English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
swallow one's pride <idiom> U متواضع کردن افراد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
characterization U مجسم کردن افراد ذکر خصوصیات افراد
humbler U متواضع تر
humblest U متواضع
humble U متواضع
unselfish U متواضع
humbled U متواضع - خاشع
private U رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
privates U رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
levee en masse U عبارت است از مسلح شدن افراد یک مملکت جهت مبارزه با دشمن پیش از رسیدن قوای خصم به خاک خودی این افراد که اشکارا سلاح حمل می کنندملزم به رعایت قوانین جنگ هستند
enlisted section U قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
condemning U محکوم کردن افراد
rouse out U بیدار کردن افراد
condemns U محکوم کردن افراد
condemn U محکوم کردن افراد
roll call U حاضر و غایب کردن افراد
intermarrying U ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
intermarried U ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
intermarry U ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
intermarries U ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
reception station U پست پذیرش و اماده کردن افراد جدید برای اعزام
to call the roll U حاضر غایب کردن [نام افراد در گروهی را بلند خواندن]
booking U نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
bookings U نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
battery of tests U گروه ازمونهای کارایی افراد گروه ازمونهای خصوصیات پرسنلی افراد
ship to shore U حرکت از دریا به ساحل عملیات پیاده کردن افراد ازدریا به ساحل
trooping U افراد
men U افراد
enlisted personnel U افراد
troop U افراد
enlistedman U افراد
personnel U افراد
trooped U افراد
cognoscenti U افراد مطلعدربارهموضوعیخاص
roll call U نامیدن افراد
head counts U جمع افراد
enlisted personnel U طبقه افراد
platoon U جوخهء افراد
service club U باشگاه افراد
category U طبقه افراد
platoons U جوخهء افراد
enlistee U افراد داوطلب
equal status persons U افراد همپایه
packed out پر و مملو از افراد
liberty men U افراد مرخصی
head count U جمع افراد
filler personnel U افراد جایگزینی
withindoors U افراد داخل
personnel status U وضع افراد
top-level U افراد عالیرتبه
special olympics U المپیک افراد استثنایی
avast U افراد به جای خود
receptee U افراد مورد پذیرش
characterization U نوشتن بیوگرافی افراد
cimmerian U افراد کشور فلمات
morale U روحیه افراد مردم
the common wealth of learning U افراد اهل علم
family size U تعداد افراد خانواده
troops U افراد قسمتها سربازان
target audience U افراد مورد نظر
favouritism U افراد مورد توجه
commando U افراد نیروی مخصوص
posse comitatus U دسته افراد پلیس
army deposit fund U پس انداز انفرادی افراد
aptitude area U حیطه قابلیت افراد
play the field <idiom> U با افراد مختلفی قرارگذاشتن
part owners U افراد شریک المال
transfer station U محل انتقال افراد
dependents U افراد تحت تکفل
noncombatant U افراد غیر نظامی
billet slip U کارت محلهای افراد
transfer station U محل اعزام افراد
personal error U خطاهای انفرادی افراد
billet slip U لوحه اسکان افراد
coachload U افراد سوار بر درشکه
close station U افراد بدو مرخص
commandos U افراد نیروی مخصوص
bachelor quarters U منازل افراد مجرد
top-level U توسط افراد عالیرتبه
personnel monitoring U بازرسی بدنی از افراد
huddles U ازدحام اجتماع افراد یک تیم
life line U طناب اتصال افراد به یکدیگر
troop housing U کوی درجه داران یا افراد
Applicants flooded in. U سیل افراد ( متقاضیان ) جاری شد
biographical intelligence U اطلاعات مربوط به بیوگرافی افراد
lockstep U پیشروی افراد پشت سریکدیگر
huddled U ازدحام اجتماع افراد یک تیم
biographical information blank form U فرم پر نشده بیوگرافی افراد
