت مرکب
Overdrive
U
قطعه پردازنده که به عنوان جانشین قدرتمند برای پردازنده Intelاست
generations
U
مرحله بعدی طراحی سیستم کامپیوتری با استفاده از مدارهای VESI سریع و زبانهای برنامه نویسی قدرتمند برای امکان محاوره افراد
generation
U
مرحله بعدی طراحی سیستم کامپیوتری با استفاده از مدارهای VESI سریع و زبانهای برنامه نویسی قدرتمند برای امکان محاوره افراد
fifth generation computers
U
مرحله بعدی طراحی سیستم کامپیوتری که با استفاده از مدارهای سریع VLSI و زبانهای برنامه سازی قدرتمند برای ایجاد امکان محدوده افراد
natural persons
U
اشخاص طبیعی
so many menŠso many minds
U
هر چه اشخاص بیشتر
personas
U
اشخاص یک کتاب
few men
U
اشخاص کمی
omnium gatherum
U
مجموعه اشخاص
persona
U
اشخاص یک کتاب
great persons
U
اشخاص بزرگ
person perception
U
ادراک اشخاص
these people
U
این اشخاص
displaced persons
U
اشخاص پناهنده
personae
U
اشخاص یک کتاب
many persons
U
خیلی اشخاص
many people
U
خیلی اشخاص
knowledge of persons
U
شناسایی اشخاص
many a man
U
بسا اشخاص
artificial persons
U
اشخاص حقوقی
blacklist
U
صورت اشخاص بدحساب
offences against persons
U
جرائم بر علیه اشخاص
withindoors
U
اشخاص داخل منزل
inter alia
U
میان اشخاص دیگر
to suck eggs
U
اشخاص ازموده ترازخودراپنددادن
blacklisting
U
صورت اشخاص بدحساب
dog paddle
U
شنای اشخاص مبتدی
adhominem
U
حمله یا اعتراض به اشخاص
panel
U
صورت اسامی اشخاص
play off
<idiom>
U
رفتار مختلف با اشخاص
blacklists
U
صورت اشخاص بدحساب
criss-crossing
U
امضای اشخاص بیسواد
criss-crosses
U
امضای اشخاص بیسواد
criss-crossed
U
امضای اشخاص بیسواد
criss-cross
U
امضای اشخاص بیسواد
through the grapevine
<idiom>
U
از اشخاص دیگری پرسیدن
panels
U
صورت اسامی اشخاص
blacklisted
U
صورت اشخاص بدحساب
subjects of international law
U
اشخاص حقوق بین الملل
lonely hearts
U
اشخاص مجرد و خواهان مصاحب
interested parties
U
اشخاص ذی نفع یا علاقه مند
sucker list
<idiom>
U
لیستی از اشخاص ساده لوح
common touch
U
استعدادایجاد حس همدردی وتعاون در اشخاص
he is not of that type
U
ازان قبیل اشخاص نیست
intelligentsia
U
اشخاص با هوش و خردمند طبقه روشنفکر
round up
U
جمع اوری اشیا یا اشخاص پراکنده
apportionment
U
تقسیم پولی بین اشخاص ذی نفع
dais
U
سکوب مخصوص جلوس اشخاص برجسته
One must not judge by appearances .
U
بظاهر اشخاص نباید قضاوت کرد
alpha pegasi
U
مرکب الفرس متن الفرس مرکب
combined operations
U
عملیات رستههای مرکب عملیات مرکب
acidosis
U
فساد خون در اشخاص مبتلا به بیماری قند
mixed laws
U
قوانین مربوط به اشخاص واموال economy mixed
damage
U
صدمهای که به اشیا ونه اشخاص وارد شود
get one's own way
<idiom>
U
اجبار اشخاص برای انجام هر کاری که تو میخواهی
anachronisms
U
اشتباه در ترتیب حقیقی وقایع و فهور اشخاص
covenantor
U
اجتماع اشخاص هم پیمان برای انجام کاری
anachronism
U
اشتباه در ترتیب حقیقی وقایع و فهور اشخاص
camp followers
U
اشخاص غیر نظامی که همراه قشون حرکت میکنند
camp follower
U
اشخاص غیر نظامی که همراه قشون حرکت میکنند
bouncers
U
ماموری که درنمایش هاوغیره اشخاص اخلالگر راخارج میکند
bouncer
U
ماموری که درنمایش هاوغیره اشخاص اخلالگر راخارج میکند
infants
U
در CL به طور کلی به اشخاص کمتر از 12 سال گفته میشود
infant
U
در CL به طور کلی به اشخاص کمتر از 12 سال گفته میشود
credit union
U
موسسهای که به اشخاص کم درامد وام های کوچکی میدهد
personals
U
بندهایی از روزنامه که درباره اشخاص خصوصی نوشته میشود
governess
U
زنی که موافبت بچه یا اشخاص جوان را بعهده میگیرد زن حاکم
governesses
U
زنی که موافبت بچه یا اشخاص جوان را بعهده میگیرد زن حاکم
character actors
U
هنرپیشهای که نقش اشخاص نابهنجار یاعجیب و غریب را بازی میکند
character actor
هنرپیشه ای که نقش اشخاص نابهنجار یاعجیب و غریب را بازی میکند
restricts
U
محدود کردن چیزی . اجازه ادان به اشخاص مشخص برای دستیابی به داده
restricting
U
محدود کردن چیزی . اجازه ادان به اشخاص مشخص برای دستیابی به داده
vampires
U
روح تبه کاران وجادوگران که شب هنگام ازقبربیرون امده و خون اشخاص رامیمکد
talent scouts
U
