Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (30 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
discharge
U
مرخص کردن هیات منصفه از دادگاه نقض حکم یا دستور دادگاه
discharges
U
مرخص کردن هیات منصفه از دادگاه نقض حکم یا دستور دادگاه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
indicts
U
متهم کردن کسی بر مبنای تشخیص هیات منصفه دادگاه جنایی
indict
U
متهم کردن کسی بر مبنای تشخیص هیات منصفه دادگاه جنایی
indicting
U
متهم کردن کسی بر مبنای تشخیص هیات منصفه دادگاه جنایی
indicted
U
متهم کردن کسی بر مبنای تشخیص هیات منصفه دادگاه جنایی
perverse verdict
U
رای هیات منصفه که بدون توجه به راهنمایی قاضی دادگاه
special verdict
U
رای هیات منصفه در حالتی که حقایق موضوع مطروحه را ان چنان که برایشان ثابت شده است اعلام و اخذ تصمیم را به دادگاه بسپارند
presentment
U
اطلاع هیات منصفه دادگاه جنایی از وقوع جرم درصورتی که مبنی بر مشاهده یا اگاهی خود ایشان بوده بر مبنای کیفرخواست تنظیمی نباشد
writs
U
دستور دادگاه حکم دادگاه
writ
U
دستور دادگاه حکم دادگاه
continuance
U
تمدید یا تجدید وقت دادگاه دادگاه را به عنوان تنفس موقتا" تعطیل کردن
embraceor
U
متهم به اعمال نفوذ درهیئت منصفه یا دادگاه
embracery
U
جرم اعمال نفوذ در هیئت منصفه یا دادگاه
summing up
U
خلاصهای که قاضی محکمه پس از ختم دادرسی و پیش از شروع شور هیات منصفه از جریان دادرسی و ادله ابرازی برای هیات منصفه بیان میکند
summings up
U
خلاصهای که قاضی محکمه پس از ختم دادرسی و پیش از شروع شور هیات منصفه از جریان دادرسی و ادله ابرازی برای هیات منصفه بیان میکند
arrests
U
جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
arrest
U
جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
arrested
U
جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
judge advocate
U
دادستان دادگاه نظامی مشاور قانونی دادگاه نظامی مستشار دادگاه نظامی
prize courts
U
دادگاه مامور رسیدگی به مسائل مربوط به prize بدون رای این دادگاه به مال
transfer of cause
U
احاله امر از یک دادگاه به دادگاه دیگر به علل قانونی
purging a contempt of court
U
جریمه اهانت به دادگاه غرامت توهین به دادگاه
parquet
U
محل نشستن اعضا دادگاه در دادسرامحوطه دادگاه
manadamus
U
حکم دادگاه بالاتربه دادگاه پایین تر
remanet
U
احاله موضوع از یک دادگاه به دادگاه دیگر
supersedeas
U
دستور موقت دادگاه در موردخودداری از انجام یا ادامه کاری
tenors
U
فحوا و مفاد و مدلول سند رونوشت حکم یا دستور دادگاه
tenor
U
فحوا و مفاد و مدلول سند رونوشت حکم یا دستور دادگاه
summary court
U
دادگاه اولیه دادگاه پادگانی
mesne process
U
مراحل مختلفه و احکام وقرارهای مختلف دادگاه تاپیش از دستور اجرا
injunction
U
دستور کتبی دادگاه خطاب به خوانده که متضمن اجبار وی به رعایت حقوق خواهان است
injunctions
U
دستور کتبی دادگاه خطاب به خوانده که متضمن اجبار وی به رعایت حقوق خواهان است
habeas corpus
U
دستور احضار زندانی دستوری که دادگاه به زندان محل توقیف زندانی یی که توقیفش را غیر قانونی می داند
jury
U
هیات منصفه
juries
U
هیات منصفه
grand juries
U
هیات منصفه عالی
forewoman
U
سخنگوی هیات منصفه
grand jury
U
هیات منصفه عالی
jury man
U
عضو هیات منصفه
jurors
U
عضو هیات منصفه
