English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
rootage U مجموع ریشه ها
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
residual sum of squares U مجموع مجذورات انحرافات مجموع مربعات انحرافات مجموع مجذورات باقیمانده ها
rhizogenic U تولید کننده ریشه ریشه اور
rhizogenetic U تولید کننده ریشه ریشه اور
radicate U ریشه گرفتن ریشه دار شدن
regression sum of squares U مجموع مجذورات رگرسیون مجموع مربعات رگرسیون
sum of squares of regression U مجموع مربعات رگرسیون مجموع مجذورات رگرسیون
to strike root U ریشه گرفتن ریشه دواندن
to take root U ریشه گرفتن ریشه دوانیدن
plaiting U [نوعی گیس بافی برای اتمام ریشه ها، در این روش که برای اتمام ریشه های فرش بکار می رود، جای آزاد گذاشتن نخ های چله آنرا بصورت اریبی دوتا دوتا یا بیشتر از لابلای یکدیگر رد کرده و نخ ها بسته به نظر آید.]
totals U مجموع
totalled U مجموع
totalling U مجموع
summation U مجموع
sums U مجموع
sum U مجموع
lumped U مجموع
over all U مجموع
ensemble U مجموع
ensembles U مجموع
lumps U مجموع
sum total U مجموع
lump U مجموع
total U مجموع
amount U مجموع
totaled U مجموع
totaling U مجموع
logic sum U مجموع منطقی
sum of squares U مجموع مربعات
altogether U همگی مجموع
totyality U جمع مجموع
modulo two sum U مجموع به پیمانه دو
triads U مجموع سه چیز
sum of squares U مجموع مجذورات
summated ratings U مجموع درجه ها
summation U مجموع یابی
tercet U مجموع سه چیز
iambus U وتد مجموع
pentachord U مجموع پنج نت
anecdotage U مجموع حکایات
totality U تمامیت مجموع
sum of products U مجموع حاصلضرب
iamb U وتد مجموع
triad U مجموع سه چیز
check sum U مجموع مقابلهای
checksum U مجموع مقابلهای
sideways sum U مجموع جانبی
sum of the terms of an infinite sequence U مجموع یک دنباله [ریاضی]
totes U جمع کردن مجموع
vocabularies U مجموع لغات یک زبان
toting U جمع کردن مجموع
vocabulary U مجموع لغات یک زبان
sewerage U مجموع مجرای فاضلاب
fore and aftring U مجموع بادبانهای کشتی
iambic U وابسته به وتد مجموع
imbic U دارای وتد مجموع
alpine combined U مجموع مسابقههای الپاین
bureaucracy U مجموع گماشتگان دولتی
bureaucracies U مجموع گماشتگان دولتی
total search result U مجموع نتیجه جستجو
toted U جمع کردن مجموع
baronage U مجموع بارونها و نجبا
mass diagram U منحنی مجموع بدهها
cordage U مجموع طنابهای کشتی
tote U جمع کردن مجموع
aggregate U مجموع جمع کردن
aggregates U مجموع جمع کردن
sum of squares of residual U مجموع مربعات باقیمانده
series U مجموع یک دنباله [ریاضی]
sewarage U زهکشی مجموع مجاری فاضلاب
matmen U مجموع کشتی گیران و داوران
gear مجموع چرخهای دنده دار
gears U مجموع چرخهای دنده دار
nordic combined U مجموع مسابقات اسکی نوردیک
total deformation U مجموع تمام تغییر شکلها
rigging U مجموع طناب و بادبانهای کشتی
two person zero sum game U بازی دو نفره با مجموع صفر
geared U مجموع چرخهای دنده دار
armed forces U مجموع نیروهای زمینی وهوایی و دریایی
balloted U رای مخفی مجموع اراء نوشته
pinning combination U مجموع حرکات منجر به ضربه فنی
ballot U رای مخفی مجموع اراء نوشته
ballots U رای مخفی مجموع اراء نوشته
addition U عمل محاسباتی که مجموع دو عدد را حساب میکند
