English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
postmortem U مرده رامعاینه وکالبد شکافی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
somatology U علم طبیعیات وکالبد
To spilt hair . To make a fine distinction . U مورااز ماست کشیدن ( مو شکافی کردن )
stillborn U زایمان بچه مرده جنین مرده بدنیا امده
stillbirths U زایمان بچه مرده جنین مرده بدنیا امده
keb U میشی که بره مرده انداخته یابره اش مرده است
stillbirth U زایمان بچه مرده جنین مرده بدنیا امده
dog cheap U مفت مسلم بقیمت سگ مرده یاصاحب مرده
dead wool U پشم مرده [که از بدن حیوان مرده یا ذبح شده توسط مواد شیمیایی جدا شده و خاصیت رنگ پذیری خوبی ندارد.]
micrology U مو شکافی
trifid U سه شکافی
forging crack U اهنگری شکافی
zootomy U جانور شکافی
quadrifid U چهار شکافی
butt seam weld U جوشکاری شکافی
autopsies U کالبد شکافی
ovariotomy U تخمدان شکافی
enterotomy U روده شکافی
dissection U کالبد شکافی
autopsy U کالبد شکافی
butt welding U جوشکاری شکافی
scalpel U چاقوی کالبد شکافی
keratotome U چاقوی قرنیه شکافی
keratome U چاقوی قرینه شکافی
scalpels U چاقوی کالبد شکافی
vulvate U دارای شکافی شبیه فرج
vulvar U دارای شکافی شبیه فرج
vulval U دارای شکافی شبیه فرج
hacks U شکافی که بر اثربیل زدن یا شخم زده ایجادمیشود
hacked U شکافی که بر اثربیل زدن یا شخم زده ایجادمیشود
hack U شکافی که بر اثربیل زدن یا شخم زده ایجادمیشود
balacava U پوشش ضد اتش سر و گردن با شکافی جلو صورت
embrasure U مزغل یا شکافی که ازانجا توپ و تفنگ رااتش میکنند
embrasures U مزغل یا شکافی که ازانجا توپ و تفنگ رااتش میکنند
escheat U حق تصرف دارایی متوفی ازطرف دولت یا پادشاه درموردی که متوفی بی وارث یابی وصیت مرده باشد مصادره کردن
palmatifid U دارای شکافی شبیه پنجه دست شکافته پنجه
extinct U مرده
exanimate U مرده
six feet under <idiom> U مرده
vapid U مرده
dead U مرده
lifeless U مرده
at rest U مرده
deceased U مرده
one-man U یک مرده
one man U یک مرده
his heart sank U دل مرده شد
in the dust U مرده
defunct U مرده
low-spirited U دل مرده
low spirited U دل مرده
hearses U مرده کش
hearse U مرده کش
vivisectional U زنده شکافی تشریح جانور زنده
vivisection U زنده شکافی تشریح جانور زنده
reliquiae U مرده ریگ
non productive time U زمان مرده
cremations U مرده سوزانی
cremation U مرده سوزانی
autopsies U تشریح مرده
dull finish U رخده مرده
dead time U زمان مرده
pah U مرده شور
down with him U مرده باد
dull finish U کالیبر مرده
autopsy U تشریح مرده
dead soils U خاکهای مرده
dead rise U فاصله مرده
dead band U نوار مرده
dead ball U توپ مرده
dead as a d. U بکلی مرده
dead load U بار مرده
defunct U مرده درگذشته
blate U روح مرده
death mask U قیافه مرده
death masks U قیافه مرده
widower U مرد زن مرده
widowers U مرد زن مرده
still born U مرده بدنیاامده
ground swell U موج مرده
dead space U فضای مرده
dead storage U گنجایش مرده
resurrection man U مرده دزد
resurrectionist U مرده دزد
dead storage U حجم مرده
saprophage U مرده خوار
dead as a doornail <idiom> U کاملا مرده
death's head U جمجمه مرده
death watch U پاسبان مرده
playing dead U مرده نمایی
death feigning U مرده نمایی
death day U سال مرده
deadness U حالت مرده
out of play U توپ مرده
deadball U توپ مرده
dead volume U حجم مرده
air slaked lime U اهک مرده
slaked lime U اهک مرده اهک مرده
necrophagous U مرده خوار
stillbirth U مرده زاد
necromania U مرده پرستی
necrolatry U مرده پرستی
time lags U زمان مرده
swelled U موج مرده
idle turn U کلاف مرده
murrain U گوشت مرده
time lag U زمان مرده
swells U موج مرده
parted U درگذشته مرده
idle wire U سیم مرده
necrophilia U مرده گرایی
necrophagous U مرده خور
living corpse U مرده متحرک
exanimate U دل مرده وبیروح
inhumationist U مرده خاک کن
morgues U مرده خانه
morgue U مرده خانه
necropsy U مرده نگری
lyke wake U پاسبانی مرده در شب
stillbirths U مرده زاد
swell U موج مرده
necrophobia U مرده هراسی
mortuary U مرده شوی خانه
d. paleness U رنگ ارام مرده
dead-house U مرده شوی خانه
inheritance U مرده ریگ وراثت
death mask U ماسک صورت مرده
time lag U فاصله زمانی مرده
He is not dead by any chance , is he ? U نکند مرده باشد ؟
mortuaries U مرده شوی خانه
sequestrum U قسمت بافت مرده
autopsies U تشریح نسج مرده
funeral home U مرده شوی خانه
autopsy U تشریح نسج مرده
Speak well of the dead . <proverb> U پشت سر مرده بد نگو.
