Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
apicultural
U
مربوط به پرورش و نگهداری زنبور عسل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
apiarian
U
مربوط به پرورش زنبور عسل
culture of bees
U
پرورش یا تربیت زنبور
apiculture
U
پرورش زنبور عسل
apiarist
U
پرورش دهندهء زنبور عسل
beekeeper
U
پرورش دهندهء زنبور عسل
bee-keepers
U
متصدی نگهداری از زنبور عسل
bee-keeper
U
متصدی نگهداری از زنبور عسل
educational
U
مربوط به اموزش و پرورش
piscicultural
U
مربوط به پرورش ماهی
maintenance calibration
U
تنظیمات مربوط به نگهداری تنظیم تعمیراتی
watershed management
U
کلیه عملیات مربوط به اصلاح و نگهداری و بهره برداری از انجیرها
sericulture
U
پرورش کرم ابریشم پرورش نوغان
automatic data processing system
U
سیستم پرورش خودکاراطلاعات سیستم پرورش اطلاعات کامپیوتری
corrective maintenance
U
نگهداری همراه با تعمیروسیله نگهداری تعمیراتی ورفع عیب
education
U
پرورش اموزش و پرورش
rabbitry
U
محل پرورش خرگوش اهلی پرورش خرگوش
maintenance
U
تعمیر و نگهداری نگهداری وسایل
intelligence process
U
جریان پرورش اطلاعات پرورش اطلاعات
humble bee
U
زنبور
wasps
U
زنبور
wasp
U
زنبور
honeybees
U
زنبور عسل
drone
U
زنبور عسل نر
droned
U
زنبور عسل نر
I was stung by a wasp.
U
زنبور نیشم زد
drones
U
زنبور عسل نر
droning
U
زنبور عسل نر
bee-keepers
U
زنبور پرور
bee-keeper
U
زنبور پرور
vespal
U
وابسته به زنبور
yellow jacket
U
زنبور زرداجتماعی
vespiary
U
لانه زنبور
hive
U
دسته زنبور
hornets
U
زنبور سرخ
apiphobia
U
زنبور هراسی
hornet
U
زنبور سرخ
honey bee
U
زنبور عسل
honeybee
U
زنبور عسل
bumble bee
U
زنبور درشت
humble bee
U
زنبور درشت
vespid
U
زنبور درشت و سرخ
carpenter bee
U
زنبور چوب سوراخ کن
bee
U
مگس انگبین زنبور
bees
U
مگس انگبین زنبور
apiculturist
U
پرورنده زنبور عسل
waspishness
U
زنبور وار نیش دار
waspish
U
زنبور وار نیش دار
apian
U
وابسته به زنبور عسل یامگس
vespiary
U
اجتماع زنبوران دستهای زنبور
mason wasp
U
زنبور غیر اجتماعی لانه زی
program loans
U
قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactically
U
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactical
U
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
inferences
U
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inference
U
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
victual
U
مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
bioclimatic
U
مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
elevation guidance
U
دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
apivorous
U
زنبورخوار تغذیه کننده از زنبور عسل
genital
U
مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
auditory
U
مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
foulbrood
U
بیماری میکربی ومهلک نوزادکرم زنبور عسل
supervisory
U
مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
clochan
U
[ساختمان مدور ایرلندی که شبیه کندوی زنبور عسل بود.]
