Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (26 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
cross loading
U
مخلوط کردن بارها
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
admix
U
مخلوط شدن بهم پیوستن مخلوط کردن امیختن
cross loading
U
سر شکن کردن بارها
terminal
U
محل پیاده وسوار کردن بارها
terminals
U
محل پیاده وسوار کردن بارها
strap
U
باند پیچی یا تسمه کشی کردن بارها
straps
U
باند پیچی یا تسمه کشی کردن بارها
auto rich
U
مخلوط غلیظ سوخت و هوا که نسبت ان توسط کنترل کننده مخلوط اتوماتیک درکاربوراتور ثابت نگهداشته میشود
mingled
U
مخلوط کردن
mingling
U
مخلوط کردن
puddles
U
مخلوط کردن
meddled
U
مخلوط کردن
meddle
U
مخلوط کردن
mell
U
مخلوط کردن
melt
U
مخلوط کردن
mingle
U
مخلوط کردن
mingles
U
مخلوط کردن
commix
U
مخلوط کردن
interlard
U
مخلوط کردن
blends
U
مخلوط کردن
intermingled
U
با هم مخلوط کردن
intermingle
U
با هم مخلوط کردن
intermingles
U
با هم مخلوط کردن
blend
U
مخلوط کردن
puddle
U
مخلوط کردن
intermeddle
U
مخلوط کردن
intermingling
U
با هم مخلوط کردن
syncrasy
U
مخلوط کردن
mixing
U
مخلوط کردن
admix
U
مخلوط کردن
confect
U
مخلوط کردن
hash
U
مخلوط کردن
melts
U
مخلوط کردن
meddles
U
مخلوط کردن
regularly
[often]
<adv.>
U
بارها
freuqently
U
بارها
many a time
U
بارها
a lot of times
<adv.>
U
بارها
oftentimes
U
بارها
on any number of occasions
<adv.>
U
بارها
oft
[archaic, literary]
<adv.>
U
بارها
many times
<adv.>
U
بارها
frequently
U
بارها
oft
U
بارها
often
U
بارها
frequently
<adv.>
U
بارها
often
<adv.>
U
بارها
shuffles
U
بهم مخلوط کردن
mix
U
مخلوط کردن ترکیب
tempers
U
مخلوط کردن مزاج
burden
U
مخلوط کردن بار
agitation
U
مخلوط کردن اشفتگی
shuffled
U
بهم مخلوط کردن
shuffle
U
بهم مخلوط کردن
mix
U
امیختن مخلوط کردن
brandies
U
با کنیاک مخلوط کردن
tempered
U
مخلوط کردن مزاج
mixes
U
مخلوط کردن ترکیب
brandy
U
با کنیاک مخلوط کردن
turn the mortar
U
مخلوط کردن ملات
commingle
U
بهم مخلوط کردن
souse
U
با ترشی مخلوط کردن
shuffling
U
بهم مخلوط کردن
burdens
U
مخلوط کردن بار
mixes
U
امیختن مخلوط کردن
temper
U
مخلوط کردن مزاج
ethylate
U
بااتیل مخلوط کردن
intermix
U
در هم امیختن با هم مخلوط کردن
etherize
U
بااتر مخلوط کردن
load manifest
U
لیست بارها
blender
U
ماشین مخصوص مخلوط کردن
blenders
U
ماشین مخصوص مخلوط کردن
admix
U
مخلوط شدن امیزش کردن
roil
U
مخلوط کردن سرگردان شدن
immingle
U
بهم امیختن مخلوط کردن
I have visited Europe time and again.
بارها اروپا را دیده ام.