charters U بین افراد دلالت کند
rotation U تعویض نوبتی یکانها یا افراد
Do not admit any outsiders. U افراد غیره را راه ندهید
leatherneck U جزو افراد تفنگداران دریایی
IMA U قالب ها و خصوصیات افراد است
chartered U بین افراد دلالت کند
assembly U محل بسیج افراد احتیاط
Certain notorious ( dubious ) characters . U عده افراد معلوم الحال
personal salute U مراسم سلام افراد برجسته
personal salute U تیر سلام برای افراد
sociometry U سنجش روابط افراد جامعه
charter U بین افراد دلالت کند
chartering U بین افراد دلالت کند
people sniffer U رادار کشف افراد دشمن
huddle U ازدحام اجتماع افراد یک تیم
posse U دسته افراد پلیس جماعت
whom it may concern U برای اطلاع افراد ذیربط
intransit strenth U افراد در حال حرکت یا انتقال
aptitude area U حدودشایستگی افراد حیطه شایستگی
posses U دسته افراد پلیس جماعت
huddling U ازدحام اجتماع افراد یک تیم
atomistic evalution U ارزیابی نظرات افراد در موردتبلیغات یک محصول
army standard score U نمرات استاندارد و اندازههای بدنی افراد
human machine interface U حدی که در ان افراد با ماشین ها محاوره می کنند
character guidance U راهنمایی و مشاوره با افراد سخنرانی مذهبی
intermarriage U ازدواج افراد ملل یا نژادهای مختلف
CSE U آزمونیدر بریتانیا کهاز افراد 51 یا 61 سالهبعملمیاید
split ticket <idiom> U انتخاب افراد سیاسی برای رای
oral trade test U ازمون شفاهی از اطلاعات عمومی افراد
preference blank U دستگاه کشف علایق وسرگرمیهای افراد
lunatic fringe U افراد افراطی وتندرو گروههای حزبی
longtour area U منطقه استراحت خارج ازکشور افراد نظامی
enlisted U داوطلب خدمت سربازی سرباز وفیفه افراد
conferences U ملاقات با افراد برای بحث در مورد یک مشکل
conference U ملاقات با افراد برای بحث در مورد یک مشکل
buzzword U کلمهای که بین گروهی از افراد معروف است
an infinite verb U فعلی که محدود به شخص و افراد جمع نیست
queues U صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
pit crew U افراد مامور کمک به هرراننده در منطقه خود او
oligopoly U تولید کالا توسط افراد یا شرکتهای معدودی
queue U صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
queued U صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
queueing U صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
zouave U یکی از افراد پیاده نظام فرانسوی در الجزایر
oligrachy U حکومتی که قدرت ان در دست افراد معدود باشد
internees U فراری ازخطوط دشمن افراد وارد شده به منطقه
incross U اختلاط و امیزش صفات ارثی یک طایفه میان افراد ان
arrow head U پیکان نشان دهنده محل پیاده شدن افراد
muster roll U دفتر اسامی افراد نظامی وافسران یک منطقه یا کشتی
automation U استفاده از ماشین هایی که دخالت افراد در آن بسیار کم است
internee U فراری ازخطوط دشمن افراد وارد شده به منطقه
frankpledge U مسئولیت دسته جمعی افراد مالیات پرداز یک ناحیه
correctional custudy U روش اصلاح افراد از راه تصحیح اعمال غلط
enroute personnel U افراد پیوسته به یکان حین حرکت برای عملیات
cyberspace U دنیایی که در آن کامپیوتر ها و افراد از طیق اینترنت ارتباط دارند
appearance money U پولی که به افراد مشهور برای حضور در محافل پرداخت میشود
close corporation U شرکت یا بنگاهی که توسط عده معدودی از افراد اداره میشود
speech U که وقتی باسم اجرا شود و مشابه صحبت افراد میشود
panel U صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
chalk troops U سری افراد یا یکانهایی که بایستی با یک سریال هوایی حرکت کنند
speeches U که وقتی باسم اجرا شود و مشابه صحبت افراد میشود
finance company U شرکت اعتبارات تجاری موسسهای که به افراد وشرکتها وام میدهد
finance house U شرکت اعتبارات تجاری موسسهای که به افراد وشرکتها وام میدهد
panels U صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
people sniffer U رادار مخصوص کشف افراد دشمن از روی بوی بدن انها
protection U عملی که مانع کپی گرفتن از دادههای محرمانه افراد بدون اجازه میشود.
