English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 162 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
soild solution U محلول جامد
solid solution U محلول جامد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
age hardening U سخت گردانی همبسته ها به وسیله تشکیل محلول جامد فوق اشباع و رسوب مقادیراضافی در اثر گذشت زمان
substitutional solid solution U محلول جامد جانشینی
Other Matches
solutions U حل محلول
solvable U محلول
solution U محلول
solution U حل محلول
solutions U محلول
dilution U محلول
antifreezing solution U محلول ضد یخ
acid soluble U محلول در اسید
ammonia water U محلول امونیاکی
acid solution U محلول اسید
normal solution U محلول نرمال
benedict's solution U محلول بندیکت
buffer solution U محلول بافر
caustic solution U محلول سوزاور
ideal solution U محلول ایده ال
battery solution U محلول باتری
cutting solution U محلول برش
dissolved solids U مواد محلول
buffer U محلول تامپون
emulsoid U محلول سریشمی
alkaline solution U محلول قلیایی
pseudosolution U شبه محلول
soap solution U محلول صابون
solvate U ماده محلول
ammonia U محلول امونیاک
soluble U حل شدنی محلول
standard solution U محلول استاندارد
saline U محلول نمک
stock solution U محلول ذخیره
water glass U شیشه محلول
heavyset U جامد
illiquid U جامد
solid U جامد
robustly U جامد یا
robust U جامد یا
inorganic U جامد
rigid U جامد
massy U جامد
solids U جامد
exanimate U جامد
solate U بصورت محلول دراوردن
aromatic vinegar U محلول سرکه و کافور
wine of opium U محلول تریاک وشراب
solution heat treatment U عملیات حرارتی محلول
medium curing U قیرهای محلول کندگیر
metastable solution U محلول شبه پایدار
javelle water U محلول هیپوکلریت سدیم
rapid curing U قیرهای محلول زودگیر
saturated solution U محلول سیر شده
slow curing U قیرهای محلول دیرگیر
oleoresin U محلول رزین در روغن
soda solution U محلول جوش شیرین
cut back bitumens U قیرهای محلول پس بریده
ammonia U محلول یا بخار امونیاک
solidifies U جامد کردن
solidification U تبدیل به جامد
discharge of solids U بده جامد
sediment discharge U بده جامد
solid state U حالت جامد
solidifying U جامد کردن
solid propellant U سوخت جامد
solidify U جامد کردن
monoatomic solid U جامد تک اتمی
monohydrate U جامد تک ابه
paraffin wax U پارافین جامد
soild state U حالت جامد
crystalin solid U جامد متبلور
concretion U جامد شدن
insensitivity U جامد کساد
thickened fuel U سوخت جامد
solidly U بطور جامد
semisolid U نیمه جامد
solid fuel U سوخت جامد
solidified U جامد کردن
insensitive U جامد کساد
sirup U محلول غلیظ قندی دارویی
supersaturated solution U محلول ابر سیر شده
supersaturated solution U محلول فوق سیر شده
alkali proof U مقاومت محلول سوزش اور
salvolatile U محلول معطر اب امونیاک والکل
cn solution U محلول گاز اشک اور
syrup U محلول غلیظ قندی دارویی
ether extract U ماده الی محلول دراثر
syrups U محلول غلیظ قندی دارویی
solute U جسم حل شده موجود در محلول
solids press down U اجسام جامد سوی
adamant U جسم جامد و سخت
exploded view U شرحی از یک ساختمان جامد
soild state electrode U الکترود حالت جامد
solid support U تکیه گاه جامد
solid state physics U فیزیک حالت جامد
solid state circuitry U مدارات حالت جامد
solid state cartridge U کارتریج حالت جامد
solid state device U دستگاه حالت جامد
solids U ماده جامد سفت
adamantly U جسم جامد و سخت
solid U ماده جامد سفت
solid state diffusion U پخش حالت جامد
solid state component U مولفهء حالت جامد
solidifying U جامد کردن یا شدن
solidify U جامد کردن یا شدن
solidifies U جامد کردن یا شدن
gas solid chromatography U کروماتوگرافی گاز- جامد
