Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (21 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
shore leave
U
مرخصی ملوانان وافسران برای رفتن بخشکی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
ashore
U
رفتن به مرخصی دریایی
fearnought
U
یکجورپارچه کلفت پشمی که برای جامه ملوانان بکارمیرود
furlough
U
مرخصی سرباز مرخصی دادن
weight belt
U
کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
muster roll
U
دفتر اسامی افراد نظامی وافسران یک منطقه یا کشتی
seafolk
U
ملوانان
landing
U
ورود بخشکی
landfall n
U
ورود بخشکی
landfalls
U
ورود بخشکی
land vi
U
بخشکی امدن
landding
U
ورود بخشکی
landfall
U
ورود بخشکی
landings
U
ورود بخشکی
bridges
U
سکوبی درعرشه کشتی که مورد استفاده کاپیتان وافسران قرار میگیرد
bridged
U
سکوبی درعرشه کشتی که مورد استفاده کاپیتان وافسران قرار میگیرد
bridge
U
سکوبی درعرشه کشتی که مورد استفاده کاپیتان وافسران قرار میگیرد
pea jacket
U
ژاکت ضخیم ملوانان
tidewater
U
اب جزر ومد که بخشکی میرسد
chanty
U
سرود ملوانان هنگام کار
chantey
U
سرود ملوانان هنگام کار
land sick
U
کند رونده بواسطه نزدیکی بخشکی
monkey jacket
U
نیمتنه کوتاه و چسبانی که ملوانان می پوشند
seabag
U
کیف پارچه یی محتوی لباس ملوانان
pea jacket or coat
U
جامه کلفت پشمی که ملوانان در سرما می پوشند
land shark
U
کسیکه ملوانان رادردریاغارت میکندیابمال انها انگل میشود
trip the light fantastic
<idiom>
U
رفتن برای رقصیدن
prompt to go
U
اماده برای رفتن
sick call
U
تجمع برای رفتن به بهداری
fluctuability
U
امادگی برای بالاوپایین رفتن
to stretch one's legs
U
برای ورزش راه رفتن
gressorial
U
مناسب برای راه رفتن
shop around
<idiom>
U
به مغازههای مختلفی برای خریدچیزی رفتن
to come towards
U
به طرف کسی رفتن برای برخورد
to come to meet
U
به طرف کسی رفتن برای برخورد
to step out
U
برای مدت کوتاهی بیرون رفتن
to be coming up to meet
U
به طرف کسی رفتن برای برخورد
turn out
<idiom>
U
رفتن برای دیدن یا انجام کاری
to approach
U
به طرف کسی رفتن برای برخورد
sand shoes
U
یکجور گیوه برای رفتن در شن زار
nuncupative will
U
در CL این وصیت فقط در مورد سربازان و ملوانان در حال خدمت قابل قبول است
hypnotizable
U
اماده برای خواب رفتن بوسائل مصنوعی
to go to
U
ترک کردن برای رفتن و آوردن چیزی
Where do I change for ... ?
برای رفتن به ... کجا باید عوض کنم؟
to go clubbing
U
به باشگاه
[های]
شب رفتن
[برای رقص و غیره]
to be after somebody
U
پی
[دنبال]
کسی رفتن
[برای کیفری مجازاتی]
to go away
U
ترک کردن برای رفتن و آوردن چیزی
to ride on the bus
U
سوار اتوبوس شدن
[برای رفتن به جایی]
clearance diving
U
شیرجه رفتن برای پاک کردن مین شیرجه برای مین روبی
coach dog
U
یکجورسگ که برای رفتن دنبال درشکه تربیت میکنند
to go catting
[to look for sexual partners]
<idiom>
U
رفتن برای دختر بلند کردن
[اصطلاح روزمره]
Where do I change for ... ?
برای رفتن به ... کجا باید مترو را عوض کنم؟
Which bus do I take for the opera?