کسیکه اشخاص لایق وذیفن رابرای کار مخصوصی کشف واستخدام کند
talent scout
U
کسیکه اشخاص لایق وذیفن رابرای کار مخصوصی کشف واستخدام کند
restrict
U
محدود کردن چیزی . اجازه ادان به اشخاص مشخص برای دستیابی به داده
vampire
U
روح تبه کاران وجادوگران که شب هنگام ازقبربیرون امده و خون اشخاص رامیمکد
feather-bedding
U
مقصود حقوقی است که به اشخاص بی علاقه به کار یا کسانی که از کارمی دزدند پرداخت میشود
feather bedding
U
مقصود حقوقی است که به اشخاص بی علاقه به کار یا کسانی که از کارمی دزدند پرداخت میشود
ether
U
مایع سبکی که ازتقطیر الکل و جوهرگوگردبدست میایدو برای بیهوش کردن اشخاص بکارمی رود
utilitarianism
U
بر اساس این مکتب معیار سنجش همه چیزحداکثر خوبی و فایده برای حداکثر تعداد اشخاص است
parting salute
U
سلام نظامی با توپ و غیره برای عزیمت اشخاص سلام بدرقه
pork barrel
U
برنامه دولتی دارای منافع مادی برای اشخاص تصویب کننده ان یا برای دولت
the long arm of the law
U
دست قانون
[دست قدرتمند قانون]
complexities
U
مرکب
complexity
U
مرکب
formant
U
مرکب
conposite
U
مرکب
combined arms
U
مرکب
complexes
U
مرکب
complex
U
مرکب
inks
U
مرکب
ink
U
مرکب
ink pad
U
مرکب زن
compounds
U
مرکب
hybrid
U
مرکب
composed
U
مرکب
roadsters
U
مرکب
roadster
U
مرکب
composite
U
مرکب
tracing ink
U
مرکب
parasyntetic
U
مرکب
multiplex
U
مرکب
compound
U
مرکب
mixed
U
مرکب
combined
U
مرکب
compounded
U
مرکب
composite material
U
مواد مرکب
compositeness
U
مرکب بودن
compound curve
U
انحناء مرکب
compositive cideo
U
ویدئوی مرکب
compound bending
U
خمش مرکب
compound circuit
U
مدار مرکب
compound catenary
U
اویزانداری مرکب
compound converter
U
تبدیل گر مرکب
compound eye
U
چشم مرکب
compositely
U
بطور مرکب
combined stresses
U
تنش مرکب
combined staff
U
ستاد مرکب
build up section
U
مقاطع مرکب
combined forces
U
نیروهای مرکب
combined footing
U
شالوده مرکب
combined command
U
یکان مرکب
combined circuit
U
مدار مرکب
compound wound motor
U
موتور مرکب
combined bill of laning
U
بارنامه مرکب
combined arms team
U
تیم مرکب
build up lining
U
پوشش مرکب
combined stresses
U
تنشهای مرکب
composite steel
U
فولاد مرکب
composite score
U
نمره مرکب
composite metal
U
فلز مرکب
complex number
U
عدد مرکب
combined command
U
فرماندهی مرکب
composite demand
U
تقاضای مرکب
composite defense
U
دفاع مرکب
composite column
U
ستون مرکب
composite armor
U
زره مرکب
composite area
U
سطوح مرکب
company team
U
تیم مرکب
compound wound generator
U
مولد مرکب
compound lens
U
عدسی مرکب
interest on interest
U
ربح مرکب
ink bottle
U
مرکب دان
multiple unit valve
U
لامپ مرکب
multivibrator
U
لرزه گر مرکب
ink bag
U
کیسه مرکب
hybrid wave
U
موج مرکب
oaten
U
مرکب از دانههای جو
onomastic
U
مرکب از اسم
harmonic motion
U
الحان مرکب
parasyntetic
U
مشتق و مرکب
multiple offence
U
حمله مرکب
multimodal transport
U
حمل مرکب
lenticular
U
مرکب از عدسی
magnetic ink
U
مرکب مغناطیسی
markab
U
مرکب الفرس
inkiness
U
سیاهی مرکب
inker
U
مرکب نویس
ink pot
U
مرکب دان
mixed flow
U
جریان مرکب
ink eraser
U
مرکب پاک کن
printer's ink
U
مرکب چاپ
printing ink
U
مرکب چاپ
cuttle
U
ماهی مرکب
copying ink
U
مرکب کپیه
converter valve
U
لامپ مرکب
wound pole
U
قطب مرکب
mixed number
U
عدد مرکب
compound statement
U
جمله مرکب
compound probability
U
احتمال مرکب
compound motion
U
حرکت مرکب
magnetic battery
U
مغناطیس مرکب
cuttle fish
U
ماهی مرکب
decomposite
U
مرکب درمرکب
flitched beam
U
تیر مرکب
pully block
U
قرقره مرکب
saccharic
U
مرکب ازساخارین
drawing ink
U
مرکب رسم
double ignorance
U
جهل مرکب
summation tone
U
صوت مرکب
syncarp
U
میوه مرکب
dense ignorance
U
جهل مرکب
decompound
U
مرکب درمرکب
compound magnet
U
مغناطیس مرکب
combined arms army
U
ارتش مرکب
girder
U
تیر مرکب
synthetic
U
مرکب از موادمصنوعی
compounds
U
جسم مرکب
compounds
U
لفظ مرکب
compounded
U
ماده مرکب
compounded
U
اتصال مرکب
compounded
U
جسم مرکب
compounded
U
لفظ مرکب
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com