English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
direct U مدیریت یا سازمان دهی
directed U مدیریت یا سازمان دهی
directs U مدیریت یا سازمان دهی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
army class manager activity U سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
army management structure U سازمان مدیریت نیروی زمینی
asm U Yystems for Associationیک سازمان بین المللی که متعهد است تا اعضا خود را ازرشد سریع و تغییرات درزمینه مدیریت سیستم ها وپردازش اطلاعات اگاه کندanagement
association for system management U یک سازمان بین المللی که متعهد است تا اعضا خود را ازرشد سریع و تغییرات درزمینه مدیریت سیستم ها وپردازش اطلاعات اگاه کند
Other Matches
sub domain U سطح دوم آدرس دهی در اینترنت که مربوط به نام سازمان در یک سازمان بزرگتر است
central treaty organization U سازمان پیمان مرکزی سازمان دفاعی متشکل ازایران
computer managed instruction U اموزش با مدیریت کامپیوتردستورالعمل با مدیریت کامپیوتر
secret police U سازمان پلیس مخفی سازمان کاراگاهی
smarter U buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarted U buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smartest U buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarting U buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarts U buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smart U buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
CMOT U استفاده از پروتکلهای مدیریت شبکه CMIS , CMIP برای مدیریت دروازه ها در یک شبکه TCP / IP
ibi U Informatics of IntergovermentalBureauسازمانی متشکل از اعضای سازمان ملل UNESCO یانمایندگی سازمان ملل متحد
central treaty organization U پاکستان وترکیه که ایالات متحده امریکانیز در ان نظارت دارد و درمانورهایش شرکت میکند .این سازمان به سال 9591تاسیس یافته و دو سازمان دفاعی دیگر غرب یعنی Natoو Seato را به هم متصل میکند
economic and social council U شورای اقتصادی و اجتماعی یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل متحد که وفیفه اش انجام امور اقتصادی واجتماعی و فرهنگی و تربیتی مربوط به سازمان ملل
international labour organization U سازمان بین المللی کار سازمانی که در جوار جامعه ملل تاسیس شد و در سال 6491 به سازمان ملل پیوست و هدف ان بهبودبخشیدن به شرایط کار ازجنبه ها مختلف و حمایت ازکارگران و منافع ایشان میباشد
stables U گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stable U گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
apparatus [machinery] U سازمان [سازمان اداری ]
structures U سازمان سازمان دادن
structure U سازمان سازمان دادن
structuring U سازمان سازمان دادن
command management system U سیستم مدیریت فرماندهی سیستم مدیریت یکان
directorship U مدیریت
administration U مدیریت
directorates U مدیریت
directorate U مدیریت
administrations U مدیریت
directorships U مدیریت
matronage U مدیریت
generalship U مدیریت
leadership U مدیریت
stage direction U مدیریت
managements U مدیریت
superintendence U مدیریت
conductorship U مدیریت
managership U مدیریت
administratorship U مدیریت
menage U مدیریت
management U مدیریت
run the show U مدیریت کردن
record management U مدیریت مدارک
record management U مدیریت رکوردها
managerial economics U اقتصاد مدیریت
superintendence U ریاست مدیریت
scientific management U مدیریت علمی
directorates U مقام مدیریت
management graphics U مدیریت گرافیک
resource management U مدیریت منبع
directorate U مقام مدیریت
management report U گزارش مدیریت
management science U علم مدیریت
concurrency management U مدیریت همزمانی
personnel management U مدیریت استخدام
task management U مدیریت کار
materiel cognizance U مدیریت کالاها
task management U مدیریت وفیفه
ownership and management U مالکیت و مدیریت
materiel management U مدیریت اقلام
materiel management U مدیریت اماد
operational management U مدیریت عملیاتی
career management U مدیریت مشاغل
materials management U مدیریت مواد
configuration management U مدیریت پیکربندی
personnel management U مدیریت پرسنلی
pyramiding U مدیریت واحد
production management U مدیریت تولید
postal directory U مدیریت پست
demand management U مدیریت تقاضا
superintendency U ریاست مدیریت
management system U سیستم مدیریت
supply management U مدیریت عرضه
system mangement U مدیریت سیستم
data management U مدیریت داده ها
monopoly management U مدیریت انحصاری
trust U مدیریت امانی
job management U مدیریت برنامه
facilities management U مدیریت امکانات
file management U مدیریت پرونده ها
inventory management U مدیریت موجودی