U
برای رفتن به اپرا کدام اتوبوس را باید سوار شوم؟
zone ride
U
کنار رفتن بعضی از بازیگران حریف برای دفاع از یک منطقه
pace lap
U
دور پیست را باهم رفتن برای گرم کردن ماشین در اغازمسابقه
Which bus do I take to Victoria Station?
U
کدام اتوبوس را برای رفتن به ایستگاه ویکتوریا باید سوار شوم؟
leave of absence
U
مرخصی
surlough
U
مرخصی
off time
U
مرخصی
vacation
U
مرخصی
dismissals
U
مرخصی
leaving
U
مرخصی
dismissal
U
مرخصی
permission
U
مرخصی
dismission
U
مرخصی
leave
U
مرخصی
vacations
U
مرخصی
furlough
U
مرخصی
leaves of absence
U
مرخصی
leaving
U
اذن مرخصی
liberty
U
مرخصی 84 ساعته
liberties
U
مرخصی 84 ساعته
leave with pay
U
مرخصی با حقوق
sick leave
U
مرخصی استعلاجی
leave
U
اذن مرخصی
compassionate leave
U
مرخصی ارفاقی
he is on leave
U
او در مرخصی است
liberty men
U
افراد مرخصی
He has a day off.
U
او مرخصی دارد.
surlough
U
مرخصی دادن
recesses
U
مرخصی گرفتن
recess
U
مرخصی گرفتن
vacationist
U
مرخصی رونده
furlough
U
مرخصی سرباز
to be away on vacation
[American]
U
در مرخصی بودن
to take leave
U
مرخصی گرفتن
emergency leave
U
مرخصی اضطراری
to take a vacation
U
مرخصی گرفتن
to be away on vacation
[American]
U
داشتن مرخصی
be on leave
U
در مرخصی بودن
vacation
U
مرخصی مهلت
vacation
U
مرخصی گرفتن
vacations
U
مرخصی مهلت
vacationer
U
مرخصی رونده
furlough
U
حکم مرخصی
vacations
U
مرخصی گرفتن
annual leave
U
مرخصی سالانه
bail out
U
کنار رفتن توپ زن از محل ایستادن برای حفافت ازضربه توپ
off duty
U
مرخصی راحتی نگهبانی
leave taking
U
کسب اجازه مرخصی
sickleave
U
مرخصی بابت ناخوشی
d. certificate
U
گواهی نامه مرخصی
to get one's ricket
U
ورقه مرخصی گرفتن
to apply for leave
U
درخواست مرخصی کردن
leave with pay
U
مرخصی با استفاده ازحقوق
He is on leave of absence .
U
مرخصی رفته است
I want to take a couple of days off .
U
یک ردوروز مرخصی می خواهم
to take ones farewell of
U
اجازه مرخصی گرفتن از
To take a night off .
U
یک شب از کار مرخصی گرفتن
leaving
U
به ارث گذاشتن اجازه مرخصی
released
U
برگ مرخصی ازاد کردن
sit back
<idiom>
U
راحتی داشتن ،مرخصی گرفتن
sabbatic year
مرخصی هر هفت سال یکبار
leave
U
به ارث گذاشتن اجازه مرخصی
furlough
U
مرخصی دادن به مرخص کردن
releases
U
برگ مرخصی ازاد کردن
release
U
برگ مرخصی ازاد کردن
He went home on leave .