precipitate electrode U الکترود حالت جامد
solidified U جامد کردن یا شدن
concretely U بطور محکم یا جامد
pickling U غوطه ور ساختن در محلول رقیق اسید
pigment U رنگ غیر محلول ماده رنگی
saponated U صابون زده دارای محلول صابونی
suspensoid U محلول سریشمی دارای ذرات معلق
pigments U رنگ غیر محلول ماده رنگی
anodization U به وسیله عمل الکترولیز در محلول اسیدکرومیک
harden U تبدیل به جسم جامد کردن
hardens U تبدیل به جسم جامد کردن
three-dimensional U و بنابراین به نظر جامد می آید
solid-state laser U لیزر حالت جامد [فیزیک]
solid looking U دارای قیافه جامد وبیروح
pentahedron U جسم جامد پنج وجهی
restrictor U لایهای از سوخت جامد فاقداکسیدان
chlorinated hydrocarbon U ماده حلال هیدروکلروکربن محلول هیدروژن و کلروکربن
fibrin U ماده پروتئینی رشته مانند وغیر محلول
wham U صدای بهم خوردن اجسام جامد
stereography U فن نمایش اجسام جامد برسطح مستوی
liquid crystal displays U صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
listerine U یکجور محلول که برای پلشت بری بکار میبرند
liquid crystal display U صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
coanda effect U گرایش سیال برای چسبیدن به سطح جامد
danc solution U نوعی محلول شیمیایی برای رفع الودگی عوامل تاول زا
to paynize wood U چوب را با محلول ویژه شیمیایی اندون برای اینکه زودنپوسد
cure time U زمان لازم برای جامد شدن کامل رزین
hall effect U یچ الکترونیکی در حالت جامد که با میدن مغناطیسی کار میکند
adsorption U انقباض گازها و مایعات روی سطوح سخت و جامد
lotion U محلول طبی مخصوص شستشویا ضدعفونی کردن صورت وغیره لوسیون
lotions U محلول طبی مخصوص شستشویا ضدعفونی کردن صورت وغیره لوسیون
aerosols U ترکیب کلوئیدی ذرات بسیارریز مایع یا جامد در گاز یک دست
aerosol U ترکیب کلوئیدی ذرات بسیارریز مایع یا جامد در گاز یک دست
terrier U نوعی موشک زمین به هوا باسوخت جامد و هدایت شونده
terriers U نوعی موشک زمین به هوا باسوخت جامد و هدایت شونده
LCD U Display Crystal Liquid صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
amphetamines U مادهای بفرمول N31H9C که بصورت بخور یا محلول بعنوان مسکن استعمال میشود
amphetamine U مادهای بفرمول N31H9C که بصورت بخور یا محلول بعنوان مسکن استعمال میشود
volumetric loading/density U خارج قسمت حجم کل سوخت موتور راکت جامد به کل بدنه یا پوسته
boost rocket U موتور راکت با سوخت جامد یامایع برای به حرکت دراوردن یک رسانگر
restricted propellant U سوخت جامد که تنها قسمتی از سطح ان در معرض احتراق قرار دارد
cartridge U محفظه پرتابل سوخت جامد یاسیستم خودسوزی برای پرتاب پرتابه
cartridges U محفظه پرتابل سوخت جامد یاسیستم خودسوزی برای پرتاب پرتابه
wire frame model U نمایش داده شده با خط وط و منحنی به جای مکانهای توپر یا داشتن فاهر جامد
regression rate U سرعت خطی سوختن دانههای سوخت جامد در امتداد عمودبر سطح در نقطه موردنظر
chemisorption U پیوند یک مایع یا یک گاز باسطح و یا داخل یک جسم جامد توسط پیوندها یانیروهای شیمیایی
calendaring U قرار دادن الیاف کتان یاپارچه در محلول داغ و غلیظ سود برای افزایش مقاومت وشفافیت ان
migration U حرکت در سطح مولکولی از یک جسم جامد به جسم جامددیگر
fat soluble U قابل حل در چربی محلول در حلالهای چربی
slurry U تبدیل به محلول ابکی کردن ابکی
charges U جرم کل سوخت در راکتهای سوخت جامد
charge U جرم کل سوخت در راکتهای سوخت جامد
brinell hardness U سنجش سختی نسبی اجسام جامد یا صلب توسط اندازه گیری میزان فرورفتگی ناشی از فشردن گلوله 01 میلیتری سخت روی سطح فلز موردازمایش
phototransistor U نیمه هادی حالت جامد که باجذب نور حفره هایی در ان ایجاد میشود و این جریان توسط عمل ترانزیستور تاچندین برابر تشدید میشود
solvate U حل شدن محلول شدن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com