death masks U ماسک صورت مرده
blast it U مرده شورش را ببرد
cirerar yurn U فرف خاکستر مرده
time lags U فاصله زمانی مرده
necromimesis U خود مرده انگاری
he seems to have died U ازقرارمعلوم مرده است
gralloch U احشای گوزن مرده
aeropause U منطقه جوی مرده
cadaveric U دارای رنگ مرده
back lash eliminator U تعادل در مسیر مرده
plague on it U مرده شورش ببرد
still born U مرده زاییده شده
balefire U اتش مرده سوزانی
inheritances U مرده ریگ وراثت
sloughy U شبیه پوست مرده
eloge U ستایش شخص مرده
protoxlead U سنگ مرده مرتک
departed U مرده درگذشته مرحوم
deathy U مرگ نما مرده وار
To be crazy about agirl . U کشته مرده دختری بودن
natimortality U امار مرده زاییده شدگان
cadaverous U دارای رنگ پریده و مرده
sciomantic U غیبگو از روی سایه مرده
palls U تابوت محتوی مرده حائل
palling U تابوت محتوی مرده حائل
prosector U تشریح کننده بدن مرده
heritage U مرده ریگ سهم موروثی
palled U تابوت محتوی مرده حائل
pall U تابوت محتوی مرده حائل
it is not true that he is dead U اینکه میگویند مرده است حق ندارد
wraith U روح مرده کمی قبل یا پس از مرگ
wraiths U روح مرده کمی قبل یا پس از مرگ
crematory U کورهای که لاشه مرده یااشغال را در ان می سوزانند
funeral pyre U توده هیزم که مرده را روی ان میسوزانند
under hatches U زیر عرشه دوراز نظر مرده
urns U گلدان یا فرف محتوی خاکستر مرده
urn U گلدان یا فرف محتوی خاکستر مرده
necrotic U دارای بافت مرده یااستخوان فاسد
sciomacy U غیب گویی از روی سایه مرده
f. pile or pyre U توده هیزم که مرده راروی ان میسوزانند
ossuary U محل امانت گذاری استخوان مرده
ossuary U فرف مخصوص نگاهداری استخوانهای مرده
crematoria U کورهای که لاشه مرده یا اشغال را دران می سوزانند
crematoriums U کورهای که لاشه مرده یا اشغال را دران می سوزانند
incinerator U کورهای که اشغال یا لاشه مرده در ان سوزانده و خاکسترمیشود
zombiism U اعتقاد به حلول و تجدید حیات جسمانی مرده
incinerators U کورهای که اشغال یا لاشه مرده در ان سوزانده و خاکسترمیشود
obsequial U وابسته به ایین تشیع جنازه باختم مرده
crematorium U کورهای که لاشه مرده یا اشغال را دران می سوزانند
clavus U میخچه [پزشکی] [ضایعه ای پینه ای شکل از پوست مرده]
pyres U توده هیزم مخصوص اتش زدن جسد مرده
corn U میخچه [پزشکی] [ضایعه ای پینه ای شکل از پوست مرده]
twicer U حروف چینی که خودش هم چاپ کننده است دو مرده
pyre U توده هیزم مخصوص اتش زدن جسد مرده
lich gate U سرپوشیده گورستان کلیساکه مرده رادران می گذاشتندتاکشیش بیاید
But his body was eventually recovered. U اما ممکن بود او [مرد] فقط مرده بازیافته شود.
transmigration U حلول روح مرده در بدن موجود زنده دیگری تبعید
give someone an inch and they will take a mile <idiom> U اگربه مرده روبدی میگه کفن پولک دوزی میخواهم
hatchment U صفحهای که نشانهای خانوادگی وسلاح شخص تازه مرده راروی ان نمود
gavelkind U تقسیم مال کسی که بی وصیت مرده بطور برابر میان پسرانش
funeral home U محلی که دران مرده را جهت انجام مراسم تدفین یا سوزاندن اماده میکنند
infarct U ناحیهای که در اثر وقفه گردش خون دررگ بافتهای ان مرده باشد دچارانفارکتوس
zombi U روحی که بعقیده سیاه پوستان ببدن مرده حلول کرده و انراجان تازه بخشد
direct loading U مجموعه نیروهائیکه مستقیمابه ساختمان اثر میکند وشامل بارهای زنده و مرده میباشد
zombies U روحی که بعقیده سیاه پوستان ببدن مرده حلول کرده و انراجان تازه بخشد
zombie U روحی که بعقیده سیاه پوستان ببدن مرده حلول کرده و انراجان تازه بخشد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com