English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (18 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
relative impediment U محظور شرعی برای عروسی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
get round the law U با کلاه شرعی از اجرای قانون طفره رفتن کلاه شرعی سرچیزی گذاشتن
left handed marriage U عروسی با پست تر از خود عروسی با غیر هم کفو
wedding cake U کلوچهای که در عروسی به مهمانان میدهند و برای دوستانی ....میفرستند
wedding day U روز عروسی جشن سالیانه عروسی
obligations U محظور
obligation U محظور
embargo U مانع محظور
impediments U محظور اشکال
hitching U مانع محظور
hitch U مانع محظور
impediment U محظور اشکال
hitched U مانع محظور
hitches U مانع محظور
embargoes U مانع محظور
obligate U در محظور قرار دادن
obstacle U سد جلو راه محظور
canonical U شرعی
religious U شرعی
legal U شرعی
ordinace U دستور شرعی
repudiation U طلاق شرعی
juridical U قانونی شرعی
justifiability U جواز شرعی
prsbytery U دادگاه شرعی
lawful U مشروع شرعی
legal U شرعی قضایی
canonicity U جواز شرعی
canonicity U شرعی بودن
local apparent noon U فهر شرعی
sutra U حکم شرعی
established church U کلیسای قانونی و شرعی
adopting the opinion U تقلید در مسائل شرعی
judicial U شرعی وابسته بدادگاه
judiciary U شرعی وابسته بدادگاه
To give it an appearance ( a semblance ) of leagality . To ligitimize something . U کلاه شرعی سر چیزی گذاشتن
play a legal trick U کلاه شرعی سر چیزی گذاشتن
canonises U درزمره مقدسان شمردن شرعی کردن
canonised U درزمره مقدسان شمردن شرعی کردن
canonized U درزمره مقدسان شمردن شرعی کردن
Talmud U مجموعه قوانین شرعی وعرفی یهود
canonising U درزمره مقدسان شمردن شرعی کردن
canonize U درزمره مقدسان شمردن شرعی کردن
canonizing U درزمره مقدسان شمردن شرعی کردن
canonizes U درزمره مقدسان شمردن شرعی کردن
get round the law U با کلاه شرعی از اجرای قانون طفره رفتن
exegesis U تفسیرمتون مذهبی از لحاظ ادبی و فقهی و شرعی و قضایی
exegeses U تفسیرمتون مذهبی از لحاظ ادبی و فقهی و شرعی و قضایی
hymen U عروسی
hymens U عروسی
bridal U عروسی
nuptials U عروسی
spousal U عروسی
matrimony U عروسی
weddings U عروسی
wedding U عروسی
espousal U عروسی
nuptial U عروسی
marriage U عروسی
wedlock U عروسی
marriages U عروسی
get marriage U عروسی کردن
to chang one's condition U عروسی کردن
wedding U جشن عروسی
to get married U عروسی کردن
mismarriage U عروسی ناجور
weddings U جشن عروسی
to change ones condition U عروسی کردن
nuptial U نکاحی عروسی
matrimonial U وابسته به عروسی
wedding ring انگشتر عروسی
handfast U پیمان عروسی
nuptials U نکاحی عروسی
marriages U جشن عروسی
marriage U جشن عروسی
bridal U جشن عروسی
marries U عروسی کردن
nuptial ceremonies U ایین عروسی
hedge marriage U عروسی زیرجلی
wed U عروسی کردن با
proposal of marriage U پیشنهاد عروسی
the advantages of marriage U فوائد عروسی
marriage preparations U تدارکات عروسی
internuptial U وابسته به عروسی
the nuptial day U روز عروسی
digamy U عروسی دوباره
marry U عروسی کردن
marriageable U درخور عروسی
hymen U خدای عروسی ونکاح
married U عروسی کرده متاهل
spousal U زفاف وابسته به عروسی
anniversaries U جشن سالیانه عروسی
espouse U عروسی کردن نامزدکردن
antenuptial U مربوط به پیش از عروسی
espoused U عروسی کردن نامزدکردن
sham marriage U عروسی ساختگی یا دروغی
marriage lines U گواهی نامه عروسی
anniversary U جشن سالیانه عروسی
espouses U عروسی کردن نامزدکردن
espousing U عروسی کردن نامزدکردن
to come dressed in your wedding finery U با لباس عروسی آمدن
promise of marriage U قول یا پیمان عروسی
hymens U خدای عروسی ونکاح
to pop the question U پیشنهاد عروسی کردن
genial bed U رختخواب یافراش عروسی
remarried U دوباره عروسی کردن
remarries U دوباره عروسی کردن
postnuptial U وابسته به بعد از عروسی
trigmous U سه بار عروسی کرده
remarry U دوباره عروسی کردن
golden wedding U جشن پنجاهمین سال عروسی
golden weddings U جشن پنجاهمین سال عروسی
love match U عروسی ای که پایه اش عشق باشد و بس
diamond weddings U شصتمین یا هفتادوپنجمین سال عروسی
silver wedding U بیست وپنجمین سال عروسی
diamond wedding U شصتمین یا هفتادوپنجمین سال عروسی
deuterogamy U عروسی دوم باره تجدیدفراش
they were made one U یعنی باهم عروسی کردند
a wedding with all the trimmings [fixings] U یک عروسی با هر چیزی که باهاش می آید
consummating U انجام دادن عروسی کردن
wedding party U مجلس عروسی یا عقد کنان
We have a wedding ceremony comin off. U جشن عروسی در پیش داریم
d. wedding U جشن شصتمین سال عروسی
consummates U انجام دادن عروسی کردن
consummated U انجام دادن عروسی کردن
consummate U انجام دادن عروسی کردن
maritally U چنانکه وابسته بشوهر باشد از راه عروسی
handfast U دست نامزدی پیمان عروسی بستن با حلقه
hymeneal U سطح هاگدار ومیوه اور قارچ سرود عروسی
p sexual relations U امیزش جنسی بطورهرج مرج وبدون رعایت ائین عروسی
morganatic marriage U عروسی یکی از بزرگان بازنی که ازطبقات پست که باشوهرخودهم پایه نمیشود
kiosk U فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosks U فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
badminton U بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code U زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
