English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
They have had their differences for a long time . U مدنتهااست با هم اختلاف دارند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
concentration cell corrosion U نوعی برخورد که در ان اختلاف پتانسیل الکترودها دراثر اختلاف غلظت یونهاالکترولیت میباشد
azimuth deviation U اختلاف گرای نجومی اختلاف سمت هواپیما
cross examination U به طور کلی در CL کلیه شهود وکارشناسان و مامورین کشف جرم در موقع محاکمه بایدعلنا" و حضورا" اطلاعات خودرا بیان دارند و دادستان ووکیل متهم حق سوال کردن از ایشان را دارند
free air anomaly U اختلاف نیروی جاذبه زمین اختلاف جاذبه ازاد
difference in northing U اختلاف عرض جغرافیایی اختلاف عرض
within living memory U به یاد دارند
they are individ different U تک تک با هم فرق دارند
it is g. believed that... U عموماعقیده دارند که ....
Walls are ears. <proverb> U دیوارها گوش دارند .
conifer U که میوه مخروطی دارند
they differ in kind U جنساباهم فرق دارند
diclinous U درختانی که نر وماده دارند
they itch for a fight U کرم جنگیدن دارند
conifers U که میوه مخروطی دارند
they differ materially U تفاوت کلی با هم دارند
they are at war with japan U باژاپن جنگ دارند
minimus U از چندتن که یک نام دارند
to be of the mind that ... U این عقیده [نظر] را دارند که ...
basilica U کلیساهایی که سالن دراز دارند
The courts have unlimited jurisdiction. U دادگاهها اخنیارات نامحدود دارند
My hair is falling out. U موهای سرم دارند میریزند.
active material U موادی که خاصیت تجزیه دارند
Iranians have a gift of tongues. U ایرانیها استعداد زبان دارند
The days are getting shorter now . U روزها دارند کوتاه می شوند
the run of the hills is east U تپه ها سوی خاورامتداد دارند
They all acknowledge him master . U همه او را به استادی قبول دارند
to yet had it U طرف مثبت اکثریت را دارند
The apples are bruised . U سیبها لک زده ( لکه دارند )
they are t of their doctrines U اصول خودرامحکم نگاه می دارند
ledger bait U که دریک جا روی نگاه دارند
basilicas U کلیساهایی که سالن دراز دارند
disputes U اختلاف
disparities U اختلاف
disparity U اختلاف
variance U اختلاف
disagreement U اختلاف
discord U اختلاف
divarication U اختلاف
versatility U اختلاف
settlement of disputes U حل اختلاف
disputed U اختلاف
dispute U اختلاف
disputing U اختلاف
mean square deviation U اختلاف
misalignment U اختلاف
schism U اختلاف
schisms U اختلاف
diversions U اختلاف
diversion U اختلاف
disagreements U اختلاف
defferential U اختلاف
quarrelled U اختلاف
compromis U حل اختلاف
stour U اختلاف
quarreling U اختلاف
differences U اختلاف
quarreled U اختلاف
difference U اختلاف
quarrel U اختلاف
divided <adj.> U در اختلاف
variation U اختلاف
discrepancy U اختلاف
quarrelling U اختلاف
schismatism U اختلاف
variations U اختلاف
quarrels U اختلاف
these two view are polesapart U این نظریه یک دنیاباهم فرق دارند
They are famed for their courage. U بخاطر شجاعت وجسارتشان شهرت دارند
red legs U نام چندجورپرنده که پاهای قرمز دارند
open court U دادگاهی که همه مردم حق مراجعه به ان را دارند
enfilade U [یک رشته اتاق که رو به روی هم قرار دارند.]
diurnal U مربوط به روز جانورانی که درروزفعالیت دارند
You name it , they have it in thes department store. U هر چه تو بگویی دراین فروشگاه می فروشند ( دارند )
boxed U موضوعاتی که همه در یک جعبه قرار دارند
judicial settlement U حل اختلاف قضایی
wage differentials U اختلاف در دستمزد
diversity of opinions U اختلاف ارا
cross U اختلاف مرافعه
vertical interval U اختلاف ارتفاع
inventory discrepancy U اختلاف دفتردارایی
crosses U اختلاف مرافعه
crossest U اختلاف مرافعه
crosser U اختلاف مرافعه
shading U اختلاف جزئی
variegation U اختلاف رنگ
inventory discrepancy U اختلاف موجودی
divergence of opinions U اختلاف نظر
difference of opinions U اختلاف نظر
reconcilement U رفع اختلاف
product differentiation U اختلاف محصول
difference in easting U اختلاف طول
parallax U اختلاف منظر
deflection correction U اختلاف انحراف
potential difference U اختلاف پتانسیل
phase displacement U اختلاف فاز
class distinctions U اختلاف طبقاتی
phase shift U اختلاف فاز
parallaxe U اختلاف منظر
parallax distortion U اختلاف منظر
scissor U پراکندگی اختلاف
angular displacement U اختلاف زاویهای
difference of potential U اختلاف پتانسیل
heteromorphism U اختلاف شکل
hetermorphism U اختلاف شکل
magnetic variation U اختلاف مغناطیسی
frequency drift U اختلاف فرکانس
phase difference U اختلاف فاز
efficiency variance U اختلاف بازدهی
diversity of citizenship U اختلاف تابعیت
divarication U اختلاف عقیده
settlement of a dispute U رفع اختلاف
disagreement U اختلاف ناسازگاری
disagreements U اختلاف ناسازگاری
division U اختلاف تفرقه
divisions U اختلاف تفرقه
dissidence U اختلاف رای
parallactic U اختلاف منظری
difference U اختلاف دو چیز
deviations U اختلاف سمت
friction U مالش اختلاف
deviation U اختلاف سمت
dissension U اختلاف شقاق
frictions U مالش اختلاف
dissension U اختلاف عقیده
disputing U اختلاف نظر
disputes U اختلاف نظر
disputed U اختلاف نظر
dispute U اختلاف نظر
differences U اختلاف دو چیز
suite U مجموعهای از برنامه ها که ارتباط بسیار نزدیک با هم دارند
They are poles apart. U یک دنیا باهم فرق دارند ( بسیار متفاوتند )
utopian socialism U شارل فوریه و لوئی بلان قرار دارند
flat U فضایی در حافظه که هر محل آن آدرس یکتا دارند.
