Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 79 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
high hat
U
متکبر وپر افاده اشرافی ماب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
prides
U
افاده
snobbish
U
پر افاده
snobby
U
پر افاده
snobbism
U
افاده
high horse
U
پر افاده
snobbiest
U
پر افاده
snobbier
U
پر افاده
prided
U
افاده
pride
U
افاده
priding
U
افاده
suggesting a meaning
U
افاده معنی
high hat
U
افاده کردن
impartation
U
افاده تسهیم
snobbery
U
افاده فروشی
snobbery
U
رفتاراز روی خودستایی افاده
She is stuffy and conceited.
U
دماغش باد دارد ( پر افاده )
la-di-da
U
طرز حرف زدن پر ژست و افاده
haughty
U
متکبر
assumptive
U
متکبر
inflated
U
زن متکبر
high and mighty
<idiom>
U
متکبر
arrogant
U
متکبر
arrogantly
U
متکبر
swaggerer
U
متکبر
bucko
U
متکبر
proud hearted
U
متکبر
high spirited
U
متکبر
inflated
U
متکبر
She is far too conceited. She is full of herself .
U
گوئی از دماغ فیل افتاده ( پر افاده وازخود راضی )
aristocratic
U
اشرافی
patricians
U
اشرافی
patrician
U
اشرافی
aristocratical
U
اشرافی
milady
U
زن اشرافی
noblewoman
U
اشرافی
noblewomen
U
اشرافی
plutocrat
U
اشرافی
plutocrats
U
اشرافی
silk stocking
U
اشرافی
imperious
U
امر متکبر
perkier
U
خودنما متکبر
proudest
U
متکبر مفتخر
high muck a muck
U
شخص متکبر
pride ful
U
تکبرامیز متکبر
prouder
U
متکبر مفتخر
proud
U
متکبر مفتخر
toploftiness
U
خیلی متکبر
perkiest
U
خودنما متکبر
highs
U
خشن متکبر
high
U
خشن متکبر
assuming
U
متکبر لاف زن
haught
U
متکبر تکبرامیز
perky
U
خودنما متکبر
highest
U
خشن متکبر
patricians
U
شریف اشرافی
patrician
U
شریف اشرافی
aristocracies
U
حکومت اشرافی
aristocracy
U
حکومت اشرافی
peering
U
صاحب لقب اشرافی
peerages
U
مقام اشرافی اعیانی
peerage
U
مقام اشرافی اعیانی
bon ton
U
خوش نژاد اشرافی
peered
U
صاحب لقب اشرافی
commoner
U
شخص غیر اشرافی
peer
U
صاحب لقب اشرافی
as ptoud as punch
U
بسیار متکبر و از خود راضی
toplofty
U
خیلی متکبر خود فروش
peered
U
هم درجه کردن بدرجه اشرافی
peeress
U
زوجه سناتور بانوی اشرافی
peeresses
U
زوجه سناتور بانوی اشرافی
peering
U
هم درجه کردن بدرجه اشرافی
peer
U
هم درجه کردن بدرجه اشرافی
upstarts
U
تازه بدوران رسیده ادم متکبر
upstart
U
تازه بدوران رسیده ادم متکبر
milord
U
مرد اشرافی ونجیب زاده انگلیسی
life peer
U
لرد یا اشرافی غیر قابل توارث
life peers
U
لرد یا اشرافی غیر قابل توارث
mohock
U
تنی ازگردن کلفتهای اشرافی درسده هجدهم درخیابانهای لندن اوباشی می کردند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com