verdicts
U
رای هیات منصفه
member of the jury
U
عضو هیات منصفه
verdicts
U
تصمیم هیات منصفه
verdict
U
تصمیم هیات منصفه
foreman
U
سخنگوی هیات منصفه
foremen
U
سخنگوی هیات منصفه
verdict
U
رای هیات منصفه
juror
U
عضو هیات منصفه
challenging a juror
U
جرح عضو هیات منصفه
striking a jury
U
تعیین هیات منصفه با روش حذفی
sued
U
به دادگاه شکایت کردن
jurisdiction
U
تسلیم دادگاه کردن
suing
U
به دادگاه شکایت کردن
sues
U
به دادگاه شکایت کردن
sue
U
به دادگاه شکایت کردن
struck
U
هیات منصفه تعیین شده باروش حذفی
principal challenger
U
رد عضو هیات منصفه با دلیل قابل قبول
to have recourse to a court
U
به دادگاه رجوع کردن
[حقوق]
to seek redress in court
U
به دادگاه رجوع کردن
[حقوق]
court martial
U
در دادگاه نظامی محاکمه کردن
remitting
U
به دادگاه پایین تر یا بالاترارجاع کردن
to apply to a court
U
به دادگاه رجوع کردن
[حقوق]
remit
U
به دادگاه پایین تر یا بالاترارجاع کردن
remits
U
به دادگاه پایین تر یا بالاترارجاع کردن
remitted
U
به دادگاه پایین تر یا بالاترارجاع کردن
to have recourse to arbitration
U
به دادگاه حکمیت رجوع کردن
[حقوق]
rogatory commission
U
موضوعی را ازمحکمهای به دادگاه دیگراحاله کردن
to apply to the court of arbitration
U
به دادگاه حکمیت رجوع کردن
[حقوق]
inquisitions
U
نظری که هیات منصفه در ذیل برگ بازجویی میدهد رسیدگی
panels
U
صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
panel
U
صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
inquisition
U
نظری که هیات منصفه در ذیل برگ بازجویی میدهد رسیدگی
open verdict
U
رای هیات منصفه حاکی ازوقوع جرم بدون تصریح مجرم
summary conviction
U
حکم محکومیت صادره ازدادگاه بخش بدون دخالت هیات منصفه
riders
U
ماده اصلاحی یا الحاقی درشور سوم لایحه الحاقیه رای هیات منصفه
rider
U
ماده اصلاحی یا الحاقی درشور سوم لایحه الحاقیه رای هیات منصفه
serve a sentence
U
به حکم دادگاه زندانی شدن دوره حبس خود را طی کردن
to appeal
[to]
U
درخواستن
[رجوع کردن به]
[التماس کردن]
[استیناف کردن در دادگاه]
pleaded
U
در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
plead
U
در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
pleads
U
در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
peremptory challenge
U
رد عضو هیات منصفه به وسیله یکی از اصحاب دعوی بدون ذکر دلیل خاص
summing up evidence
U
نطق اختتامیه وکیل در انتهای دادرسی که ضمن ان ادله ومدافعات خود را برای هیات منصفه شرح میدهد
challenges
U
مورد اعتراض یا تردید قراردادن اعتراض و ایراد به عضویا اعضا هیات منصفه انتخاب شده
challenge
U
مورد اعتراض یا تردید قراردادن اعتراض و ایراد به عضویا اعضا هیات منصفه انتخاب شده
challenged
U
مورد اعتراض یا تردید قراردادن اعتراض و ایراد به عضویا اعضا هیات منصفه انتخاب شده
courthouses
U
دادگاه
forums
U
دادگاه
judgement hall
U
دادگاه
forum
U
دادگاه
courthouse
U
دادگاه
court division
U
دادگاه
judgement seat
U
دادگاه
court
U
دادگاه
court of law
U
دادگاه
courts
U
دادگاه
courtrooms
U
دادگاه
courtroom
U
دادگاه
court of justice
U
دادگاه
tribunals
U
دادگاه
tribunal
U
دادگاه
divan
U
دادگاه اسلامی
court session
U
