Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
audio
U
مربوط به صدا یا آنچه قابل شنیدن است
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
audible
U
آنچه قابل شنیدن است
audible
U
قابل شنیدن
inaudible
U
غیر قابل شنیدن
beeping
U
صدای اخطار قابل شنیدن
bleep
U
صدای اخطار قابل شنیدن
bleeps
U
صدای اخطار قابل شنیدن
beep
U
صدای اخطار قابل شنیدن
beeped
U
صدای اخطار قابل شنیدن
bleeped
U
صدای اخطار قابل شنیدن
beeps
U
صدای اخطار قابل شنیدن
bleeping
U
صدای اخطار قابل شنیدن
bell character
U
کد کنترلی که باعث میشود ماشین یک سیگنال قابل شنیدن ایجاد کند
down
U
مربوط به کامپیوتر ها یا برنامه ها آنچه کار نمیکند
computable
U
آنچه قابل محاسبه است
convertible
U
آنچه قابل تبدیل است
expandable
U
آنچه قابل گسترش باشد
recognizable
U
آنچه قابل تشخیص است
interchangeable
U
آنچه قابل تغییر است
variable
U
آنچه قابل تغییر است
quantifiable
U
آنچه قابل شمارش است
removable
U
آنچه قابل جابجایی است
hidden
U
آنچه قابل دیدن نیست
exchangeable
U
آنچه قابل تغییر است
movable
U
آنچه قابل حرکت است
selectable
U
آنچه قابل انتخاب باشد
transportable
U
آنچه قابل حمل است
alterable
U
آنچه قابل تغییر است
convertibles
U
آنچه قابل تبدیل است
flexible
U
آنچه قابل تغییر است
comparable
U
آنچه قابل مقایسه نیست
chargeable
U
آنچه قابل شارژ است
variables
U
آنچه قابل تغییر است
controllable
U
آنچه قابل کنترل است
extensible
U
آنچه قابل گسترش است
visible
U
آنچه قابل دیدن است
recognizably
U
آنچه قابل تشخیص است
irretrievable
U
آنچه قابل بازگشت نیست
downloadable
U
آنچه قابل بار کردن است
optional
U
آنچه قابل انتخاب شدن باشد
erasable
U
آنچه قابل پاک شدن است
hand-held
U
آنچه قابل نگهداری در دست است
easy to use
U
آنچه قابل فهم و انجام باشد
addressable
U
آنچه قابل آدرس دهی است
available
U
آنچه قابل دستیابی یا خرید است
accessible
U
آنچه قابل دستیابی و دسترسی است
alternative
U
آنچه به جای چیز دیگر قابل اجراست
visual
U
آنچه دیده میشود یا قابل دیدن است
visuals
U
آنچه دیده میشود یا قابل دیدن است
visually
U
آنچه دیده میشود یا قابل دیدن است
manageable
U
آنچه قابل کار کردن به سادگی باشد
alternatives
U
آنچه به جای چیز دیگر قابل اجراست
selectable
U
آنچه توسط کاربر قابل انتخاب است
user
U
آنچه توسط کاربر قابل انتخا است
users
U
آنچه توسط کاربر قابل انتخا است
computer readable
U
آنچه قابل خواندن و فهم توسط کامپیوتر باشد
usable
U
آنچه برای معرف قابل استفاده و فراهم است
effective
U
آنچه برای تولید یک نتیجه مشخص قابل استفاده است
ansi
U
سازمان آمریکایی که استانداردهای نرم افزاری و کامپیوتری را مشخص میکند که آنچه مربوط به زبانهای سطح بالای برنامه نویس میشود هم شامل آن است
relocatable
U
آنچه قابل انتقال به محل دیگری ازحافظه است بدون اینکه روی عملیاتش اثربگذارد
operational
U
قابل استفاده مربوط به عملیات
Tell not all you know , nor do all you can.
<proverb>
U
به زبان نیاور هر آنچه مى دانى,انجام نده هر آنچه مى توانى .
readable
U
آنچه توسط کسی یا توسط یک وسیله الکترونیکی قابل خواندن و فهمیدن باشد
fixes
U
داده نوشته شده روی فایل یا صفحه نمایش برای اطلاع رسانی یا بیان مشخصات و آنچه قابل تغییر توسط کاربر نیست
fix
U
داده نوشته شده روی فایل یا صفحه نمایش برای اطلاع رسانی یا بیان مشخصات و آنچه قابل تغییر توسط کاربر نیست
machines
U
غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
machined
U
غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
machine
U
غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
aiming symbol
U
ی که روی صفحه نشان داده میشود مربوط به محلی که قلم نوری قابل تشخیص است
aiming field
U
نشانهای که روی صفحه نشان داده میشود مربوط به محلی که قلم نوری قابل تشخیص است
Whatsoever
U
هرچه
[هر آنچه]
[آنچه ]
hear
U
شنیدن
hears
U
شنیدن
at hearing it
U
از شنیدن ان
listen
U
شنیدن
listen
U
شنیدن
listened
U
شنیدن
listening
U
شنیدن
listens
U
شنیدن
hear
U
شنیدن
he was pleased to hear it
U
از شنیدن ان خوشنودشد
misheard
U
عوضی شنیدن
rehear
U
دوباره شنیدن
turn a deaf ear to
<idiom>
U
ممانعت از شنیدن
mishearing
U
عوضی شنیدن
mishears
U
عوضی شنیدن
mishear
U
عوضی شنیدن
covenant runing with land
U
شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
to smell something burning
U
بوی سوخته شنیدن
overhear
U
از فاصله دور شنیدن
To have a nice chit - chat. To exchange banters and repartees.
