Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 61 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
tribunal
U
محکمه
tribunals
U
محکمه
forum
U
محکمه
forums
U
محکمه
assize
U
محکمه
court
U
محکمه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
court of a
U
محکمه استیناف
court of petty offences
U
محکمه خلاف
arret
U
حکم محکمه
court of first instance
U
محکمه بدایت
court of minor offence
U
محکمه خلاف
the court above
U
محکمه بالاتر
religious court
U
محکمه شرع
police court
U
محکمه خلاف
open court
U
محکمه عمومی
lower court
U
محکمه تالی
industrial tribunal
U
محکمه صناعی
criminal court
U
محکمه جنائی
forum
U
دادگاه محکمه
judgments
U
حکم محکمه
judgement
U
حکم محکمه
tribunals
U
دادگاه محکمه
judgements
U
حکم محکمه
tribunal
U
دادگاه محکمه
forums
U
دادگاه محکمه
bench
U
هیات قضات محکمه
dockets
U
دفتر اوقات محکمه
querela
U
دعوی مطروح در محکمه
docketing
U
دفتر اوقات محکمه
docketed
U
دفتر اوقات محکمه
benches
U
هیات قضات محکمه
probate court
U
محکمه امور حسبی
arraignment
U
احضار به محکمه تعقیب
docket
U
دفتر اوقات محکمه
venire faciac
U
حکم احضار به محکمه
court of appeal
U
محکمه استیناف دادگاه پژوهشی
lord chief justice
U
رئیس کل محکمه استیناف انگلستان
out of court settlement
U
توافق بدون محکمه
[حقوق]
right of begin
U
حق مدعی در اغازبیان ادعا در محکمه
disciplinary court
U
دادگاه انتظامی محکمه اداری
judicial writ
U
نامه رسمی صادره از محکمه
docked
U
جای محکوم یازندانی در محکمه
docks
U
جای محکوم یازندانی در محکمه
court of appeal
U
دادگاه عالی محکمه استیناف
dock
U
جای محکوم یازندانی در محکمه
courts of appeal
U
محکمه استیناف دادگاه پژوهشی
courts of appeal
U
دادگاه عالی محکمه استیناف
pre audience
U
ترتیب تقدم صحبت اصحاب دعوی در محکمه
consultary response
U
نظر محکمه حقوقی درباره یک دعوی خاص
special pleading
U
علم تهیه لوایح دفاعی و طرح ریزی دفاع در محکمه
rogatory
U
احاله رسیدگی به قضیه مطروحه به دادگاهی غیر از محکمه مطروح فیه
prohibition
U
حکم خودداری از اقدام قضایی که دادگاه عالی به محکمه تالی میدهد
briefer
U
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefed
U
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
brief
U
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefest
U
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
statute of fraud
U
قوانین ضد کلاهبرداری قوانینی که در سال 7761میلادی در زمان چارلزیازدهم در انگلستان به تصویب رسید و هدف اصلی ان جلوگیری از گواهی دروغ و پیمان شکنی و استفاده نامشروع از عدم حضور ذهن گواهان در محکمه بود
summings up
U
خلاصهای که قاضی محکمه پس از ختم دادرسی و پیش از شروع شور هیات منصفه از جریان دادرسی و ادله ابرازی برای هیات منصفه بیان میکند
summing up
U
خلاصهای که قاضی محکمه پس از ختم دادرسی و پیش از شروع شور هیات منصفه از جریان دادرسی و ادله ابرازی برای هیات منصفه بیان میکند
charges
U
عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
charge
U
عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com