English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 33 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
propinquity U مجاورت
vicinity U مجاورت
juxtaposition U مجاورت
proximity U مجاورت
abutment U مجاورت
adjacence or cency U مجاورت
contiguity U مجاورت
neighborhood U مجاورت
vichywater U مجاورت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
collateral U در مجاورت هم
adjacency U نزدیکی مجاورت
greenside U در مجاورت زمین
law of contiguity U قانون مجاورت
neiggourhood U جوار مجاورت
vicinage U مجاورت همسایگی
join U در مجاورت بودن
adjacence U نزدیکی مجاورت
joins U در مجاورت بودن
joined U در مجاورت بودن
neighborhoods U همسایگی مجاورت
neighbourhood U همسایگی مجاورت
neighbourhoods U همسایگی مجاورت
association by contiguity U تداعی از راه مجاورت
juxtaposition U جا دادن اقلام در مجاورت یکدیگر
pyrophorous U اتش گیرنده مجاورت هوا
atmospheric corrosion U فساد تدریجی در اثر مجاورت با هوا
pyrophorus U چیزی که در مجاورت هواخودبخود اتش گیرد
tip fading U [رنگ پریدگی الیاف در مجاورت نور آفتاب]
catalysis U اثر مجاورت جسمی دریک فعل وانفعال شیمیایی
catalysts U عامل فعل وانفعال اجسام شیمیایی دراثر مجاورت
catalyst U عامل فعل وانفعال اجسام شیمیایی دراثر مجاورت
side tone U انعکاس صوت دریک مداربعلت مجاورت با مدار صوتی دیگر
pneumatolysis U تاثیر بخار گرم ومایعات وفشار درتشکیل سنگهای معدنی واقع در مجاورت سنگهای اذرین
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com