Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
oscillating sort
U
مرتب کردن نوسانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
sort
U
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sorts
U
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sorted
U
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
oscillating sort
U
جور کردن نوسانی
filing
U
1-مرتب کردن متن ها. 2-متن هایی که باید مرتب شوند
format
U
روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
formats
U
روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
bubble sort
U
روش مرتب کردن که در آن مرتب جفت جفت داده ها عوض می شوند تامرتب شوند
sorted
U
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sort
U
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sorts
U
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
exchange
U
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
merge sorting algorithm
U
الگوریتمی که در ان محتویات دو ارایه مرتب برای ایجادارایه مرتب سوم ترکیب می شوند
exchanged
U
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanges
U
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanging
U
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
oscillating
U
نوسانی
pendulous
U
نوسانی
vacillatory
U
نوسانی
swingable
U
نوسانی
oscillatory
U
نوسانی
swingy
U
نوسانی
sorted
U
برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sorts
U
برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sort
U
برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
oscillating current
U
جریان نوسانی
recipocal milling
U
فرزکاری نوسانی
oscillating lubricator
U
روغن ده نوسانی
spheroidize
U
گداختن نوسانی
oscillating motion
U
حرکت نوسانی
oscillating resistance
U
مقاومت نوسانی
pulsation welding
U
جوشکاری نوسانی
undulation
U
جنبش نوسانی
oscillating quantity
U
کمیت نوسانی
gathered
U
و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
justifications
U
مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
gather
U
و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
justification
U
مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
semi processed data
U
داده خام که پردازش شده است مثل مرتب کردن , ضبط کردن , تشخیص خطا..
rocks
U
تکان نوسانی دادن
rock
U
تکان نوسانی دادن
izod pendulum hammer
U
چکش نوسانی ایزود
simple harmonic motion
U
حرکت نوسانی ساده
lateral and sway bracing
U
حرکات جانبی و نوسانی
flail
U
الت نوسانی هر چیزی
rocked
U
تکان نوسانی دادن
flailed
U
الت نوسانی هر چیزی
flailing
U
الت نوسانی هر چیزی
vacillation
U
حرکت نوسانی دودلی
flails
U
الت نوسانی هر چیزی
yawing
U
انحراف نوسانی ناو
collate
U
مرتب کردن
graduating
U
مرتب کردن
collated
U
مرتب کردن
collating
U
مرتب کردن
collates
U
مرتب کردن
marshals
U
مرتب کردن
marshaled
U
مرتب کردن
marshaling
U
مرتب کردن
marshalled
U
مرتب کردن
regularising
U
مرتب کردن
clear up
U
مرتب کردن
lineup
U
مرتب کردن
tidies
U
مرتب کردن
regularises
U
مرتب کردن
regularised
U
مرتب کردن
collocating
U
مرتب کردن
collocates
U
مرتب کردن
collocate
U
مرتب کردن
graduate
U
مرتب کردن
tidying
U
مرتب کردن
tidy
U
مرتب کردن
regularize
U
مرتب کردن
tidier
U
مرتب کردن
tidiest
U
مرتب کردن
put straight
U
مرتب کردن
regularizing
U
مرتب کردن
regularizes
U
مرتب کردن
tidied
U
مرتب کردن
collocated
U
مرتب کردن
regularized
U
مرتب کردن
graduates
U
مرتب کردن
draw up
U
مرتب کردن
to map out
U
مرتب کردن
arrange
U
مرتب کردن
arranged
U
مرتب کردن
fix up
U
مرتب کردن
set in order
U
مرتب کردن
to cleanvp
U
مرتب کردن
to put to rights
U
مرتب کردن
concert
U
مرتب کردن
clean
U
مرتب کردن
straighten up
<idiom>
U
مرتب کردن
arranging
U
مرتب کردن
cleans
U
مرتب کردن
marshal
U
مرتب کردن
cleanest
U
مرتب کردن
arranges
U
مرتب کردن
cleaned
U
مرتب کردن
order
U
مرتب کردن
concerts
U
مرتب کردن
serviced
U
برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
service
U
برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
undulaory
U
موجی نوسانی موج نما
redd
U
مرتب کردن رهاساختن
squaring
U
مرتب کردن کلاه
distributive sort
U
مرتب کردن توزیعی
set
U
نهادن مرتب کردن
reorder
U
دوباره مرتب کردن
squared
U
مرتب کردن کلاه
square
U
مرتب کردن کلاه
