English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 50 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
authority U مجوز
license U مجوز
licensing U مجوز
licence U مجوز
licences U مجوز
licenses U مجوز
permission U مجوز
warrant U مجوز
warranted U مجوز
warranting U مجوز
warrants U مجوز
justification U مجوز
justifications U مجوز
warrent U مجوز
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
licensee U دارنده مجوز
without justification U بدون مجوز
withdrawal warrant U مجوز برداشت
licensees U دارنده مجوز
software license U مجوز نرم افزار
site license U مجوز درون سازمانی
warrants U ضمانت کردن مجوز
clearance outwards U مجوز خروج کشتی
clearance inwards U مجوز ورود کشتی
warranting U ضمانت کردن مجوز
warranted U ضمانت کردن مجوز
clearance U مجوز دستیابی به یک فایل
warrant U ضمانت کردن مجوز
sanctioning U مجوز جریمه ضمانت اجرا
sanctioned U مجوز جریمه ضمانت اجرا
sanction U مجوز جریمه ضمانت اجرا
sanctions U مجوز جریمه ضمانت اجرا
authorization U مجوز به کاربر برای دستیابی به یک سیستم
run duration U مجوز کاربر برای اجرای یک برنامه
unauthorized U آنچه باید مجوز داشته باشد
authorisations U مجوز به کاربر برای دستیابی به یک سیستم
browses U جستجو و دستیابی به پایگاه داده بدون مجوز
browse U جستجو و دستیابی به پایگاه داده بدون مجوز
browsed U جستجو و دستیابی به پایگاه داده بدون مجوز
constituting U تشکیل دادن بنیاد نهادن مجوز برای تاسیس یک یکان جدید
constitute U تشکیل دادن بنیاد نهادن مجوز برای تاسیس یک یکان جدید
constituted U تشکیل دادن بنیاد نهادن مجوز برای تاسیس یک یکان جدید
constitutes U تشکیل دادن بنیاد نهادن مجوز برای تاسیس یک یکان جدید
ATC U مجوز ناشر نرم افزار به کاربر برای گرفتن چندین کپی از برنامه
signature U کد مجوز مخصوص مثل کلمه رمز که به کاربر حق تقدم برای دستیابی به سیستم یا اجرای کار میدهد.
signatures U کد مجوز مخصوص مثل کلمه رمز که به کاربر حق تقدم برای دستیابی به سیستم یا اجرای کار میدهد.
second U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconded U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconding U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconds U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
export licence U جواز صدور مجوز صدور
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com