U
گل گفتن وگه شنیدن
overheard
U
از فاصله دور شنیدن
overhearing
U
از فاصله دور شنیدن
overhears
U
از فاصله دور شنیدن
to meet with a repulse
U
پذیرفته نشدن پاسخ رد شنیدن
to gain any ones ear
U
کسیرا اماده شنیدن حرفی
Hear it on the grapevine
<idiom>
U
[شنیدن شایعه در مورد شخصی یا چیزی]
program loans
U
قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactically
U
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactical
U
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
inferences
U
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inference
U
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
bioclimatic
U
مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
elevation guidance
U
دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
victual
U
مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
In at one ear and out at the other .
<proverb>
U
از یک گوش شنیدن و از یکى دیگر بدر کردن .
genital
U
مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
auditory
U
مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
drown out
<idiom>
U
سروصدای زیاد براه انداختن وقادر به شنیدن نبودن
Eavesdrop
U
فالگوش ایستادن، استراق سمع کردن، یواشکی حرفهای دیگران را شنیدن
fast
U
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fasted
U
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fastest
U
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fasts
U
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
supervisory
U
مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
flash to bang time
U
زمان بین دیدن برق دهانه توپ تا شنیدن صدای انفجارگلوله
craft reimbursable supply
U
اماد قابل جایگزین مربوط به هنرهای دستی اماد مصرف شدنی هنرهای دستی
relative
U
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustical
U
مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustic
U
مربوط به صدا مربوط به سامعه
distance angle
U
زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
range component
U
عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
xenial
U
مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
civil appropriation
U
اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
friendly front end
U
طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
recoverable item
U
وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
archival quality
U
مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
used
U
آنچه جدید نیست
constants
U
آنچه تغییر نمیکند
protective
U
آنچه حافظت میکند
producing
U
آنچه تولید میکند
circular
U
آنچه در یک دایره می چرخد
exclusive
U
آنچه شامل نمیشود
circulars
U
آنچه در یک دایره می چرخد
knowledge
U
آنچه دانسته است
auxiliaries
U
آنچه کمک میکند
lightweights
U
آنچه سنگین نیست
lightweight
U
آنچه سنگین نیست
auxiliary
U
آنچه کمک میکند
unwanted
U
آنچه لازم نیست
constant
U
آنچه تغییر نمیکند
biased
U
آنچه اریب دارد
the long and the short of it
<idiom>
آنچه گفتنی است
the above was a summary
آنچه دربالا گفته شد
circulating
U
آنچه به راحتی می چرخد
authentic
U
آنچه درست است
previous
U
آنچه زودتر رخ میدهد
contiguous
U
آنچه اثر می گذارد
incoming
U
آنچه از خارج می آید
formulas
U
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae
U
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formula
U
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
escrow
U
سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
roundest
U
آنچه در دایره حرکت میکند
thirds
U
آنچه بعد از دومین می آید
continual
U
آنچه به طور پیاپی رخ میدهد
relevant
U
آنچه ارتباط مهمی دارد
third
U
آنچه بعد از دومین می آید
prior
U
آنچه قبلاگ رخ داده است
electric
U
آنچه با الکتریسیته کار میکند
differentials
U
آنچه اختلاف را نشان میدهد
efficient
U
آنچه که خوب کار میکند
preformatted
U
آنچه فرمت شده باشد
round
U
آنچه در دایره حرکت میکند
distant
U
آنچه در محلی قرار دارد
finished
U
آنچه کامل شده است
immediate
U
آنچه یکباره اتفاق افتد
clear
U
آنچه به سادگی فهمیده میشود
clearer
U
آنچه به سادگی فهمیده میشود
clearest
U
آنچه به سادگی فهمیده میشود
ambiguous
U
آنچه دو معنای ممکن دارد
clears
U
آنچه به سادگی فهمیده میشود
significant
U
آنچه معنای مخصوصی دارد
significantly
U
آنچه معنای مخصوصی دارد
multifunction
U
آنچه تابعهای متعددی دارد
differential
U
آنچه اختلاف را نشان میدهد
availability
U
آنچه به آسانی بدست آید
dependent
U
آنچه به دلیلی متغیر است
identities
U
آنچه کسی یا چیزی است
commonest
U
آنچه اغلب اتفاق میافتد
residual
U
آنچه در پشت سر باقی می ماند
Seldom seen soon forgotten .
<proverb>
U
از دل برود هر آنچه از دیده برفت .
normal
U
معمولا یا آنچه به ترتیب رخ دهد
identity
U
آنچه کسی یا چیزی است
What soes not endure does not merit attachment .
<proverb>
U
آنچه نپاید دلبستگى را نشاید .
What must be must be .
<proverb>
U
آنچه باید بشود خواهد شد .
requirements
U
آنچه مورد نیاز است
malfunctioned
U
آنچه درست کار نکند
commoners
U
آنچه اغلب اتفاق میافتد
valuing
U
آنچه چیزی به اندازه آن می ارزد.
relative
U
آنچه با دیگری مقایسه شود
approximating
U
آنچه تقریبا درست است
malfunction
U
آنچه کامل کار نکند
unedited
U
آنچه ویرایش نشده است
maskable
U
آنچه نادیده گرفتنی است
malfunction
U
آنچه درست کار نکند
malfunctioned
U
آنچه کامل کار نکند
value
U
آنچه چیزی به اندازه آن می ارزد.
values
U
آنچه چیزی به اندازه آن می ارزد.
malfunctions
U
آنچه کامل کار نکند
simplest
U
آنچه پیچیده یا مشکل نباشد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com