cultures
U
پرورش
nurtured
U
پرورش
nurtures
U
پرورش
floriculture
U
پرورش گل
culturing
U
پرورش
fosterage
U
پرورش
upbringing
U
پرورش
nurture
U
پرورش
nurturing
U
پرورش
training
پرورش
breeding
U
پرورش
pedagogy
U
پرورش
nourishment
U
پرورش
cultivation
U
پرورش
culture
U
پرورش
relative
U
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustical
U
مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustic
U
مربوط به صدا مربوط به سامعه
pisciculture
U
پرورش ماهی
self culture
U
پرورش نفس
ser
U
پرورش نوغان
silviculture
U
پرورش جنگل
bring up
U
پرورش دادن
self cultivation
U
پرورش نفس
aviculture
U
پرورش مرغ
p.exercise
U
پرورش بدنی
body building
U
پرورش اندام
mariculture
U
پرورش دریازیان
unbred
U
پرورش نیافته
germiculture
U
پرورش میکروب
body-building
U
پرورش اندام
mental discipline
U
پرورش ذهنی
data processing
U
پرورش اطلاعات
education
U
اموزش و پرورش
character training
U
پرورش منش
ostreiculture
U
پرورش صدف
swannery
U
محل پرورش قو
breeding
U
پرورش حیوانات
fostering
U
پرورش دادن
foster
U
پرورش دادن
fosters
U
پرورش دادن
fostered
U
پرورش دادن
processes
U
پرورش دادن
process
U
پرورش دادن
educationists
U
متخصص اموزش و پرورش
educationists
U
کارشناس اموزش و پرورش
educationist
U
متخصص اموزش و پرورش
educationist
U
کارشناس اموزش و پرورش
educationalists
U
کارشناس اموزش و پرورش
educationalist
U
کارشناس اموزش و پرورش
animal husband
U
پرورش جانوران اهلی
falconers
U
پرورش دهنده شاهین
viniculture
U
پرورش انگور شراب
f.education
U
پرورش واموزش دختران
comparative education
U
اموزش و پرورش تطبیقی
manpower development
U
پرورش نیروی انسانی
nature nurture controversy
U
مجادله سرشت- پرورش
child rearing practices
U
شیوههای پرورش کودک
calf machine
U
دستگاه پرورش عضله
poulterer
U
پرورش دهنده طور
rosarian
U
پرورش دهنده گل سرخ
ser
U
پرورش کرم ابریشم
falconer
U
پرورش دهنده شاهین
silviculturist
U
ویژه گر پرورش جنگل
special education
U
اموزش و پرورش استثنایی
guardian by nurture
U
قیم بعلت پرورش
education department
U
اداره آموزش و پرورش
hennery
U
مزرعه یا محل پرورش مرغ
haute ecole
U
پرورش اسب در سطح عالی
upbringing
U
روش اموزش و پرورش بچه
sericulturist
U
پرورش دهنده کرم ابریشم
incubator
U
محل پرورش اطفال زودرس
ranch
U
در مرتع پرورش احشام کردن
ranches
U
در مرتع پرورش احشام کردن
sericultural
U
وابسته به پرورش کرم ابریشم
incubators
U
محل پرورش اطفال زودرس
distance angle
U
زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
range component
U
عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
xenial
U
مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
thremmatology
U
علم پرورش گیاهان وجانوران اهلی
wooler
U
جانوری که بخاطر پشمش پرورش مییابد
orthogenesis
U
اصلاح و پرورش نژاد درطی زمان
green thumbed
U
کسیکه در پرورش گیاهان شانس و استعدادخوبی دارد
foliage plant
U
گیاهی که برای برگش پرورش دادن شود
alma mater
U
مدرسه یا دانشگاهی که شخص در آن پرورش یافته است
inbreed
U
پرورش دادن از جانوران هم تیره تخم کشیدن
live stock
U
مواشی وگاووگوسفندی که برای کشتاریافروش پرورش شود احشام
livestock
U
مواشی وگاووگوسفندی که برای کشتاریافروش پرورش شود احشام
linebreeding
U
پرورش نژاد انسان یا حیوان درجهت یا هدف معینی
beef cattle
U
گله گاو که برای تامین گوشت پرورش مییابد
civil appropriation
U
اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
standard bred
U
اسب امریکایی پرورش یافته برای مسابقه سرعت واستقامت
safe guard
U
نگهداری
safe keeping
U
نگهداری
maintenance
U
نگهداری
sustenance
U
نگهداری
storage
U
نگهداری
protection
U
نگهداری
retinue
U
نگهداری
retinues
U
نگهداری
landing, storage, delivery
U
نگهداری
custody
U
نگهداری
retention
U
نگهداری
internment
U
نگهداری
guarding subsidy
U
حق نگهداری
preservation
U
نگهداری
keeping
U
نگهداری
detention
U
نگهداری
detentions
U
نگهداری
upkeep
U
نگهداری
holding
U
نگهداری
conservation
U
نگهداری
guardianship
U
نگهداری
detainer
U
نگهداری
sustention
U
نگهداری
sustentation
U
نگهداری
formulae
U
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formula
U
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulas
U
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
maintenance period
U
دوره نگهداری
restraints
U
نگهداری خودداری
conserves
U
نگهداری کردن
granfather file
U
نگهداری می شوند
preventive maintenance
U
نگهداری پیشگیری
preventive maintenance
U
نگهداری حفافتی
account
U
نگهداری حسابها
preventive maintenance
U
نگهداری پیشگیرانه
maintenance functions
U
کارکردهای نگهداری
maintenance cost
U
ارزش نگهداری
interludes
U
نگهداری مقدماتی
record keeping
U
نگهداری سوابق
maintenance status
U
وضعیت نگهداری
field maintenance
U
نگهداری در صحرا
levels of maintenance
U
ردههای نگهداری
program maintenance
U
نگهداری برنامه
maintenance cost
U
هزینه نگهداری
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com