English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
unsaved U محفوظ نشده نجات نیافته
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
lifebuoys U کمربند یاحلقه نجات شناوری که برای نجات غریق بر روی اب شناور میباشد
lifebuoy U کمربند یاحلقه نجات شناوری که برای نجات غریق بر روی اب شناور میباشد
air sea rescue U عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
air-sea rescue U عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
underdeveloped U توسعه نیافته
unbred U پرورش نیافته
untaught U تعلیم نیافته
unmitigated U تخفیف نیافته
unpremediated U پیش بینی نشده الهام نشده غیر منتظره
unregenerate U دوباره حیات نیافته
underdeveloped nations U ملل توسعه نیافته
underdeveloped countries U کشورهای توسعه نیافته
underdeveloped area U منطقه توسعه نیافته
immature U رشد نیافته نابهنگام
unregenerated U دوباره حیات نیافته
unborn U هنوز زاده نشده هنوززاده نشده
unobligated U اعتبارتعهد نشده تعهدات پرداخت نشده
unresolved U تصمیم نگرفته حل نشده تصفیه نشده
uncommitted U غیر متعهد نشده تعهد نشده
undisciplined U تربیت نشده تادیب نشده بی انتظام
unpicked U نچیده گزین نشده انتخاب نشده
unbroke U رام نشده سوقان گیری نشده
unbaoked U سوار نشده رام نشده بی پشتیبان
capital stock U سهام انتشار نیافته شرکت تضامنی
unicef (= united nations international U یع کودکان کشورهای توسعه نیافته است
exoterical U خارجی جهری بدرون راه نیافته
underdeveloped U رشد کافی نیافته عقب افتاده
COMAL U زبان برنامه نویسی ساخت نیافته مشابه با BASIC
untried U امتحان نشده محاکمه نشده
undirected U رهبری نشده راهنمایی نشده
unredeemed U جبران نشده سبک نشده
inconsummate U تکمیل نشده انجام نشده
unsought U جستجو نشده کشف نشده
unset U جایگزین نشده جاانداخته نشده
uncharged U محسوب نشده رسمامتهم نشده
unasked U خواسته نشده پرسیده نشده
unsifted U الک نشده رسیدگی نشده
irredenta U انجام نشده جبران نشده
safe U محفوظ
safer U محفوظ
favoured U محفوظ
safest U محفوظ
secure U محفوظ
safes U محفوظ
secures U محفوظ
guarded U محفوظ
patents U محفوظ
patenting U محفوظ
patented U محفوظ
patent U محفوظ
immundity U محفوظ
enclosed fuse U فیوز محفوظ
invulnerable U محفوظ از خطر
lightproof U محفوظ از نور
secures U محفوظ داشتن
secure U محفوظ داشتن
foolproof U محفوظ ازخطاوشکست
reserved word U کلمه محفوظ
fireproof U محفوظ از اتش
protected mode U حالت محفوظ
safe from danger U محفوظ از خطر
airtight U محفوظ از هوا
assured U امن محفوظ
protected storage U انباره محفوظ
protected field U میدان محفوظ
securely U بطور محفوظ
conserved U از صدمه محفوظ داشتن
pots U در گلدان محفوظ داشتن
conserves U از صدمه محفوظ داشتن
conserving U از صدمه محفوظ داشتن
conserve U از صدمه محفوظ داشتن
potting U در گلدان محفوظ داشتن
pot U در گلدان محفوظ داشتن
enclosed arc lamp U لامپ قوسی محفوظ
unintended saving U پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
extend U استانداردهای گرافیک با resolution بالا توسعه نیافته توسط IBM که قادر به نمایش تا X پیکسل است
extending U استانداردهای گرافیک با resolution بالا توسعه نیافته توسط IBM که قادر به نمایش تا X پیکسل است
extends U استانداردهای گرافیک با resolution بالا توسعه نیافته توسط IBM که قادر به نمایش تا X پیکسل است
elate U بالا بردن محفوظ کردن
encapsulated postscript file U فایل محفوظ پست اسکریپت
jus postliminii U حق وی نسبت به ان اموال محفوظ است
it is copyright U حق چاپ و تقلید محفوظ است
weather proof U محفوظ از اثرهوا هوا نخور
to copyright U حق چاپ و تقلید را محفوظ کردن
copyright reserved U حق طبع یا چاپ محفوظ است
can you pronounce him safe U بگویید که اواز خطر محفوظ است
shellproof U محفوظ در برابر بمباران وگلوله باران
weathertight U محفوظ در برابر باد و باران عایق هوا
incomplete U انجام نشده پر نشده
havelock U روکلاهی سفیدی که پشت گردن را نیز از افتاب محفوظ میدارد