جلسه دادگاه
decreed
U
قرار دادگاه
court division
U
بخش دادگاه
diwan
U
دادگاه اسلامی
questor
U
افسررئیس دادگاه
courts of appeal
U
دادگاه استیناف
decreeing
U
قرار دادگاه
courts of appeal
U
دادگاه پژوهش
decree
U
قرار دادگاه
courts of appeal
U
دادگاه استان
special tribunal
U
دادگاه اختصاصی
forum
U
دادگاه محکمه
bars
U
وکالت دادگاه
juvenile court
U
دادگاه نوجوانان
bar
U
وکالت دادگاه
criminal court
U
دادگاه جنایی
decrees
U
قرار دادگاه
court of inquiry
U
دادگاه تفتیش
law court
U
دادگاه قضایی
juvenile courts
U
دادگاه اطفال
police power
U
دادگاه پلیس
police court
U
دادگاه خلاف
juvenile courts
U
دادگاه نوجوانان
quaestor
U
افسررئیس دادگاه
juvenile court
U
دادگاه اطفال
courtrooms
U
اطاق دادگاه
courts of inquiry
U
دادگاه تفتیش
president of the court
U
رئیس دادگاه
canonry
U
دادگاه شرع
kangaroo courts
U
دادگاه مندرآوردی
kangaroo courts
U
دادگاه غیرقانونی
court of appeal
U
دادگاه استیناف
kangaroo court
U
دادگاه مندرآوردی
kangaroo court
U
دادگاه غیرقانونی
kangaroo court
U
دادگاه پوشالی
rehearing
U
تجدیدجلسه دادگاه
court of appeal
U
دادگاه پژوهش
queens bench division
U
دادگاه ملکه
courtroom
U
اطاق دادگاه
ushers
U
دربان دادگاه
judicial confession
U
اقرار در دادگاه
peace court
U
دادگاه بخش
jurisdiction of the court
U
صلاحیت دادگاه
auto da fe
U
رای دادگاه
kangoroo court
U
دادگاه محلی
police force
U
دادگاه پلیس
police forces
U
دادگاه پلیس
rota
U
دادگاه کاتولیکی
rotas
U
دادگاه کاتولیکی
quarter sessions
U
دادگاه استینافی
per curium
U
به وسیله دادگاه
kangaroo courts
U
دادگاه پوشالی
ushering
U
دربان دادگاه
petty session
U
دادگاه سیار
ushered
U
دربان دادگاه
law courts
U
دادگاه قضایی
prsbytery
U
دادگاه شرعی
disciplinary tribunal
U
دادگاه انتظامی
recourse action
U
رجوع به دادگاه
provost court
U
دادگاه پادگانی
receivership
U
امانت دادگاه
court of appeal
U
دادگاه استان
evokes
U
به دادگاه بالاتربردن
usher
U
دربان دادگاه
court of province
U
دادگاه استان
district court
U
دادگاه بخش
forums
U
دادگاه محکمه
court martial
U
دادگاه نظامی
Chief Justices
U
رئیس دادگاه
superior court
U
دادگاه تمیز
superior court
U
دادگاه عالی
evoking
U
به دادگاه بالاتربردن
evoke
U
به دادگاه بالاتربردن
landesgericht
U
دادگاه ایالتی
summary court
U
دادگاه بدوی
court martiall
U
دادگاه نظامی
military court
U
دادگاه نظامی
administrative tribunal
U
دادگاه اداری
writs
U
حکم دادگاه
writs
U
قرار دادگاه
writ
U
قرار دادگاه
assize court
U
دادگاه جنایی
writ
U
حکم دادگاه
tribunal
U
دادگاه محکمه
country court
U
دادگاه بخش
tribunals
U
دادگاه محکمه
Chief Justice
U
رئیس دادگاه
contempt og court
U
اهانت به دادگاه
court material
U
دادگاه نظامی
court of appeals
U
دادگاه استیناف
cites
U
به دادگاه خواندن
citing
U
به دادگاه خواندن
beadle
U
منادی دادگاه
magistrates court
U
دادگاه جنحه
court of first instance
U
دادگاه شهرستان
court of first instance
U
دادگاه بدوی
warning
U
اخطاریه دادگاه
municipal court
U
دادگاه شهرداری
court of iquiry
U
دادگاه رسیدگی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com