U
مرخصی گرفت رفت منزل
sabbatical year
U
مرخصی هر هفت سال یکبار
relief
U
مرخصی تعویض نگهبانی عوارض زمین
french leave
U
مرخصی بدون اطلاع قبلی جیم شدن
pussyfoot
U
دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step
U
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
you have no option but to go
U
چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
busman's holiday
U
تعطیلی و مرخصی که طی آن انسان همان کارهایی را میکند که در سر کار میکرده
leave year
U
سال کار بدون محاسبه ایام مرخصی یا ترک خدمت
mouch
U
راه رفتن دولادولاراه رفتن
kiosk
U
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosks
U
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
leave
U
اجازه مرخصی رها کردن ترک کردن
leaving
U
اجازه مرخصی رها کردن ترک کردن
trots
U
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trot
U
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotting
U
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted
U
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
badminton
U
بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
parades
U
سان رفتن رژه رفتن محل سان
paraded
U
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parading
U
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parade
U
سان رفتن رژه رفتن محل سان
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code
U
زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
plug compatible
U
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
microsoft
U
بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
drives
U
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drive
U
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
strategies
U
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategy
U
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
IrDA
U
روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
infra red link
U
روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
narrative
U
یادداشتها یا دستورات اضافی برای کمک به کاربر برای اجرای سیستم
narratives
U
یادداشتها یا دستورات اضافی برای کمک به کاربر برای اجرای سیستم
recall
U
برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
recalled
U
برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
Ackerman's function
U
تابع بازگشتی برای بررسی توانایی کامپیوتر برای اجرای بازگشت
c
U
استفاده از کامپیوتر برای کمک به دانش آموزان برای یادگیری یک موضوع
recalls
U
برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
permanent
U
آنچه برای مدت طولانی یا برای همیشه باقی بماند
teacloths
U
رومیزی برای میز چای دستمال برای خشکاندن فنجانها
teacloth
U
رومیزی برای میز چای دستمال برای خشکاندن فنجانها
no show
U
مسافری که جا برای خودمحفوظ کرده ولی برای سفرحاضر نمیشود
bins
U
محلی برای کاغذهایی که باید آماده برای چاپ شوند
iil
U
دستگاه کنترل برای برای تولیدات صنعتی و سیستمهای کامپیوتر
bin
U
محلی برای کاغذهایی که باید آماده برای چاپ شوند
revenue tax
U
مالیاتی که برای افزایش درامد کشور است نه برای تاثیردربازرگانی
potatoes and point
U
سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
auto
U
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
open
U
سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
autos
U
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
feedback
U
اطلاعاتی از یک منبع که برای تغییر دادن چیزی یا تامین پیشنهادی برای آن میباشد
gather shot
U
ضربه برای نزدیک اوردن 2گوی برای کسب امتیازهای پی درپی باکارامبول
HTTP
U
دستوری که جستجوگر برای درخواست وب سرور اینترنت برای اطلاعات صفحه وب میدهد
cold test
U
ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
cold thrust
U
ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
bread and point
U
سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
doubled up
U
استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن
cat
U
استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود
scratching
U
حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر
scratches
U
حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر
scratched
U
حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر
scratch
U
حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر
FDDI
U
اختصاری برای استاندارد FDD1 برای ارسال داده آنالوگ به صورت دیجیتال
personal
U
متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
cats
U
استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود
opened
U
سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
intubation
U
فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
liberal education
U
اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
redundancy
U
بررسی داده دریافتی برای کدهای افزوده صحیح برای تشخیص خطا
redundancies
U
بررسی داده دریافتی برای کدهای افزوده صحیح برای تشخیص خطا
doubled
U
استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن
double
U
استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن
grammar
U
امکان نرم افزاری برای بررسی متن یا حرف برای صحت گزاری آن
opens
U
سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
grammars
U
امکان نرم افزاری برای بررسی متن یا حرف برای صحت گزاری آن
invitation
U
عمل پردازنده برای اتصال وسیله دیگر و امکان دادن به آن برای ارسال پیام
invitations
U
عمل پردازنده برای اتصال وسیله دیگر و امکان دادن به آن برای ارسال پیام
turnaround time
U
زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
diagnostics
U
اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
beta range
U
حدود تغییر گام ملخ در موتورتوربوپراپ برای تولید نیروی برای صفر یا منفی
executive information system
U
نرم افزار ساده برای استفاده حاوی اطلاعاتی برای مدیر یا خصوصیاتی از شرکت
pork barrel
U
برنامه دولتی دارای منافع مادی برای اشخاص تصویب کننده ان یا برای دولت
haze
U
تاثیر گرافیکی برای شبیه سازی مه طبیعی برای ایجاد فضای سه بعدی حقیقی تر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com