setting up
U
نهادن مرتب کردن
sets
U
نهادن مرتب کردن
quicksort
U
مرتب کردن سریع
squares
U
مرتب کردن کلاه
to fix up
U
مرتب کردن جادادن
collating sort
U
مرتب کردن داده
data processing
U
مرتب کردن داده ها
insertion sorting algorithm
U
الگوریتم مرتب کردن
bubble sort
U
مرتب کردن حبابی
shipshape
U
مرتب کردن منظم
pick up
<idiom>
U
تمیز ،مرتب کردن
selection sort
U
مرتب کردن گزینشی
tree sort
U
مرتب کردن درختی
block sort
U
مرتب کردن بلاکی
ripple sort
U
مرتب کردن موجی
internal sort
U
مرتب کردن درونی
battens
U
قاب نوسانی ماشین بافندگی قید
batten
U
قاب نوسانی ماشین بافندگی قید
oscillator
U
دستگاه تولید برق نوسانی دررادیو
multipass sort
U
مرتب کردن چند گذری
sequences
U
به ترتیب مرتب کردن دنباله
polyphase sort
U
مرتب کردن چند فازی
radix sorting algorithm
U
الگوریتم مرتب کردن مبنایی
multifile sorting
U
مرتب کردن چند فایلی
collection
U
و مرتب کردن در پایگاه داده
collections
U
و مرتب کردن در پایگاه داده
exchange sorting algorithm
U
مرتب کردن به روش حبابی
multireel sorting
U
مرتب کردن چند حلقهای
sequence
U
به ترتیب مرتب کردن دنباله
sorting network
U
شبکه مرتب کردن داده ها
juxtaposition
U
مرتب کردن موضوعات در کنار هم
clear the decks
<idiom>
U
همه جارا مرتب کردن
To do up the room.
U
اتاق را درست کردن ( مرتب کردن )
sorted
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
infrasonic
U
دارای تواتر و نوسانی پایین تر از شنوایی بشر
selectively
U
مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
adjusting
U
مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
selective
U
مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
make room for someone or something
<idiom>
U
برای چیزی اوضاع را مرتب کردن
organises
U
مرتب کردن ارایش دادن موضع
organising
U
مرتب کردن ارایش دادن موضع
adjust
U
مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
organize
U
مرتب کردن ارایش دادن موضع
organizing
U
مرتب کردن ارایش دادن موضع
adjusts
U
مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
scheduling
U
مرتب کردن ترتیب پردازش کارها
alphameric
U
مرتب کردن حروف و اعدادبترتیب تقدم
organizes
U
مرتب کردن ارایش دادن موضع
quicksort
U
روش مرتب کردن سریع فایل
reversals
U
نیمی از سیکل نیروهایی که بصورت نوسانی وارد میشوند
reversal
U
نیمی از سیکل نیروهایی که بصورت نوسانی وارد میشوند
drum sorting
U
مرتب کردن با حافظه کمکی استوانهای مغناطیسی
alphasort
U
مرتب کردن داده به ترتیب حروف الفبا
job
U
مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند
jobs
U
مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند
filing system
U
روش مرتب کردن متن ها برای مراجعه
pass
U
یک اجرا از لیست موضوعات برا ی مرتب کردن آنها
passed
U
یک اجرا از لیست موضوعات برا ی مرتب کردن آنها
passes
U
یک اجرا از لیست موضوعات برا ی مرتب کردن آنها
formats
U
تعویض روشن مرتب کردن داده یا متن در یک محل
digital sorting
U
روش مرتب کردن شبیه ماشینهای جدول بندی
chronologize
U
بترتیب زمان قراردادن موافق تاریخ مرتب کردن
justifying
U
دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز
justify
U
دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز
justifies
U
دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز
format
U
تعویض روشن مرتب کردن داده یا متن در یک محل
permutations
U
تعداد روشهای مختلف برای مرتب کردن چیزی
clocks
U
باسهای مرتب برای زمان بیندی یا همگام کردن
clock
U
باسهای مرتب برای زمان بیندی یا همگام کردن
organizations
U
روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند
organisations
U
روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند
permutation
U
تعداد روشهای مختلف برای مرتب کردن چیزی
organization
U
روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند
serializing
U
مرتب کردن سریال کردن
serialized
U
مرتب کردن سریال کردن
straighten
U
درست کردن مرتب کردن
straightening
U
درست کردن مرتب کردن
ranges
U
مرتب کردن میزان کردن
ranged
U
مرتب کردن میزان کردن
serialize
U
مرتب کردن سریال کردن
range
U
مرتب کردن میزان کردن
serialising
U
مرتب کردن سریال کردن
serialised
U
مرتب کردن سریال کردن
serialises
U
مرتب کردن سریال کردن
straightened
U
درست کردن مرتب کردن
straightens
U
درست کردن مرتب کردن
dispose
U
مرتب کردن مستعد کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com