English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 150 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
salaried director U مدیر موفف
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
bound U موفف
obligated U موفف
bound to go U موفف به رفتن
bound U موفف کران
task work U کار موفف
bind U موفف کردن
binds U موفف کردن
iam bound to do that U من موفف به انجام ان کارهستم
gurantee period U مدت زمانیکه قبل از تحویل نهائی پیمانکار ساختمانی موفف است خسارات ساختمان رارفع نماید
stewards U مدیر
steward U مدیر
superintendents U مدیر
superintendent U مدیر
conductor U مدیر
administer U :مدیر
headmaster U مدیر
headmasters U مدیر
administered U :مدیر
administering U :مدیر
administers U :مدیر
moderator U مدیر
moderators U مدیر
conductors U مدیر
administrators U مدیر
administrator U مدیر
gerent U مدیر
directors general U مدیر کل
director generals U مدیر کل
director general U مدیر کل
General manager . Director general . U مدیر کل
directors U مدیر
executive U مدیر
executives U مدیر
director U مدیر
managers U مدیر
manager U مدیر
warden U مدیر
file manager U مدیر فایل
general manager U مدیر باشگاه
personnel manager U مدیر استخدام
extrepreneur U مدیر متهور
official receiver U مدیر تصفیه
extrepreneur U مدیر باتهور
drop master U مدیر پرش
chief engineer U مدیر ماشین
adminstrator of state U مدیر ترکه
commissioner U مدیر مسابقات
commissioners U مدیر مسابقات
item manager U مدیر اقلام
head master U مدیر مدرسه
principal of a school U مدیر اموزشگاه
program manager U مدیر برنامه ها
project manager U مدیر طرحها
project manager U مدیر پروژه ها
project manager U مدیر پروژه
record manager U مدیر رکورد
sales manager U مدیر فروش
site engineering U مدیر ساختمان
stage director U مدیر نمایش
stores manager U مدیر انبارها
works superintendent U مدیر کارخانه
head master U مدیر اموزشگاه
intendant U مدیر مامورمالی
sale manager U مدیر فروش
library manager U مدیر کتابخانه
micro manager U مدیر ریزکامپیوترها
official liquidator U مدیر تصفیه
operation manager U مدیر عملیات
padrone U مدیر ارباب
personal representative U مدیر ترکه
trustee U مدیر تصفیه
managing directors U مدیر عامل
administrator U مدیر تصفیه
impresario U مدیر اپرا
administrators U مدیر تصفیه
managing director U مدیر عامل
impresarios U مدیر اپرا
trustees U مدیر تصفیه
helmsman U رل دار مدیر
mastered U مدیر مرشد
receivers U مدیر تصفیه
receiver U مدیر تصفیه
stage managers U مدیر نمایش
stage manager U مدیر نمایش
masters U مدیر مرشد
executives U مدیر عامل
master U مدیر مرشد
principals U رئیس مدیر
managers U مدیر تیم
principal U رئیس مدیر
executive U مدیر عامل
executives U مدیر اجرائی
helmsmen U رل دار مدیر
manager U مدیر تیم
liquidator U مدیر تصفیه
liquidators U مدیر تصفیه
executive U مدیر اجرائی
manager U مدیر مسابقه بوکس
proctor U مدیر اجرایی دانشگاه
managers U مدیر مسابقه بوکس
corporate treasurer U مدیر امور مالی
chief financial officer [CFO] U مدیر امور مالی
chief executive officer [CEO] [American E] U مدیر عامل [شرکت]
chairman of the board [of directors/managers] U مدیر عامل [شرکت]
president of the board [ American E] U مدیر عامل [شرکت]
provisional assignee U مدیر تصفیه موقت
data processing manager U مدیر پردازش داده
dp manager U مدیر داده پردازی
computer operations manager U مدیر عملیات کامپیوتر
computer center manager U مدیر مرکز کامپیوتر
computer center director U مدیر مرکز کامپیوتر
master of the court U مدیر دفتر دادگاه
jumpmaster U مدیر پرش چتربازی
chief clerk of the court U مدیر دفتر دادگاه
maitred'hotel U سرپیشخدمت مدیر مهمانخانه
huntsman U مدیر تازیهای شکاری
data base manager U مدیر پایگاه داده
managerial U مدیر اداره کننده
huntsmen U مدیر تازیهای شکاری
chairman U مدیر رئیس هیئت مدیره
impresario U مدیر اماکن تفریحی ونمایشی
adobe type manager U مدیر انواع فونت ادوبی
impresarios U مدیر اماکن تفریحی ونمایشی
president U مدیر یا رئیس مسابقه شمشیربازی
chairmen U مدیر رئیس هیئت مدیره
presidents U مدیر یا رئیس مسابقه شمشیربازی
directors U مدیر یارئیس مسابقه شمشیر بازی
registrar U کارمند اداره ثبت مدیر دروس
director U مدیر یارئیس مسابقه شمشیر بازی
registrars U کارمند اداره ثبت مدیر دروس
entrepreneurs U مدیر یک موسسه اقتصادی بزرگ مقاطعه کار
entrepreneur U مدیر یک موسسه اقتصادی بزرگ مقاطعه کار
decisions U مجموعه برنامه هایی که به مدیر کمک میکند با استفاده از تصمیمات
decision U مجموعه برنامه هایی که به مدیر کمک میکند با استفاده از تصمیمات
plene administravit U دفاع امین یا مدیر ترکه درمقابل دعاوی مطروحه علیه متوفی
driver U برنامه یا تابعی که واسط و مدیر دستگاه ورودی / خروجی یاسایر وسایل جانبی است
drivers U برنامه یا تابعی که واسط و مدیر دستگاه ورودی / خروجی یاسایر وسایل جانبی است
device driver U برنامه یا تابعی که واسط و مدیر دستگاه ورودی / خروجی یاسایر وسایل جانبی است
device handler U برنامه یا تابعی که واسط و مدیر دستگاه ورودی / خروجی یاسایر وسایل جانبی است
real representative U قائم مقامی حقیقی یا واقعی سمت وراث یا مدیر ترکه نسبت به اموال غیر منقول متوفی
peripheral U مدیر و کنترل کننده وسیله ورودی /خروجی یا وسیله جانبی
executive information system U نرم افزار ساده برای استفاده حاوی اطلاعاتی برای مدیر یا خصوصیاتی از شرکت
master U ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
masters U ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
mastered U ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
headmistresses U خانم مدیر خانم رئیس
headmistress U خانم مدیر خانم رئیس
letters of administration U حکم انتصاب امین ترکه سندی است که به موجب ان سمت مدیر یامدیره ترکه بلاوارث احراز میشود و به وی اختیار قیام به امور راجع به اداره ترکه را میدهد
medical regulator U تنظیم کننده امور بهداشتی مدیر امور بهداشتی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com