file management U مدیریت پرونده
file management U مدیریت فایل
interlocking directorate U مدیریت واحد
foremanship U مدیریت سرکارگری
financial management U مدیریت مالی
trusted U مدیریت امانی
trusts U مدیریت امانی
industrial management U مدیریت صنعتی
memory management U مدیریت حافظه
maladministration U سوء مدیریت
management expenses U مخارج مدیریت
setup <idiom> U مدیریت داشتن
educational administration U مدیریت اموزشی
department U سازمان
organizations U سازمان
systems U سازمان
organisms U سازمان
organism U سازمان
activity U سازمان
system U سازمان
structures U سازمان
organisations U سازمان
structuring U سازمان
institution U سازمان
organization U سازمان
structure U سازمان
machinery U سازمان
inst U سازمان
activities U سازمان
departments U سازمان
project management system U سیستم مدیریت پروژه
server U ول مدیریت صف چاپ و چاپگرهاست
information management system U سیستم مدیریت اطلاعات
lower level management U مدیریت سطح پایین
input/output U مدیریت و کنترل میکند
institute of materials management U موسسه مدیریت مواد
project management program U برنامه مدیریت پروژه
intendancy U مدیریت حوزه مباشرت
information resource management U مدیریت منبع اطلاعات
letters of administration U سند مدیریت ترکه
dm U مدیریت داده هاanagement
database management U مدیریت پایگاه داده ها
data processing management U مدیریت پردازش داده
data management system U سیستم مدیریت داده ها
data management programs U برنامههای مدیریت داده ها
data base management U مدیریت پایگاه داده
data base management U مدیریت پایگاه داده ها
file management program U برنامه مدیریت فایل
item manager U مدیریت اقلام تدارکاتی
memory management program U برنامه مدیریت حافظه
middle level management U مدیریت سطح متوسط
materiel cognizance U مدیریت تشخیص کالا
management information system U سیستم مدیریت اطلاعات
framework U مدیریت پایگاه داده
flows U مدیریت جریان داده
top level management U مدیریت سطح بالا
flowed U مدیریت جریان داده
spatial data management U مدیریت داده فضایی
flow U مدیریت جریان داده
wildlife management U مدیریت حیات وحش
frameworks U مدیریت پایگاه داده
conveyancing U مدیریت از روی مهارت
organizing U سازمان دادن
labor service U سازمان کار
labor organization U سازمان کارگری
unit structure U سازمان یکان
organized U سازمان یافته
file organization U سازمان پرونده
file organization U سازمان فایل
physique U سازمان بدن
organizes U سازمان دادن
economic organization U سازمان اقتصادی
data organization U سازمان داده ها
charity organization U سازمان خیریه
visual organization U سازمان دیداری
organises U سازمان دادن
United Nations U سازمان ملل
nonprofit organization U سازمان غیرانتفاعی
board of inspection and survey U سازمان بازرسی
organising U سازمان دادن
organize U سازمان دادن
organizational U مربوط به سازمان
organization chart U لوحه سازمان
counterintelligence U سازمان ضد جاسوسی
task organization U سازمان رزمی
systems U مجموعه سازمان
planning organization U سازمان برنامه
sensory organization U سازمان حسی
system U مجموعه سازمان
reorganization U تجدید سازمان
organizations U سازمان بندی
foundation U سازمان خیریه
organisations U سازمان بندی
physiques U سازمان بدن
tailor U سازمان دادن
force structure U سازمان یکانها
table of organization U جدول سازمان
organization U سازمان بندی
clandestine U سازمان پنهانی
tailors U سازمان دادن
social organization U سازمان اجتماعی
career management U مدیریت تهیه تخصصهای نظامی
database management program U برنامه مدیریت پایگاه داده ها
IAB U مهندسی و مدیریت اینترنت است
managements U مدیریت وریاست حسن تدبیر
memory management U مدیریت حافظه [علوم کامپیوتر]
database management system U سیستم مدیریت پایگاه داده سیستم مدیریت پایگاه داده ها
data processing management association U انجمن مدیریت پردازش داده
data base management system U سیستم مدیریت پایگاه داده ها
computer aided factory management U مدیریت کارخانه با استفاده ازکامپیوتر
personal information manager U برنامه مدیریت اطلاعات شخصی
pim U برنامه مدیریت اطلاعات شخصی
Internet U مهندسی و مدیریت اینترنت است
CMIS U سیستم مدیریت شبکه قدرتمند
relational database management U مدیریت پایگاه دادههای رابطهای
management U مدیریت وریاست حسن تدبیر
restructure U تجدید سازمان کردن
reorganize U تجدید سازمان کردن
reorganizing U تجدید سازمان کردن
reorganizes U دوباره سازمان دادن
reorganizing U دوباره سازمان دادن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com