Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
substitutional solid solution
U
محلول جامد جانشینی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
solid solution
U
محلول جامد
soild solution
U
محلول جامد
age hardening
U
سخت گردانی همبسته ها به وسیله تشکیل محلول جامد فوق اشباع و رسوب مقادیراضافی در اثر گذشت زمان
elasticity of factor substitution
U
کشش جانشینی عوامل مقیاسی از درجه قابلیت جانشینی بین عوامل تولید در هر فرایند تولیدی
successions
U
جانشینی
vicariousness
U
جانشینی
succession
U
جانشینی
substitution
U
جانشینی
locum tenecy
U
جانشینی
vicarious
U
جانشینی
replacement
U
جانشینی
replacements
U
جانشینی
subrogation
U
جانشینی
vicegerency
U
جانشینی
expromission
U
جانشینی بدهکار
displacement reaction
U
واکنش جانشینی
standby time
U
زمان جانشینی
subsittution effect
U
اثر جانشینی
complete substitution
U
جانشینی کالاها
standby equipment
U
تجهیزات جانشینی
elasticity of substitution
U
کشش جانشینی
partial substitution
U
جانشینی مصرف
substitution effect
U
اثر جانشینی
subsitute
U
جانشینی کالاها
paradigmatic axis
U
محور جانشینی
succession
U
ردیف جانشینی
substitutionary
U
تعویض جانشینی
successions
U
ردیف جانشینی
replacement capital
U
سرمایه جانشینی
substitution
U
تعویض جانشینی
substitute material
U
مواد جانشینی
potential substitution
U
جانشینی بالقوه
displacement titration
U
تیتر کردن جانشینی
aliases
U
نام جانشینی که به فایل
symptom substitution theory
U
نظریه جانشینی نشانه ها
alias
U
نام جانشینی که به فایل
who claims the succession ?
U
چه کسی ادعای جانشینی
vicarious conditioning
U
شرطی شدن جانشینی
import substitution policy
U
سیاست جانشینی واردات
replacement investment
U
سرمایه گذاری جانشینی
marginal rate of substitution
U
نرخ نهائی جانشینی
supersession
U
جانشینی لغو شدگی
partial substitution
U
جانشینی کامل برای دو کالا
trade off between inflation and
U
رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری
solution
U
محلول
solution
U
حل محلول
antifreezing solution
U
محلول ضد یخ
solvable
U
محلول
solutions
U
حل محلول
dilution
U
محلول
solutions
U
محلول
standards
U
اقلام قابل قبول برای جانشینی کالای نظامی
standard
U
اقلام قابل قبول برای جانشینی کالای نظامی
normal solution
U
محلول نرمال
ammonia water
U
محلول امونیاکی
emulsoid
U
محلول سریشمی
soap solution
U
محلول صابون
pseudosolution
U
شبه محلول
benedict's solution
U
محلول بندیکت
battery solution
U
محلول باتری
alkaline solution
U
محلول قلیایی
acid soluble
U
محلول در اسید
acid solution
U
محلول اسید
buffer
U
محلول تامپون
stock solution
U
محلول ذخیره
dissolved solids
U
مواد محلول
cutting solution
U
محلول برش
ammonia
U
محلول امونیاک
soluble
U
حل شدنی محلول
water glass
U
شیشه محلول
standard solution
U
محلول استاندارد
saline
U
محلول نمک
caustic solution
U
محلول سوزاور
buffer solution
U
محلول بافر
ideal solution
U
محلول ایده ال
solvate
U
ماده محلول
u
U
جانشینی برای حرف یونانی "mu" به معنای میکرو یاریز میباشد
massy
U
جامد
exanimate
U
جامد
heavyset
U
جامد
illiquid
U
جامد
robustly
U
جامد یا
solids
U
جامد
solid
U
جامد
robust
U
جامد یا
inorganic
U
جامد
rigid
U
جامد
medium curing
U
قیرهای محلول کندگیر
saturated solution
U
محلول سیر شده
ammonia
U
محلول یا بخار امونیاک
javelle water
U
محلول هیپوکلریت سدیم
metastable solution
U
محلول شبه پایدار
soda solution
U
محلول جوش شیرین
aromatic vinegar
U
محلول سرکه و کافور
rapid curing
U
قیرهای محلول زودگیر
wine of opium
U
محلول تریاک وشراب
solution heat treatment
U
عملیات حرارتی محلول
solate
U
بصورت محلول دراوردن
slow curing
U
قیرهای محلول دیرگیر
cut back bitumens
U
قیرهای محلول پس بریده
oleoresin
U
محلول رزین در روغن
blind score
U
امتیاز اضافی به تیمی که عضو ان غایب یا اخراج شده و جانشینی ندارد
monoatomic solid
U
جامد تک اتمی
thickened fuel
U
سوخت جامد
monohydrate
U
جامد تک ابه
solidification
U
تبدیل به جامد
paraffin wax
U
پارافین جامد
insensitive
U
جامد کساد
crystalin solid
U
جامد متبلور
concretion
U
جامد شدن
soild state
U
حالت جامد
solidifying
U
جامد کردن
solid propellant
U
سوخت جامد
solid fuel
U
سوخت جامد
solid state
U
حالت جامد
solidify
U
جامد کردن
insensitivity
U
جامد کساد
semisolid
U
نیمه جامد
solidly
U
بطور جامد
solidified
U
جامد کردن
discharge of solids
U
بده جامد
solidifies
U
جامد کردن
