Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
retired
U
مربوط به بازنشستگی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
retirement
U
بازنشستگی
retired ness
U
بازنشستگی
pensionable age
U
سن بازنشستگی
superannuation
U
بازنشستگی
pension insurance
U
بیمه بازنشستگی
old age pension
U
مستمری بازنشستگی
old age insurance
U
بیمه بازنشستگی
pension
U
مستمری بازنشستگی
old age pension
U
حقوق بازنشستگی
golden handshakes
U
دستخوش بازنشستگی
retiring pension
U
حقوق بازنشستگی
pension fund
U
صندوق بازنشستگی
pension funds
U
وجوه بازنشستگی
superannuation
U
کهولت بازنشستگی
pensionable
U
شایسته بازنشستگی
golden handshake
U
دستخوش بازنشستگی
retired pay
U
حقوق بازنشستگی
pensions
U
مستمری بازنشستگی
pension
U
حقوق بازنشستگی یا تقاعد
pension
U
حقوق بازنشستگی پانسیون
pensions
U
حقوق بازنشستگی یا تقاعد
pensions
U
حقوق بازنشستگی پانسیون
pensionable
U
وقت بازنشستگی رسیده
to save for retirement
U
برای بازنشستگی پس انداز کردن
program loans
U
قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactical
U
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactically
U
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
IRA
U
مخفف حساب پس انداز بازنشستگی فردی
inferences
U
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inference
U
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
victual
U
مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
elevation guidance
U
دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
bioclimatic
U
مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
genital
U
مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
auditory
U
مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
golden handshakes
U
پاداشی که برای تشویق کارمند به بازنشستگی به او پیشنهاد میشود
golden handshake
U
پاداشی که برای تشویق کارمند به بازنشستگی به او پیشنهاد میشود
Any reform of the pension law must be left to the future.
U
هر اصلاح قانون بازنشستگی باید به آینده باقی گذاشته شود.
provident fund
U
وجوه متراکم شده برای تامین مالی دوره بازنشستگی
supervisory
U
مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
accrued benefit
U
پولی که شرکت به یکی از کارمندان بدهکار است بخصوص بابت بازنشستگی
short timer
U
پرسنلی که عمر خدمتی کوتاهی از انها مانده و به سن بازنشستگی نزدیک هستند
relative
U
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustical
U
مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustic
U
مربوط به صدا مربوط به سامعه
xenial
U
مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
distance angle
U
زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
range component
U
عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
civil appropriation
U
اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
new deal
U
برنامه توسعه اقتصادی فرانکلین روزولت پس از سالهای بعداز بحران بزرگ درامریکا که دران کمک به کشاورزی بازنشستگی وبیمه بیکاری و غیره گنجانیده شده است
formulae
U
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formula
U
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulas
U
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
hypobaric
U
مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
coherent
U
مربوط
condequent
U
مربوط
eight bit system
U
مربوط به یک
coordinate
U
مربوط
pertinent
U
مربوط
caprine
U
مربوط به بز
curatorial
U
مربوط به
lineal
U
مربوط به خط
related
U
مربوط
cretaceous
U
مربوط به گچ
correspondent
U
مربوط به
pertinent
U
مربوط به
pertinenet
U
مربوط
correspondents
U
مربوط به
pertaining
U
مربوط به
as for
U
مربوط به
relevant
U
مربوط
hydraulic
U
مربوط به اب
