Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 35 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
lean
U
متکی شدن
leaned
U
متکی شدن
leans
U
متکی شدن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
rest
U
متکی بودن به
rests
U
متکی بودن به
our
U
متکی یا مربوط بما
funicular
U
متکی برکشش طناب یا کابل
funiculars
U
متکی برکشش طناب یا کابل
document
U
متکی به مدرک کردن
documented
U
متکی به مدرک کردن
documenting
U
متکی به مدرک کردن
pending
U
متکی
interdependent
U
متکی یاموکول بیکدیگر
hang
U
متکی شدن بر طرزاویختن
hangs
U
متکی شدن بر طرزاویختن
substantive
U
متکی بخود
reliant
U
متکی
anaclitic
U
متکی به
communization
U
متکی برحقوق مشترک اشتراکی کردن
enclitic
U
متکی به کلمه قبلی کلمهای که تکیه ندارد و یااگر دارد تکیه اش رابکلمه پیش از خود میدهد ودر تلفظ بدان کلمه می چسبد
hanger on
U
متکی بر
he had no evidence to go upon
U
مدرکی نداشت که بدان متکی شود
interdepend
U
بیکدیگر متکی بودن
memory dependent
U
متکی به حافظه
new marxism
U
مکتب اختراعی "ژرژ سورل " که عمدتا" بر تحریک افکارزحمتکشان به انقلاب متکی است
redundancy check
U
تستی متکی بر انتقال بیت ها وکاراکترهایی که بیش ازحداقل تعداد لازم برای بیان خود پیام هستند
relier
U
متکی
reposeful
U
متکی
self dependent
U
متکی بخود
self reliant
U
متکی بنفس
self supporting country
U
کشور متکی به خود
self sustaining
U
متکی به خود متکی به نیروی خود
to stand on one's own legs
U
متکی بخود بودن
to throw oneself on
U
متکی شدن بر
low-tech
U
وابسته به شرکتها و نظام های بازرگانی متکی به کم فنآوری
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com