English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
discharge U مرخص کردن هیات منصفه از دادگاه نقض حکم یا دستور دادگاه
discharges U مرخص کردن هیات منصفه از دادگاه نقض حکم یا دستور دادگاه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
indict U متهم کردن کسی بر مبنای تشخیص هیات منصفه دادگاه جنایی
indicts U متهم کردن کسی بر مبنای تشخیص هیات منصفه دادگاه جنایی
indicting U متهم کردن کسی بر مبنای تشخیص هیات منصفه دادگاه جنایی
indicted U متهم کردن کسی بر مبنای تشخیص هیات منصفه دادگاه جنایی
perverse verdict U رای هیات منصفه که بدون توجه به راهنمایی قاضی دادگاه
special verdict U رای هیات منصفه در حالتی که حقایق موضوع مطروحه را ان چنان که برایشان ثابت شده است اعلام و اخذ تصمیم را به دادگاه بسپارند
presentment U اطلاع هیات منصفه دادگاه جنایی از وقوع جرم درصورتی که مبنی بر مشاهده یا اگاهی خود ایشان بوده بر مبنای کیفرخواست تنظیمی نباشد
writ U دستور دادگاه حکم دادگاه
writs U دستور دادگاه حکم دادگاه
continuance U تمدید یا تجدید وقت دادگاه دادگاه را به عنوان تنفس موقتا" تعطیل کردن
embracery U جرم اعمال نفوذ در هیئت منصفه یا دادگاه
embraceor U متهم به اعمال نفوذ درهیئت منصفه یا دادگاه
summing up U خلاصهای که قاضی محکمه پس از ختم دادرسی و پیش از شروع شور هیات منصفه از جریان دادرسی و ادله ابرازی برای هیات منصفه بیان میکند
summings up U خلاصهای که قاضی محکمه پس از ختم دادرسی و پیش از شروع شور هیات منصفه از جریان دادرسی و ادله ابرازی برای هیات منصفه بیان میکند
arrest U جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
arrested U جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
arrests U جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
judge advocate U دادستان دادگاه نظامی مشاور قانونی دادگاه نظامی مستشار دادگاه نظامی
prize courts U دادگاه مامور رسیدگی به مسائل مربوط به prize بدون رای این دادگاه به مال
transfer of cause U احاله امر از یک دادگاه به دادگاه دیگر به علل قانونی
parquet U محل نشستن اعضا دادگاه در دادسرامحوطه دادگاه
purging a contempt of court U جریمه اهانت به دادگاه غرامت توهین به دادگاه
manadamus U حکم دادگاه بالاتربه دادگاه پایین تر
remanet U احاله موضوع از یک دادگاه به دادگاه دیگر
supersedeas U دستور موقت دادگاه در موردخودداری از انجام یا ادامه کاری
tenors U فحوا و مفاد و مدلول سند رونوشت حکم یا دستور دادگاه
tenor U فحوا و مفاد و مدلول سند رونوشت حکم یا دستور دادگاه
summary court U دادگاه اولیه دادگاه پادگانی
mesne process U مراحل مختلفه و احکام وقرارهای مختلف دادگاه تاپیش از دستور اجرا
injunction U دستور کتبی دادگاه خطاب به خوانده که متضمن اجبار وی به رعایت حقوق خواهان است
injunctions U دستور کتبی دادگاه خطاب به خوانده که متضمن اجبار وی به رعایت حقوق خواهان است
habeas corpus U دستور احضار زندانی دستوری که دادگاه به زندان محل توقیف زندانی یی که توقیفش را غیر قانونی می داند
jury U هیات منصفه
juries U هیات منصفه
verdicts U تصمیم هیات منصفه
juror U عضو هیات منصفه
grand jury U هیات منصفه عالی
grand juries U هیات منصفه عالی
jury man U عضو هیات منصفه
verdicts U رای هیات منصفه
forewoman U سخنگوی هیات منصفه
jurors U عضو هیات منصفه
foreman U سخنگوی هیات منصفه
verdict U رای هیات منصفه
verdict U تصمیم هیات منصفه
foremen U سخنگوی هیات منصفه
member of the jury U عضو هیات منصفه
challenging a juror U جرح عضو هیات منصفه
striking a jury U تعیین هیات منصفه با روش حذفی
sues U به دادگاه شکایت کردن
sued U به دادگاه شکایت کردن
sue U به دادگاه شکایت کردن
suing U به دادگاه شکایت کردن
jurisdiction U تسلیم دادگاه کردن
principal challenger U رد عضو هیات منصفه با دلیل قابل قبول
struck U هیات منصفه تعیین شده باروش حذفی
to seek redress in court U به دادگاه رجوع کردن [حقوق]
remitting U به دادگاه پایین تر یا بالاترارجاع کردن
remitted U به دادگاه پایین تر یا بالاترارجاع کردن
remits U به دادگاه پایین تر یا بالاترارجاع کردن
to have recourse to a court U به دادگاه رجوع کردن [حقوق]
to apply to a court U به دادگاه رجوع کردن [حقوق]
remit U به دادگاه پایین تر یا بالاترارجاع کردن
court martial U در دادگاه نظامی محاکمه کردن
to apply to the court of arbitration U به دادگاه حکمیت رجوع کردن [حقوق]
rogatory commission U موضوعی را ازمحکمهای به دادگاه دیگراحاله کردن
to have recourse to arbitration U به دادگاه حکمیت رجوع کردن [حقوق]
panels U صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
panel U صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
inquisition U نظری که هیات منصفه در ذیل برگ بازجویی میدهد رسیدگی
inquisitions U نظری که هیات منصفه در ذیل برگ بازجویی میدهد رسیدگی
summary conviction U حکم محکومیت صادره ازدادگاه بخش بدون دخالت هیات منصفه
