Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 37 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
face-saving
U
مراعات کنندهی فواهر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
external
U
سطح فواهر
externals
U
سطح فواهر
heartrending
U
ریشریش کنندهی قلب
commuter
U
رفت و آمد کنندهی مکرر
commuters
U
رفت و آمد کنندهی مکرر
sing-songs
U
تناوب یکجور و خسته کنندهی نواخت یا تن صدا
sing-song
U
تناوب یکجور و خسته کنندهی نواخت یا تن صدا
blue laws
U
قوانین سخت و محدود کنندهی پیوریتانها که بر شمال ایالات متحده حاکم بود
blue law
U
قوانین سخت و محدود کنندهی پیوریتانها که بر شمال ایالات متحده حاکم بود
heeding
U
مراعات
heeds
U
مراعات
ovservation
U
مراعات
heeded
U
مراعات
heed
U
مراعات
regard
U
مراعات
regarded
U
مراعات
regards
U
مراعات
spacing
U
مراعات فواصل
considerations
U
توجه مراعات
consideration
U
توجه مراعات
irrespective
U
بدون مراعات
observant
U
مراعات کننده
observable
U
قابل مراعات
symmetry
U
مراعات نظیر تشابه
rhythmicity
U
مراعات وزن شعری
unmorality
U
عدم مراعات اصول اخلاقی
sanitation
U
مراعات اصول بهداشت بهسازی
precisian
U
شخص دقیق در مراعات قواعداخلاقی ومذهبی
free love
U
عشق ورزی ومجامعت بدون مراعات ایین ازدواج
propriety
U
قواعد متداول ومرسوم رفتارواداب سخن مراعات اداب نزاکت
legalism
U
رستگاری از راه نیکوکاری افراط در مراعات قانون اصول قانون پرستی
observing
U
مراعات کردن مشاهده کردن
observed
U
مراعات کردن مشاهده کردن
observe
U
مراعات کردن مشاهده کردن
observes
U
مراعات کردن مشاهده کردن
antinomian
U
مخالفین اصول اخلاقی فرقهای از مسیحیان که مخالف مراعات اصول اخلاقی بودند و اعتقادداشتند که خداوند در همه حال نسبت به مسیحیان لطف دارد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com