English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 126 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
hierarchical model U مدل سلسله مراتبی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
hierarchies U ساختار دادهای سلسله مراتبی
hierarchy U ساختار دادهای سلسله مراتبی
algebraic hierarchy parenthese U پرانتزهای سلسله مراتبی جبری
hdbms U DataBase Hierarchicalسیستم مدیریت پایگاه داده سلسله مراتبی Systems anagement
hierachical file system U سیستم فایل سلسله مراتبی
hierachical structure U ساختار سلسله مراتبی
hierarchical data base management system U سیستم مدیریت پایگاه داده سلسله مراتبی
hierarchical network U شبکه سلسله مراتبی
onion skin language U زبان عملیات پایگاه داده ها که میتواند ساختار داده سلسله مراتبی را پردازش کند
Other Matches
chain U سلسله سلسله مراتب
chains U سلسله سلسله مراتب
ghaut U سلسله سلسله کوه
command channels U سلسله مراتب فرماندهی سلسله مراتب
chain U سلسله
runs U سلسله
run U سلسله
gradations U سلسله
gradation U سلسله
systems U سلسله
dynasties U سلسله
range U سلسله
ranged U سلسله
ranges U سلسله
chains U سلسله
kingdom U سلسله
catena U سلسله
strips U سر سلسله
dynasty U سلسله
nexus U سلسله
system U سلسله
genealogy U سلسله
trains U سلسله
genealogies U سلسله
train U سلسله
trained U سلسله
phylon U اجداد سلسله
pecking order U سلسله مراتب
phylum U اجداد سلسله
protomartyr U سر سلسله شهدا
nervous systems U سلسله عصب
nervous system U سلسله عصب
pulse train U سلسله تپش ها
coneatenation U تسلسل سلسله
ranks U سلسله مقام
ranked U سلسله مقام
ommiades U سلسله امیه
ommiad U سلسله امیه
hierarchy U سلسله مراتب
ghat U سلسله کوه
ghat U رشته سلسله
hierachy U سلسله مراتب
hierarchies U سلسله مراتب
chain of command U سلسله مراتب
rank U سلسله مقام
chains U سلسله کوه
ranged U سلسله ردیف
systems U سلسله رشته
system U سلسله رشته
channels U سلسله مراتب
channelled U سلسله مراتب
channeling U سلسله مراتب
channeled U سلسله مراتب
channel U سلسله مراتب
sequences U سلسله مراتب
range U سلسله ردیف
ranges U سلسله ردیف
the vascular system U سلسله اوندهاومجراها
series U سلسله ردیف
chain U سلسله کوه
train U رشته سلسله
trained U رشته سلسله
sequence U سلسله مراتب
unit system U سلسله احاد
mountain ranges U سلسله جبال
trains U رشته سلسله
string U ردیف سلسله
memory hierarchy U سلسله مراتب حافظه
flight U یک رشته پلکان سلسله
response hierarchy U سلسله مراتب پاسخ
occupational hierarchy U سلسله مراتب شغلی
thearchy U سلسله مراتب خدایان
military channel U سلسله مراتب نظامی
request mast U از طریق سلسله مراتب
hierarchy of needs U سلسله مراتب نیازها
hierarchism U اصول سلسله مراتب
control hierarchy U سلسله مراتب کنترل
achamenidae U سلسله هخامنشی هخامنشیان
neural U وابسته به سلسله اعصاب
chain of command U سلسله مراتب فرماندهی
heavenly hierarchy U سلسله مراتب فرشتگان
cryptochannel U سلسله مراتب رمز
data hierarchy U سلسله مراتب داده ها
the nervous system U سلسله پیهای نباتی
campaigning U سلسله عملیات کوره بلند
request mast U گزارش از طریق سلسله مراتب
campaigned U سلسله عملیات کوره بلند
campaign U سلسله عملیات کوره بلند
sympathetics U سلسله پیهای نباتی باشد
ohm U واحد مقاومت برق در سلسله .S.K.
echelon U ستون طبقه سلسله مراتب
campaigns U سلسله عملیات کوره بلند
echelons U ستون طبقه سلسله مراتب
argumentum U یک سلسله دلایل قابل قبول
dynast U عضو سلسله پادشاهان سرسلسله
novus actus intervenieus U قطع سلسله علیت در خسارات
dynastical U وابسته بیک سلسله پادشاهان
ohms U واحد مقاومت برق در سلسله .S.K.
hierarchic U وابسته به سلسله مراتب وریاست
habit family hierarchy U سلسله مراتب عادتهای هم خانواده
pecking order U سلسله مراتب دانه چینی
trains U سلسله وقایع توالی حیله جنگی
exempted station U یکان استثنایی از نظر سلسله مراتب
trained U سلسله وقایع توالی حیله جنگی
train U سلسله وقایع توالی حیله جنگی
underplot U یک سلسله حوادث تبعی و عرفی نمایش توط ئه
aborts U متوقف کردن یک سلسله عملیات در حال اجراء
semiosis U یک سلسله فعل وانفعالات مشخص جانور علامت
aborting U متوقف کردن یک سلسله عملیات در حال اجراء
aborted U متوقف کردن یک سلسله عملیات در حال اجراء
abort U متوقف کردن یک سلسله عملیات در حال اجراء
hierarchy U گروه فرشتگان نه گانه سلسله سران روحانی وشیوخ
hierarchies U گروه فرشتگان نه گانه سلسله سران روحانی وشیوخ
fiscal station U قسمت اداری یا مالی که در یک سلسله به ترتیب شماره قرارگرفته باشد
rank and file U صفوف مختلف نظامی سلسله مراتب نظامی
Tahmasb U شاه تهماسب [پسر شاه اسماعیل موسس سلسله صفوی خدمات زیادی برای حفظ و اعتلا هنر فرشبافی ایران به جای گذاشت.]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com