repulsion of charges
U
نیروی دافعه بارها
gradate
U
درجه بندی کردن مخلوط کردن
truck mixing
U
مخلوط کردن بتن روی کامیون
platinize
U
با پلاتین و ترکیبات ان مخلوط کردن یا اندودن
sugar
U
ماده قندی با شکر مخلوط کردن
sugars
U
ماده قندی با شکر مخلوط کردن
manifests
U
فهرست بارها لیست وسایل
manifesting
U
فهرست بارها لیست وسایل
manifest
U
فهرست بارها لیست وسایل
manifested
U
فهرست بارها لیست وسایل
blundered
U
دست پاچه شدن وبهم مخلوط کردن
blunders
U
دست پاچه شدن وبهم مخلوط کردن
premix
U
قبل از مصرف مخلوط کردن پیش امیختن
blunder
U
دست پاچه شدن وبهم مخلوط کردن
blundering
U
دست پاچه شدن وبهم مخلوط کردن
dry ginger
U
نوشیدنیکف دارکه برای مخلوط کردن ویسکی باسایرنوشیدنیهااستفاده میشود
blends
U
مخلوط کردن رقیق کردن
blend
U
مخلوط کردن رقیق کردن
ming
U
ذکر کردن مخلوط کردن
footing
U
قسمتی از پی ساختمان که بارها رامستقیما" به خاک منتقل میکند
batches
U
اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
batch
U
اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
stowage plan
U
طرح بارگیری ناو یا هواپیمایا چیدن بارها در هواپیما یاناو
water injection
U
پاشیدن اب مقطر خالص به داخل سیلندر و موتورپیستونی به منظور سرد کردن مخلوط قابل انفجار و کاهش احتمال بدسوزی
station number
U
شماره پست مخابراتی شماره ترتیب محل بارها درداخل هواپیما
blends
U
مخلوط
compost
U
مخلوط
mixed
U
مخلوط
confused
U
مخلوط
admixture
U
مخلوط
admixtion
U
مخلوط
blenders
U
مخلوط کن
mixer
U
مخلوط کن
anti freeze mixture
U
مخلوط ضد یخ
macedoine
U
مخلوط
blend
U
مخلوط
mixtures
U
مخلوط
hash
U
مخلوط
composite
U
مخلوط
blent
U
مخلوط شد
mixers
U
مخلوط کن
blender
U
مخلوط کن
mixture
U
مخلوط
blending
U
مخلوط
solid solution
U
کریستال مخلوط
heterogeneous mixture
U
مخلوط ناهمگن
azeotropic mixture
U
مخلوط ازئوتروپ
immiscible
U
مخلوط نشدنی
intercarrier beat
U
زنه مخلوط
intercarrier buzz
U
وزوز مخلوط
homogeneous mixture
U
مخلوط همگن
mixed glue
U
چسب مخلوط
laudanum
U
مخلوط افیون
melange
U
مخلوط امیختگی
hot mixer
U
مخلوط کننده
concrete mix
U
مخلوط بتن
rich mix
U
مخلوط پر مایه
gas mixture
U
مخلوط گاز
pug mill
U
اسیای گل مخلوط کن
cryogen
U
مخلوط سرمازا
ternary mixture
U
مخلوط سه تایی
crab cocktail
U
مخلوط خرچنگ
terpenoid
U
مخلوط باترپن
azeotropic mixture
U
مخلوط همجوش
proportioner
U
مخلوط کن شیمیایی
powder mixer
U
گرد مخلوط کن
duplex pressure proportioner
U
مخلوط کن دو فشاری
unadulterated
U
مخلوط نشده
mixed semiconductor
U
نیمرسانای مخلوط
blent
U
مخلوط کرد
lean mixture
U
مخلوط رقیق
mixer
U
مخلوط کننده
weak mixture
U
مخلوط ضعیف
mixing in place
U
امیختن در جا مخلوط در جا
mixture control
U
کنترل مخلوط
mixtures
U
بتن مخلوط کن
blends
U
مخلوط امیختگی
mixture
U
بتن مخلوط کن
staffed
U
مخلوط سیمان و گچ
batch mixer
U
مخلوط کن ضربهای
porridge
U
چیز مخلوط
unscourced wool
U
پشم مخلوط
mixes
U
امیزه مخلوط
mixed gas
U
گاز مخلوط
mixed crystal
U
کریستال مخلوط
staff
U
مخلوط سیمان و گچ
blend
U
مخلوط امیختگی
mixers
U
مخلوط کننده
mix
U
مخلوط ترکیبی
mix
U
امیزه مخلوط
mixes
U
مخلوط ترکیبی
miscible
U
مخلوط شدنی
staffs
U
مخلوط سیمان و گچ
jet mixer
U
مخلوط کننده با فشار اب
continous mixer
U
مخلوط کننده دائمی
batches
U
اندازه مخلوط بتن
rotary drum mixer
U
مخلوط کننده طبلکی
intercarrier sound system
U
کانال صوتی مخلوط
composite lightweight concrete
U
بتن سبک مخلوط
harsh
U
مخلوط بتن سفت
immiscibility
U
حالت مخلوط نشدنی
harsher
U
مخلوط بتن سفت
harshest
U
مخلوط بتن سفت
gas air mixture
U
مخلوط بنزین و هوا
hc mixture
U
مخلوط هیدروکلرید یا گازخفه کن
complexly
U
بطور پیچیده یا مخلوط
detrital cone
U
مخلوط افکنه واریزهای
fuel oil mixture
U
مخلوط روغن و سوخت
mixer stage
U
طبقه مخلوط کننده
dry blending
U
مخلوط سازی خشک
mishmash
U
مخلوط اش شله قلمکار
creoles
U
دارای نژاد مخلوط
creole
U
دارای نژاد مخلوط
modulator
U
لامپ مخلوط کننده
frequency mixer
U
مخلوط کننده یا میکسرفرکانس
mixture of tar and bitumen
U
مخلوط قطران و قیر
miscible
U
مخلوط شدنی امیزنده
mixing blade
U
قاشقک مخلوط کننده
mixer tube
U
لامپ مخلوط کننده
mixed crude oil
U
نفت خام مخلوط
unalloyed
U
غیر مخلوط خالص
olio
U
مخلوط چیزدرهم ریخته
batch
U
اندازه مخلوط بتن
organic silt
U
مخلوط بامواد الی
ready mixed paints
U
رنگهای مخلوط اماده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com