English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (28 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
scheduling U مرتب کردن ترتیب پردازش کارها
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
priority U سیستمی که کارها را به ترتیب الویت پردازش مرتب کند.
priorities U سیستمی که کارها را به ترتیب الویت پردازش مرتب کند.
scheduled U ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
schedule U ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
schedules U ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
job U فایل حاوی کارها با نام کارها که منتظر پردازش هستند
jobs U فایل حاوی کارها با نام کارها که منتظر پردازش هستند
dispose U ترتیب کارها رامعین کردن
batch U 1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند
batches U 1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند
random processing U پردازش داده به ترتیب مورد نیاز و نه ترتیب ذخیره شده
sequence U به ترتیب مرتب کردن دنباله
sequences U به ترتیب مرتب کردن دنباله
selectively U مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
selective U مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
alphasort U مرتب کردن داده به ترتیب حروف الفبا
jobs U مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند
job U مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند
semi processed data U داده خام که پردازش شده است مثل مرتب کردن , ضبط کردن , تشخیص خطا..
pert U تعریف کارها و زمانی که هر یک نیاز دارند که برای رسیدن به هدف مرتب شده باشند
hierarchical communications system U روش اختصاص توابع کنترلی و پردازش در شبکهای از کامپیوتر که برای کارها مناسبند
jobs U زمان برنامه نویسی کامپیوتری که حاوی دستورات خاص مربط به امور کنترل کارها و پردازش است
job U زمان برنامه نویسی کامپیوتری که حاوی دستورات خاص مربط به امور کنترل کارها و پردازش است
dp U پردازش روی داده برای تولید اطلاعات مفید یا مرتب کردن و سازماندهی فایلهای داده
diagram U نموادری که ترتیب کارهای پردازش شده را نشان میدهد
diagrams U نموادری که ترتیب کارهای پردازش شده را نشان میدهد
assembly U نمایش یک برنامه اسمبلی که به ترتیب مکانهای حافظه مرتب شده است
queues U نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند
queue U نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند
queueing U نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند
queue U تعداد کارهای مرتب که منتظرند تا در سیستم دستهای پردازش شوند
queues U تعداد کارهای مرتب که منتظرند تا در سیستم دستهای پردازش شوند
tabulating U پانچ کارت پردازش شده مثل عمل مرتب سازی
queueing U تعداد کارهای مرتب که منتظرند تا در سیستم دستهای پردازش شوند
manager U نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند
managers U نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند
queued U تعداد کارهای مرتب که منتظرند تا در سیستم دستهای پردازش شوند
queued U نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند
jobs U تعداد کارهای مرتب شده برای پردازش در سیستم چندکاره یا دستهای
queued U تعداد فایل هایی که مرتب ذخیره شده اند پیش از پردازش
queues U تعداد فایل هایی که مرتب ذخیره شده اند پیش از پردازش
streamed U تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
stream U تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
job U تعداد کارهای مرتب شده برای پردازش در سیستم چندکاره یا دستهای
streams U تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
queueing U تعداد فایل هایی که مرتب ذخیره شده اند پیش از پردازش
queue U تعداد فایل هایی که مرتب ذخیره شده اند پیش از پردازش
list U 1-محاسبه مجموعهای از موضوعات داده مثل جمع و حذف و مرتب کردن و بهنگام سازی ورودی ها. 2LISP- یا زبان سطح بالا برای پردازش لیست دستورات یا داده و در یک محیط هوش مصنوعی
sort U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sorts U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sorted U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
information U داده پردازش شده و مرتب شده برای تامین قواعد با معنی
sequential U داده یا دستوراتی که به ترتیب پردازش می شوند , به ترتیبی که دستیابی می شوند
filing U 1-مرتب کردن متن ها. 2-متن هایی که باید مرتب شوند
draw up U کارها را تنظیم کردن
To put things straight(right). U کارها را درست کردن
To gain full control of the affairs . To have a tight grip on things. U کارها را قبضه کردن
To spoilt things . To mess thing up . U کارها را خراب کردن
pull one's weight <idiom> U کارها را تقسیم کردن
formats U روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
format U روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
to make things hum U کارها را دایر کردن یا درجنبش اوردن
to mend matters U کارها را اصلاح کردن اوضاع را بهبود بخشیدن
bubble sort U روش مرتب کردن که در آن مرتب جفت جفت داده ها عوض می شوند تامرتب شوند
dispatching priority U شماره کارها برای مشخص کردن تقدم انها
sorts U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sort U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sorted U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
exchanged U روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanges U روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanging U روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchange U روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