plug compatible U دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
microsoft U بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
married under a contract unlimited perio U زن گرفتن شوهر کردن مزاوجت کردن عروسی کردن با
drive U چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drives U چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
strategies U طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategy U طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
infra red link U روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
IrDA U روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
recalls U برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
Ackerman's function U تابع بازگشتی برای بررسی توانایی کامپیوتر برای اجرای بازگشت
narratives U یادداشتها یا دستورات اضافی برای کمک به کاربر برای اجرای سیستم
narrative U یادداشتها یا دستورات اضافی برای کمک به کاربر برای اجرای سیستم
c U استفاده از کامپیوتر برای کمک به دانش آموزان برای یادگیری یک موضوع
recall U برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
recalled U برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
revenue tax U مالیاتی که برای افزایش درامد کشور است نه برای تاثیردربازرگانی
no show U مسافری که جا برای خودمحفوظ کرده ولی برای سفرحاضر نمیشود
teacloth U رومیزی برای میز چای دستمال برای خشکاندن فنجانها
teacloths U رومیزی برای میز چای دستمال برای خشکاندن فنجانها
bins U محلی برای کاغذهایی که باید آماده برای چاپ شوند
permanent U آنچه برای مدت طولانی یا برای همیشه باقی بماند
bin U محلی برای کاغذهایی که باید آماده برای چاپ شوند
iil U دستگاه کنترل برای برای تولیدات صنعتی و سیستمهای کامپیوتر
grammar U امکان نرم افزاری برای بررسی متن یا حرف برای صحت گزاری آن
redundancies U بررسی داده دریافتی برای کدهای افزوده صحیح برای تشخیص خطا
cold test U ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
grammars U امکان نرم افزاری برای بررسی متن یا حرف برای صحت گزاری آن
doubled U استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن
scratches U حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر
scratching U حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر
scratched U حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر
doubled up U استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن
liberal education U اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
double U استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن
cold thrust U ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
HTTP U دستوری که جستجوگر برای درخواست وب سرور اینترنت برای اطلاعات صفحه وب میدهد
feedback U اطلاعاتی از یک منبع که برای تغییر دادن چیزی یا تامین پیشنهادی برای آن میباشد
scratch U حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر
auto U توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
potatoes and point U سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
intubation U فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
opens U سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
open U سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
cats U استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود
opened U سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
autos U توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
cat U استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود
gather shot U ضربه برای نزدیک اوردن 2گوی برای کسب امتیازهای پی درپی باکارامبول
bread and point U سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
redundancy U بررسی داده دریافتی برای کدهای افزوده صحیح برای تشخیص خطا
personal U متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
FDDI U اختصاری برای استاندارد FDD1 برای ارسال داده آنالوگ به صورت دیجیتال
turnaround time U زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
Kaleida Labs U شرکت فروش واسط بین Apple و IBM برای تولید از برای نوشتاری چندرسانهای
straight line coding U برنامه نوشته شده برای جلوگیری از استفاده حلقه و انشعاب برای اجرای سریع تر
diagnostics U اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
invitation U عمل پردازنده برای اتصال وسیله دیگر و امکان دادن به آن برای ارسال پیام
invitations U عمل پردازنده برای اتصال وسیله دیگر و امکان دادن به آن برای ارسال پیام
VidCap U برنامه کاربردی در ویدیوی ماکروسافت برای سیستم ویندوز برای نگهداری یک رشته ویدیویی
executive information system U نرم افزار ساده برای استفاده حاوی اطلاعاتی برای مدیر یا خصوصیاتی از شرکت
haze U تاثیر گرافیکی برای شبیه سازی مه طبیعی برای ایجاد فضای سه بعدی حقیقی تر
pork barrel U برنامه دولتی دارای منافع مادی برای اشخاص تصویب کننده ان یا برای دولت
precision U استفاده از بیش از یک بایت داده برای ذخیره سازی عدد برای افزایش دقت
beta range U حدود تغییر گام ملخ در موتورتوربوپراپ برای تولید نیروی برای صفر یا منفی
wiring U ساختار فلزی برای پشتیبانی کابلهای ورودی و ایجاد اتصال برای وصل کابل ها
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com