open verdict U رای هیات منصفه حاکی ازوقوع جرم بدون تصریح مجرم
rider U ماده اصلاحی یا الحاقی درشور سوم لایحه الحاقیه رای هیات منصفه
riders U ماده اصلاحی یا الحاقی درشور سوم لایحه الحاقیه رای هیات منصفه
serve a sentence U به حکم دادگاه زندانی شدن دوره حبس خود را طی کردن
to appeal [to] U درخواستن [رجوع کردن به] [التماس کردن] [استیناف کردن در دادگاه]
pleaded U در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
plead U در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
pleads U در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
peremptory challenge U رد عضو هیات منصفه به وسیله یکی از اصحاب دعوی بدون ذکر دلیل خاص
summing up evidence U نطق اختتامیه وکیل در انتهای دادرسی که ضمن ان ادله ومدافعات خود را برای هیات منصفه شرح میدهد
challenged U مورد اعتراض یا تردید قراردادن اعتراض و ایراد به عضویا اعضا هیات منصفه انتخاب شده
challenges U مورد اعتراض یا تردید قراردادن اعتراض و ایراد به عضویا اعضا هیات منصفه انتخاب شده
challenge U مورد اعتراض یا تردید قراردادن اعتراض و ایراد به عضویا اعضا هیات منصفه انتخاب شده
tribunal U دادگاه
forum U دادگاه
court of justice U دادگاه
courtrooms U دادگاه
forums U دادگاه
courtroom U دادگاه
tribunals U دادگاه
courts U دادگاه
court of law U دادگاه
court U دادگاه
court division U دادگاه
judgement hall U دادگاه
judgement seat U دادگاه
courthouses U دادگاه
courthouse U دادگاه
ushers U دربان دادگاه
court of appeal U دادگاه استیناف
military court U دادگاه نظامی
receivership U امانت دادگاه
writs U حکم دادگاه
kangaroo courts U دادگاه غیرقانونی
writ U قرار دادگاه
administrative tribunal U دادگاه اداری
writ U حکم دادگاه
courtrooms U اطاق دادگاه
eyre U دادگاه سیار
kangaroo courts U دادگاه پوشالی
writs U قرار دادگاه
kangaroo court U دادگاه مندرآوردی
ushered U دربان دادگاه
usher U دربان دادگاه
Chief Justice U رئیس دادگاه
disciplinary tribunal U دادگاه انتظامی
Chief Justices U رئیس دادگاه
president of the court U رئیس دادگاه
circuit court U دادگاه منطقهای
military tribunal U دادگاه نظامی
circuit court U دادگاه استیناف
questor U افسررئیس دادگاه
queens bench division U دادگاه ملکه
quarter sessions U دادگاه استینافی
quaestor U افسررئیس دادگاه
kangaroo court U دادگاه پوشالی
warning U اخطاریه دادگاه
court of appeal U دادگاه پژوهش
kangaroo court U دادگاه غیرقانونی
kangaroo courts U دادگاه مندرآوردی
court of appeal U دادگاه استان
juvenile courts U دادگاه اطفال
juvenile courts U دادگاه نوجوانان
martial court U دادگاه نظامی
district court U دادگاه بخش
decrees U قرار دادگاه
juvenile court U دادگاه اطفال
decreeing U قرار دادگاه
law court U دادگاه قضایی
juvenile court U دادگاه نوجوانان
decreed U قرار دادگاه
decree U قرار دادگاه
law courts U دادگاه قضایی
provost court U دادگاه پادگانی
courtroom U اطاق دادگاه
courts of appeal U دادگاه پژوهش
courts of appeal U دادگاه استیناف
assize court U دادگاه جنایی
rehearing U تجدیدجلسه دادگاه
magistrates court U دادگاه جنحه
recourse action U رجوع به دادگاه
courts of appeal U دادگاه استان
special tribunal U دادگاه اختصاصی
warnings U اخطاریه دادگاه
prsbytery U دادگاه شرعی
court martial U دادگاه نظامی
landesgericht U دادگاه ایالتی
court of iquiry U دادگاه رسیدگی
police court U دادگاه خلاف
police power U دادگاه پلیس
tribunal U دادگاه محکمه
tribunals U دادگاه محکمه
cite U به دادگاه خواندن
cited U به دادگاه خواندن
cites U به دادگاه خواندن
citing U به دادگاه خواندن
canonry U دادگاه شرع
country court U دادگاه بخش
auto da fe U رای دادگاه
court of grievances U دادگاه مظالم
jurisdiction of the court U صلاحیت دادگاه
court division U بخش دادگاه
police forces U دادگاه پلیس
petty session U دادگاه سیار
municipal court U دادگاه داخلی
rota U دادگاه کاتولیکی
rotas U دادگاه کاتولیکی
court martiall U دادگاه نظامی
courts of inquiry U دادگاه تفتیش
court material U دادگاه نظامی
court of appeals U دادگاه استیناف
court of inquiry U دادگاه تفتیش
police force U دادگاه پلیس
municipal court U دادگاه شهرداری
court of first instance U دادگاه شهرستان
court of first instance U دادگاه بدوی
forum U دادگاه محکمه
court of petty offences U دادگاه لغزش
evoke U به دادگاه بالاتربردن
summary court U دادگاه بدوی
court session U جلسه دادگاه
ushering U دربان دادگاه
kangoroo court U دادگاه محلی
bar U وکالت دادگاه
peace court U دادگاه بخش
divan U دادگاه اسلامی
contempt og court U اهانت به دادگاه
superior court U دادگاه تمیز
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com