foolproof U ادم ساده لوح و رک و راست محفوظ از حماقت وکارهای احمقانه
all right reserved U هرگونه حقی محفوظ است اعم از چاپ یا تقلید یاترجمه
basic U دستور تغییر نیافته برنامه که پردازش میشود تا دستور اجرا شدنی بدست آید
basics U دستور تغییر نیافته برنامه که پردازش میشود تا دستور اجرا شدنی بدست آید
unintended investment U سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
rool crush U اثر تاخوردگی [فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
gobo U نوعی پرده پارچهای سیاه رنگ که در تلویزیون و سینمادوربین را از نور زائد محفوظ نگه میدارد
international finance corporation U شرکت مالی بین المللی شرکت تاسیس شده به وسیله بانک جهانی که هدفش تشویق و ترویج موسسات تولیدی بخش خصوصی درکشورهای توسعه نیافته است
international development association U مجمع بین المللی توسعه مجمعی است وابسته به بانک جهانی که به منظور کمک به کشورهای توسعه نیافته ایجاد شده است
safety U نجات
liberation U نجات
life vest U کت نجات
livery U نجات
liveries U نجات
salvation U نجات
life jacket U کت نجات
rescued U نجات
rescues U نجات
escape line U خط نجات
rescuing U نجات
rescue U نجات
survival suit U لباس نجات
rescue operation U عملیات نجات
deep submergence U زیردریایی نجات
life net U تور نجات
rescue basket U زنبیل نجات
salvation U سبب نجات
life boad U قایق نجات
survival pack U بسته نجات
breeches buoy U بویه نجات
life line U بند نجات
life line U طناب نجات
recover U نجات دادن
recovering U نجات دادن
recovers U نجات دادن
salvageable U قابل نجات
life float U قایق نجات
life raft U قایق نجات
salvable U نجات یافتنی
safety boat U قایق نجات
saviour U نجات دهنده
refugee relief U نجات پناهندگان
lifebelt U کمربند نجات
savior U نجات دهنده
life buoy U بویه نجات
life buoy U حلقه نجات
life belt U کمربند نجات
life vest جلیقه نجات
life boat U کرجی نجات
plane guard U ناو نجات
lifeguard submarine U زیردریایی نجات
liferaft U شناوه نجات
plane guard U ناوگارد نجات
parachut U چتر نجات
lifebelts U کمربند نجات
parachuting U چتر نجات
saviours U نجات دهنده
safety belt U کمربند نجات
safety belts U کمربند نجات
redeliver U از نو نجات دادن
crash boat U قایق نجات
resuscitation U نجات غریق
lifeguard U نجات غریق
lifeguards U نجات غریق
parachute U چتر نجات
life jacket U جلیقه نجات
parachuted U چتر نجات
parachutes U چتر نجات
lifesaving U نجات غریق
survive U نجات دادن
saves U نجات دروازه
stole U جلیقه نجات
lifeboat U قایق نجات
save U نجات دروازه
lifeboats U قایق نجات
saved U نجات دروازه
survived U نجات دادن
deliver U نجات دادن
fire escapes U نردبان نجات
surviving U نجات دادن
survives U نجات دادن
fire escape U نردبان نجات
survivors U نجات یافتگان
delivers U نجات دادن
point four U چهارمین ماده از مواد اصلی نطق افتتاحیه ترومن رئیس جمهور امریکادر ژانویه 9491 در کنگره که در ان پیشنهاد شده بود که ایالات متحده امریکا به وسیله تامین کمکها و مساعدتهای فنی در کشورهای توسعه نیافته جهان
helicopter rescue strop U کمربند نجات هلیکوپتر
soteriology U مبحث نجات رستگاری
lifeguard U گارد نجات دریایی
lifeguard U مامور نجات غریق
mae west U جلیقه نجات فشاری
lifesaving U نجات دهنده زندگی
lifesaving U وسیله نجات غریق
lifeguards U مامور نجات غریق
lifeguards U گارد نجات دریایی
search and rescue U عملیات تجسس و نجات
paradrop U بارریزی باچتر نجات
helicopter rescue net U تور نجات هلیکوپتر
fire and rescue U نجات و اطفای حریق
rescue and assistance U عملیات نجات و مددکاری
rescue chamber U اطاقک نجات زیردریایی
pararaft U وسایل نجات چتربازی
pararescue team U تیم تجسس و نجات
life belt U کمربند نجات غریق
life belt U لاستیک نجات غریق
salvages U از خطرنابودی نجات دادن
life buoy U حلقه نجات غریق
salvage U از خطرنابودی نجات دادن
life vest U لباس نجات غریق
salvaged U از خطرنابودی نجات دادن
lifesaver U نجات دهنده زندگانی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com