stroke play U مسابقه گلف با محاسبه مجموع ضربههای یک بازیگر
charactristic velocity U مجموع تغییرات سرعت درمسیر یک ماموریت فضایی
additions U عمل محاسباتی که مجموع دو عدد را حساب میکند
assoil U اصل تغییر نکردنی مجموع یا حاصل ضرب بخشیدن
ice time U مجموع مدت بازی بازیگر دریک مسابقه یا در یک فصل
shook U : مجموع تختههای لازم برای ساختن بشکه وچلیک وامثال ان
hand U بردن مسابقه اسب دوانی با فاصله مناسب مجموع چهارتایی پیکان
handing U بردن مسابقه اسب دوانی با فاصله مناسب مجموع چهارتایی پیکان
rhizogenic U ریشه زا
scab U ریشه
homoousian U از یک ریشه
cognate U هم ریشه
cama U ریشه
harle U ریشه
scabs U ریشه
fimbria U ریشه
expansion scab U ریشه
fimbriation U ریشه
radicle U ریشه چه
depth of face U ریشه
radix U ریشه
fringe U ریشه
fringes U ریشه
rhizogenetic U ریشه زا
frange U ریشه
rhizogenous U ریشه زا
harl U ریشه
fibreless U بی ریشه
rootlet U ریشه چه
stumps U ریشه
roots U ریشه
stumping U ریشه
root U ریشه
tassel U ریشه
tassels U ریشه
tie [knot] U ریشه
rootless U بی ریشه
thrum U ریشه
stubs U ریشه
stubbing U ریشه
stubbed U ریشه
stub U ریشه
radical U ریشه
stump U ریشه
stumped U ریشه
extraction U ریشه
radicals U ریشه
paronymous U هم ریشه
irradicable U ریشه کن نشدنی
i. and evdevolution U ریشه گیری
imaginary root U ریشه ی موهومی
to pull up by the roots U ریشه کن کردن
fimbriate U ریشه دار
fimbriated U ریشه دار
thrum U ریشه فرش
imaginary root U ریشه ی انگاری
firtree root U ریشه صنوبری
hang nail U ریشه ناخن
grubbing up U ریشه کنی
geometric mean U ریشه nام
hangnail U ریشه ناخن
gelsemium U ریشه یاسمن
galangale U ریشه جوز
fringing U ریشه یابی
rhizomorphous U ریشه مانند
filose U ریشه دار
radical U ریشه [ریاضی]
fringent U ریشه مانند
horse radish U ریشه خردل
root U ریشه [ریاضی]
irradicate U ریشه کن کردن
irradicate U از ریشه دراوردن
rootlet U ریشه فرعی
rhizopodous U ریشه پای
rhizopod U ریشه پایان
rhizophagous U ریشه خوار
rhizome U شبیه ریشه
rhizoid U ریشه نما
rhizoid U ریشه مانند
rooter U ریشه کننده
rhizanthous U گل اور از ریشه
root directory U دایرکتوری ریشه
strike root U ریشه زدن
squar root U ریشه دوم
rootage U ریشه بندی
rooty U ریشه دار
rooty U شبیه ریشه
root up U ریشه کن کردن
root section U مقطع ریشه
root out U ریشه کن کردن
rush root U ریشه ایرسا
root of the weld U ریشه جوش
radicle U اصل ریشه
radicle U ریشه کوچک
supplantation U از ریشه کنی
musk root U ریشه مشک
morphophonemics U ریشه شناسی
to root up U ریشه کن کردن
to strike root U ریشه زدن
to take root U ریشه زدن
to take root U ریشه کردن
ventral root U ریشه قدامی
wing root U ریشه بال
to root up U از ریشه دراوردن
to pull up by the roots U از ریشه دراوردن
thrum U ریشه دار
supplanter U ریشه کن کننده
tap root U ریشه عمودی
tap root U ریشه اصلی
paronym U واژه هم ریشه
the root of a tree U ریشه درخت
the root of a word U ریشه واژه
outroot U از ریشه کندن
orris root U ریشه بنفشه
irrationable U ریشه گنگ
rooted U ریشه کرده
eradication U ریشه کن شدن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com