sediment discharge
U
بده جامد
salvolatile
U
محلول معطر اب امونیاک والکل
sirup
U
محلول غلیظ قندی دارویی
alkali proof
U
مقاومت محلول سوزش اور
syrup
U
محلول غلیظ قندی دارویی
ether extract
U
ماده الی محلول دراثر
syrups
U
محلول غلیظ قندی دارویی
supersaturated solution
U
محلول ابر سیر شده
cn solution
U
محلول گاز اشک اور
supersaturated solution
U
محلول فوق سیر شده
solute
U
جسم حل شده موجود در محلول
soild state electrode
U
الکترود حالت جامد
concretely
U
بطور محکم یا جامد
solidifying
U
جامد کردن یا شدن
solid state circuitry
U
مدارات حالت جامد
solid state cartridge
U
کارتریج حالت جامد
solid state component
U
مولفهء حالت جامد
solidify
U
جامد کردن یا شدن
solidifies
U
جامد کردن یا شدن
solids press down
U
اجسام جامد سوی
precipitate electrode
U
الکترود حالت جامد
adamant
U
جسم جامد و سخت
solid
U
ماده جامد سفت
solids
U
ماده جامد سفت
solid support
U
تکیه گاه جامد
gas solid chromatography
U
کروماتوگرافی گاز- جامد
solid state physics
U
فیزیک حالت جامد
exploded view
U
شرحی از یک ساختمان جامد
adamantly
U
جسم جامد و سخت
solidified
U
جامد کردن یا شدن
solid state diffusion
U
پخش حالت جامد
solid state device
U
دستگاه حالت جامد
suspensoid
U
محلول سریشمی دارای ذرات معلق
saponated
U
صابون زده دارای محلول صابونی
pickling
U
غوطه ور ساختن در محلول رقیق اسید
pigments
U
رنگ غیر محلول ماده رنگی
anodization
U
به وسیله عمل الکترولیز در محلول اسیدکرومیک
pigment
U
رنگ غیر محلول ماده رنگی
solid looking
U
دارای قیافه جامد وبیروح
harden
U
تبدیل به جسم جامد کردن
hardens
U
تبدیل به جسم جامد کردن
pentahedron
U
جسم جامد پنج وجهی
three-dimensional
U
و بنابراین به نظر جامد می آید
restrictor
U
لایهای از سوخت جامد فاقداکسیدان
solid-state laser
U
لیزر حالت جامد
[فیزیک]
fibrin
U
ماده پروتئینی رشته مانند وغیر محلول
chlorinated hydrocarbon
U
ماده حلال هیدروکلروکربن محلول هیدروژن و کلروکربن
stereography
U
فن نمایش اجسام جامد برسطح مستوی
wham
U
صدای بهم خوردن اجسام جامد
listerine
U
یکجور محلول که برای پلشت بری بکار میبرند
liquid crystal displays
U
صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
liquid crystal display
U
صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
phillips curve
U
شکلی غیرخطی بوده و در حقیقت نشان میدهد که یک رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری وجود دارد
coanda effect
U
گرایش سیال برای چسبیدن به سطح جامد
danc solution
U
نوعی محلول شیمیایی برای رفع الودگی عوامل تاول زا
to paynize wood
U
چوب را با محلول ویژه شیمیایی اندون برای اینکه زودنپوسد
hall effect
U
یچ الکترونیکی در حالت جامد که با میدن مغناطیسی کار میکند
cure time
U
زمان لازم برای جامد شدن کامل رزین
adsorption
U
انقباض گازها و مایعات روی سطوح سخت و جامد
lotion
U
محلول طبی مخصوص شستشویا ضدعفونی کردن صورت وغیره لوسیون
lotions
U
محلول طبی مخصوص شستشویا ضدعفونی کردن صورت وغیره لوسیون
terrier
U
نوعی موشک زمین به هوا باسوخت جامد و هدایت شونده
terriers
U
نوعی موشک زمین به هوا باسوخت جامد و هدایت شونده
aerosols
U
ترکیب کلوئیدی ذرات بسیارریز مایع یا جامد در گاز یک دست
aerosol
U
ترکیب کلوئیدی ذرات بسیارریز مایع یا جامد در گاز یک دست
amphetamine
U
مادهای بفرمول N31H9C که بصورت بخور یا محلول بعنوان مسکن استعمال میشود
amphetamines
U
مادهای بفرمول N31H9C که بصورت بخور یا محلول بعنوان مسکن استعمال میشود
LCD
U
Display Crystal Liquid صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
volumetric loading/density
U
خارج قسمت حجم کل سوخت موتور راکت جامد به کل بدنه یا پوسته
boost rocket
U
موتور راکت با سوخت جامد یامایع برای به حرکت دراوردن یک رسانگر
cartridges
U
محفظه پرتابل سوخت جامد یاسیستم خودسوزی برای پرتاب پرتابه
cartridge
U
محفظه پرتابل سوخت جامد یاسیستم خودسوزی برای پرتاب پرتابه
restricted propellant
U
سوخت جامد که تنها قسمتی از سطح ان در معرض احتراق قرار دارد
wire frame model
U
نمایش داده شده با خط وط و منحنی به جای مکانهای توپر یا داشتن فاهر جامد
regression rate
U
سرعت خطی سوختن دانههای سوخت جامد در امتداد عمودبر سطح در نقطه موردنظر
chemisorption
U
پیوند یک مایع یا یک گاز باسطح و یا داخل یک جسم جامد توسط پیوندها یانیروهای شیمیایی
calendaring
U
قرار دادن الیاف کتان یاپارچه در محلول داغ و غلیظ سود برای افزایش مقاومت وشفافیت ان
migration
U
حرکت در سطح مولکولی از یک جسم جامد به جسم جامددیگر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com