chains U چاپگری که حروف آن به ترتیب پشت سر هم قرار دارند
chain U چاپگری که حروف آن به ترتیب پشت سر هم قرار دارند
roundups U سواران و اسبهایی که در این گردآوری شرکت دارند
roundup U سواران و اسبهایی که در این گردآوری شرکت دارند
humidor U صندوق سیگار که هوای انرامرطوب نگاه دارند
histories U یا سایتهایی در اینترنت که مراجعه شده را نگه می دارند
history U یا سایتهایی در اینترنت که مراجعه شده را نگه می دارند
planar U اشیا یا تصاویر گرافیکی که در یک نقشه قرار دارند
civil nuclear powers U کشورهایی که توانایی استفاده از سلاح اتمی را دارند
flattest U فضایی در حافظه که هر محل آن آدرس یکتا دارند.
suites U مجموعهای از برنامه ها که ارتباط بسیار نزدیک با هم دارند
contested area U منطقه موضوع اختلاف
angle of parallax U زاویه اختلاف دید
sea slike U اختلاف رنگ سطح اب
constant potential U اختلاف پتانسیل ثابت
contact potential difference U اختلاف پتانسیل مجاورتی
schism U اختلاف وتفرقه درکلیسا
phase difference U اختلاف مراحل عملیات
shade of meaning U اختلاف جزئی در معنی
split the difference <idiom> U واریز اختلاف پول
color difference signal U پیام اختلاف رنگ
schismatism U اختلاف وتفرقه درکلیسا
thermal resolution U حداقل اختلاف حرارت
schisms U اختلاف وتفرقه درکلیسا
dissents U اختلاف عقیده داشتن
differences of opinion U اختلاف عقیده [نظر]
disgreement U عدم موافقت اختلاف
parallax-free <adj.> U بدون اختلاف منظر
parallax-free <adj.> U بدون اختلاف در رویت
electric potential difference U اختلاف پتانسیل الکتریکی
A fundamental (slight) difference. U اختلاف اساسی ( جزئی )
magnetic potential difference U اختلاف پتانسیل مغناطیسی
diurnal U اختلاف سطح 42 ساعته اب
ionization potential U اختلاف پتانسیل یونش
dissent U اختلاف عقیده داشتن
trade gap U اختلاف داد و ستد
inequality U عدم تساوی اختلاف
inequalities U عدم تساوی اختلاف
dissented U اختلاف عقیده داشتن
to instigate disturbances U تحریک اختلاف کردن
threshold voltage U اختلاف سطح استانهای
difference in easting U اختلاف طول جغرافیایی
to disagree [or be in disagreement] [on something/about something] U بر سر چیزی اختلاف داشتن
parallax U اختلاف منظر انطباق
pin compatible U تراشه هایی که عملکردمشابهی دارند و می توانندبجای هم قرار گیرند
design load U حداکثر بار یا نیرویی که اجزاء سازهای توانایی ان را دارند
democratic network U شبکه همان که همه ایستگاهای آن حق تقدم یکسان دارند
cyberspace U دنیایی که در آن کامپیوتر ها و افراد از طیق اینترنت ارتباط دارند
casings U جعبه پوشش که کامپیوتر و سایر اجزا در آن قرار دارند
casing U جعبه پوشش که کامپیوتر و سایر اجزا در آن قرار دارند
balun U مبدلی که دو مداری را که امیدانس مختلف دارند معادل میکند
merges U ترکیب دو فایل داده که هنوز ترتیب خود را دارند
bulk petroleum U سوخت قوال مخازنی که بیش از 55 گالن فرفیت دارند
flock U [الیاف ریز و خرد شده که قابلیت ریسندگی دارند.]
Gun laws need to be revisited. U قوانین تفنگ نیاز به بازبینی [تجدید نظر] دارند.
merge U ترکیب دو فایل داده که هنوز ترتیب خود را دارند
All members are entitled to use the swimming pool. U همه اعضاء حق دارند از استخر شنا استفاده نمایند
1 and 2 are poles apart. <idiom> U ۱ و ۲ یک دنیا باهم فرق دارند [بسیار متفاوت هستند] .
He was engrossed in conversation . U فوتبالیستها دارند قبل از بازی خودرا گرم می کنند
string board U تیر یا تختهای که پلههای سنگین بدان تکیه دارند
tree U سیستم داده که هرداده یا گره آن فقط دو انشعاب دارند
Do the trains connect? U [خط] قطارها به هم اتصال دارند؟ [برای عوض کردن قطار]
shade U اختلاف جزئی سایه رنگ
distinguish U بیان اختلاف بین دو موضوع
distinguishes U بیان اختلاف بین دو موضوع
gap U اختلاف زیاد شکافدار کردن
gaps U اختلاف زیاد شکافدار کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com