merge sorting algorithm U الگوریتمی که در ان محتویات دو ارایه مرتب برای ایجادارایه مرتب سوم ترکیب می شوند
collocation U ترتیب نوبت و ترتیب پرداخت بدهی به طلبکاران
postprocessor U برنامهای که داده را از برنامه دیگر پردازش میکند که پردازش شده است
piracy U کپی از چیز تازه ایجاد شده یا کپی کردن کارها
photocomposition U کاربرد پردازش الکترونیکی درتهیه چاپ که مستلزم تعریف و تنظیم تحریر و تولید ان به وسیله پردازش از طریق عکاسی میباشد
sorted U برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sorts U برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sort U برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
interactive processing U پردازش فعل و انفعالی پردازش محاورهای
chain U 1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
chains U 1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
backing U رسانه ذخیره سازی موقت که داده روی آن قابل ضبط است پیش از اینکه پردازش شود یا پس از پردازش و برای باز یابی
justifications U مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
gather U و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
justification U مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
gathered U و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
regularized U مرتب کردن
regularizes U مرتب کردن
lineup U مرتب کردن
set in order U مرتب کردن
order U مرتب کردن
regularize U مرتب کردن
regularising U مرتب کردن
tidiest U مرتب کردن
concert U مرتب کردن
graduating U مرتب کردن
fix up U مرتب کردن
collocate U مرتب کردن
to cleanvp U مرتب کردن
to put to rights U مرتب کردن
concerts U مرتب کردن
regularizing U مرتب کردن
tidies U مرتب کردن
tidier U مرتب کردن
arranging U مرتب کردن
draw up U مرتب کردن
arranges U مرتب کردن
collate U مرتب کردن
cleans U مرتب کردن
arranged U مرتب کردن
arrange U مرتب کردن
tidy U مرتب کردن
clear up U مرتب کردن
cleaned U مرتب کردن
tidied U مرتب کردن
straighten up <idiom> U مرتب کردن
clean U مرتب کردن
put straight U مرتب کردن
tidying U مرتب کردن
graduate U مرتب کردن
regularises U مرتب کردن
collated U مرتب کردن
to map out U مرتب کردن
collates U مرتب کردن
cleanest U مرتب کردن
collocating U مرتب کردن
marshals U مرتب کردن
marshal U مرتب کردن
collocates U مرتب کردن
marshalled U مرتب کردن
marshaled U مرتب کردن
collocated U مرتب کردن
graduates U مرتب کردن
marshaling U مرتب کردن
regularised U مرتب کردن
collating U مرتب کردن
untune U بی ترتیب کردن
serviced U برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
service U برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
ripple sort U مرتب کردن موجی
quicksort U مرتب کردن سریع
reorder U دوباره مرتب کردن
data processing U مرتب کردن داده ها
oscillating sort U مرتب کردن نوسانی
redd U مرتب کردن رهاساختن
distributive sort U مرتب کردن توزیعی
tree sort U مرتب کردن درختی
selection sort U مرتب کردن گزینشی
sets U نهادن مرتب کردن
setting up U نهادن مرتب کردن
set U نهادن مرتب کردن
squaring U مرتب کردن کلاه
squares U مرتب کردن کلاه
squared U مرتب کردن کلاه
square U مرتب کردن کلاه
pick up <idiom> U تمیز ،مرتب کردن
collating sort U مرتب کردن داده
shipshape U مرتب کردن منظم
bubble sort U مرتب کردن حبابی
insertion sorting algorithm U الگوریتم مرتب کردن
block sort U مرتب کردن بلاکی
to fix up U مرتب کردن جادادن
internal sort U مرتب کردن درونی
phase out U به ترتیب خارج کردن
gpr U ثبات داده در واحد پردازش کامپیوتر که میتواند داده را برای عملیات ریاضی و منط ق مختلف پردازش کند
edp U پردازش داده در سطحی گسترده توسط کامپیوترهای دیجیتالی الکترونیکی پردازش داده به صورت الکتریکی
firing order U ترتیب احتراق موتور وایرچینی موتور ترتیب تیراندازی سلاح
pipelines U اجرای پردازش دستور دوم در حالی که هنوز پردازش اولی تمام نشده است برای سرعت اجرای برنامه
pipeline U اجرای پردازش دستور دوم در حالی که هنوز پردازش اولی تمام نشده است برای سرعت اجرای برنامه
collection U و مرتب کردن در پایگاه داده
collections U و مرتب کردن در پایگاه داده
clear the decks <idiom> U همه جارا مرتب کردن
sorting network U شبکه مرتب کردن داده ها
radix sorting algorithm U الگوریتم مرتب کردن مبنایی
multifile sorting U مرتب کردن چند فایلی
exchange sorting algorithm U مرتب کردن به روش حبابی
juxtaposition U مرتب کردن موضوعات در کنار هم
polyphase sort U مرتب کردن چند فازی
multireel sorting U مرتب کردن چند حلقهای
multipass sort U مرتب کردن چند گذری
To do up the room. U اتاق را درست کردن ( مرتب کردن )
agreeing U ترتیب دادن درست کردن
agrees U ترتیب دادن درست کردن
circuitry U مداربندی کردن ترتیب مدارها
agree U ترتیب دادن درست کردن
to phase out something U به ترتیب خارج کردن چیزی
sorted U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
processes U پردازش کردن
process U پردازش کردن
organises U مرتب کردن ارایش دادن موضع
adjust U مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
organizes U مرتب کردن ارایش دادن موضع
organising U مرتب کردن ارایش دادن موضع
quicksort U روش مرتب کردن سریع فایل
organize U مرتب کردن ارایش دادن موضع
make room for someone or something <idiom> U برای چیزی اوضاع را مرتب کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com