affined
U
مربوط
for
U
مربوط به
germane
U
مربوط
proper
U
مربوط
vespertinal
U
مربوط به شب
apposite
U
مربوط
irrelevant
U
نا مربوط
corresponsive
U
مربوط بیکدیگر
arbitrative
U
مربوط بحکمیت
gallinaceous
U
مربوط بماکیان
hydrographic
U
مربوط به اب نگاری
aeronautical
U
مربوط به فضانوردی
horsy
U
مربوط به اسب
hominoid
U
مربوط به بشر
existential
U
مربوط به هستی
hydropic
U
مربوط به استسقاء
polar
U
مربوط به قط بها
polar
U
مربوط به قطب
affiliated
U
مربوط ساختن
contiguous
U
مربوط بهم
collegial
U
مربوط به دانشکده
commisural
U
مربوط به درزوپیوندگاه
mammary
U
مربوط به پستانداران
mammary
U
مربوط به پستان
womanish
U
مربوط به زن یا زنان
Hellenic
U
مربوط به یونان
acrobatic
U
مربوط به بندبازی
computational
U
مربوط به یک محاسبه
hydrostatic
U
مربوط به فشار اب
anal
U
مربوط به مقعد
hawaiian
U
مربوط به هاوایی
budgetary
U
مربوط به بودجه
futuristic
U
مربوط به اینده
faunae
U
مربوط به جانوران
divisional
U
مربوط به تقسیم
affiliate
U
مربوط ساختن
climatic
U
مربوط به اب وهوا
domiciliary
U
مربوط به خانه
operatic
U
مربوط به اپرا
communist
U
مربوط به کمونیسم
communists
U
مربوط به کمونیسم
expiratory
U
مربوط به زفیر
prospective
U
مربوط به اینده
vehicular
U
مربوط به خودرو
fistulous
U
مربوط به ناسور
haemic
U
مربوط بخون
electrically
U
مربوط به الکتریسیته
glossal
U
مربوط به زبان
goidelic
U
مربوط بسلت
glyptic
U
مربوط به حکاکی
dictoral
U
مربوط به دکتری
affiliating
U
مربوط ساختن
affiliates
U
مربوط ساختن
genethliac
U
مربوط به طالع
garlicky
U
مربوط به سیر
four dimensional
U
مربوط به بعدچهارم
parental
U
مربوط به والدین
familial
U
مربوط به خانواده
filiate
U
مربوط ساختن
amebic
U
مربوط به امیب
commercial
U
مربوط به تجارت
ameban
U
مربوط به امیب
ameba
U
مربوط به امیب
amazonian
U
مربوط به امازونها
aluminous
U
مربوط به الومینیوم
aguish
U
مربوط به تب و لرز
military
U
مربوط به نظام
ameboid
U
مربوط به امیب
anglian
U
مربوط به نژاد
municipal
U
مربوط به شهرداری
anent
U
در مشارکت با مربوط به
attached
U
مربوط متعلق
valedictory
U
مربوط به خداحافظی
analitical
U
مربوط به تجزیه
ammino
U
مربوط به امونیاک
textual
U
مربوط به متن یا نص
agrologic
U
مربوط بخاکشناسی
American
U
مربوط بامریکا
fractional
U
مربوط به بخشها
fractional
U
مربوط به بخشهایی
fossils
U
مربوط بادوارگذشته
fossil
U
مربوط بادوارگذشته
racing
U
مربوط بمسابقه
outbound
U
مربوط به خارج
dependent
U
مربوط محتاج
concerns
U
مربوط بودن به
acetarious
U
مربوط به سالاد
achaean
U
مربوط به اخائیه
Americans
U
مربوط بامریکا
circumstantial
U
مربوط به موقعیت
baronial
U
مربوط به بارون
ovarian
U
مربوط به تخمدان
adulterous
U
مربوط به زنا
nautical
U
مربوط به کشتیرانی
nasal
U
مربوط به بینی
achaian
U
مربوط به اخائیه
concern
U
مربوط بودن به
arbitral
U
مربوط به حکمیت
speculative
U
مربوط به اندیشه
caloric
U
مربوط به کالری
calligraphic
U
مربوط به خطاطی
feminine
U
مربوط به جنس زن
my
U
مربوط بمن
nuclear
U
مربوط به اتمی
c
U
مربوط به کامپیوتر
brumal
U
مربوط به زمستان
arteriovenous
U
مربوط به رگها
capitular
U
مربوط بفصل
cerebellar
U
مربوط به مخچه
churchly
U
مربوط به کلیسا
technological
U
مربوط به فناوری
chromic
U
مربوط به کرومیوم
technologically
U
مربوط به فناوری
chromatic
U
مربوط به رنگها
geriatric
U
مربوط به پیری
centenarian
U
مربوط به قرن
centenarians
U
مربوط به قرن
thematic
U
مربوط بموضوع
britannic
U
مربوط به بریتانیا
congressional
U
مربوط به کنگره
ceremonial
U
مربوط به جشن
ceremonials
U
مربوط به جشن
as to
U
عطف به مربوط به
matrimonial
U
مربوط به ازدواج
marital
U
مربوط به زناشویی
surgical
U
مربوط به جراحی
arithmeticlal
U
مربوط به حساب
psychiatric
U
مربوط به روانپزشکی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com