Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 22 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
dead
U
متوفی
deceased
U
متوفی
late
U
متوفی
defunct
U
متوفی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
quando acciderint
U
وقتی مدیرترکه در مقابل غرماء متوفی به دفاع در دست نبودن مالی از متوفی متوسل میشودمحکمه با صدور حکمی باعنوان بالا مقرر می دارد که هر گاه مالی از متوفی بدست اید باید به غرماء داده شود
escheat
U
حق تصرف دارایی متوفی ازطرف دولت یا پادشاه درموردی که متوفی بی وارث یابی وصیت مرده باشد مصادره کردن
deceased
U
با the متوفی
the defunct
U
شخص متوفی
decedent
U
شخص متوفی مرحوم
distributions
U
تقسیم ترکه متوفی
distribution
U
تقسیم ترکه متوفی
the system of
U
رد مازاد ترکه متوفی به خویشان ذکورپدری
obsequy
U
مجلس ترحیم یا تجلیل متوفی فرمانبرداری
metempsychosis
U
حلول روح متوفی در بدن انسان یا جانوردیگری
deat benefit
U
وفیفه یا پولی که کارفرمابعیال و اولاد کارگر متوفی میدهد
nonagium
U
عشر ماترک متوفی که به کشیش کلیسای محل می رسیده است
plene administrative preter
U
دفاعی مبنی بر این که مقداری از مال متوفی هنوز باقی است
plene administravit
U
دفاع امین یا مدیر ترکه درمقابل دعاوی مطروحه علیه متوفی
creditor's bill
U
رسیدی که بستانکار متوفی درمقابل دریافت مقداری ازترکه به عنوان تصفیه حساب
real representative
U
قائم مقامی حقیقی یا واقعی سمت وراث یا مدیر ترکه نسبت به اموال غیر منقول متوفی
plene administravit
U
بر این مبنا که اموال متوفی مستغرق دیونش شده است و دیگر چیزی باقی نمانده است
inventory
U
از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com