instructional computing U فرایند اموزشی تدریس مراحل گوناگون علم کامپیوتر وپردازش داده به افراد
penalty kicker U بازیگر ماهر که هنگام کم شدن تعداد افراد تیم نقش مهمی در دفاع دارد
shared U یک کامپیوتر و یک حافظه پشتیبان که توسط افراد مختلف در شبکه برای یک برنامه کاربردی به کار رود
salvage group U تیم نجات پرسنل و افراد غرق شده گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
rule of law U قانون تساوی افراد در برابرقانون و قابل رسیدگی بودن اعمال مامورین دولت درمحاکم عمومی
shares U یک کامپیوتر و یک حافظه پشتیبان که توسط افراد مختلف در شبکه برای یک برنامه کاربردی به کار رود
share U یک کامپیوتر و یک حافظه پشتیبان که توسط افراد مختلف در شبکه برای یک برنامه کاربردی به کار رود
photographic dosimetry U روش اندازه گیری میزان دوزاتمی جذب شده به وسیله افراد از روی عکس بدن انها
pressure cabin U بخشی از هواپیما که افراد وخدمه در ان قرار دارند وهمیشه فشار در ان برابر یابیشتر از حد تعیین شده است
federal privacy act U قانون فدرال که از اشکار شدن پرونده پرسنلی افراد توسط عوامل دولتی یا طرفهای قرارداد ان جلوگیری میکند
frictional unemployment U اطلاعات ناقص مربوط به فرصتهای شغلی و عدم توانائی اقتصاددر تطابق دادن هر چه سریعتر افراد با مشاغل میباشد
controvrsism U روش فکری گروهی ازروشنفکران قرون وسطی که بدون اعتقاد به هدفهای انقلابی به دفاع از حقوق افراد در مقابل پادشاهان می پرداختند
CB U مخفف وابسته به امواج رادیویی که برای استفادهی افراد عادی که میخواهند با فرستندهی خصوصی مخابره کنند کنارگذاشته شده است
expellee U افراد اخراجی از مملکت اخراج شدگان یا تبعید شدگان سیاسی تبعیدی
attention to port U احترام به سمت چپ یا راست کشتی افراد نظر به راست یاچپ ناو
automated U نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
inferences U روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inference U روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
automating U نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
automates U نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
automate U نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
generation U مرحله بعدی طراحی سیستم کامپیوتری با استفاده از مدارهای VESI سریع و زبانهای برنامه نویسی قدرتمند برای امکان محاوره افراد
smalltalk U یک سیستم زبان و نرم افزارکه برای هر چه بیشتر اسان نمودن استفاده از کامپیوترتوسط افراد عامی طراحی شده است اسمال تاک
generations U مرحله بعدی طراحی سیستم کامپیوتری با استفاده از مدارهای VESI سریع و زبانهای برنامه نویسی قدرتمند برای امکان محاوره افراد
active list U فهرست افراد اماده به خدمت فهرست سربازان
fifth generation computers U مرحله بعدی طراحی سیستم کامپیوتری که با استفاده از مدارهای سریع VLSI و زبانهای برنامه سازی قدرتمند برای ایجاد امکان محدوده افراد
standard U نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود
robot U وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
standards U نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود
robots U وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
uberrima fides U صفتی است که در بعضی از قراردادها که باعث برقراری انواع خاصی از رابطه بین افراد میشود وجودش از شرایط صحت عقل است
geriatrics U رشتهای از علم طب که درباره امراض دوران پیری و افراد پیر بحث میکند مبحث امراض پیری
cultivation U جلب محبت برای استفاده درکسب اطلاعات دانه پاشیدن تماس برای جلب و به دام انداختن افراد
ecotype U بخش فرعی از نوع مستقل جانور یا گیاه که افراد ان باهم اختلاط و امتزاج نموده و بخش واحد فرعی تشکیل میدهند
clean up party U گروه مسئول نظافت محل اقامت افراد گروه مسئول رفت و روب
real will U مشرب سیاسی که هر نوع زور وقدرت در هر جنبه را از طرف دولت با این احتجاج که اراده دولت نماینده اراده واقعی افراد جامعه است مشروع می داند
privacy U قانونی که کاربران غیر محغاز نمیتوانند درباره افراد خصوصی از پایگاه داده ها داده دریافت کنند یا هر شخص فقط میتواند اطلاعات مربوط به خودش را در پایگاه داده بداند
speaking with prosecutor U در جرایم علیه افراد که از نوع جنحه باشددادگاه به متهم اجازه میدهد که پیش از شروع رسیدگی با شاکی صحبت کند وهر گاه او رضایت خود رااعلام کند مجازات مرتکب تخفیف کلی پیدا میکند
utopiannism U اعتقاد به مدینه فاضله روش فکری افلاطون فرانسیس بیکن سر توماس مور و ..... که در اثار خودجامعهای با تاسیسات مطلوب و افراد بی عیب و درحد کمال مطلوب ایجاد و ان را به عنوان الگویی برای جوامع جهان معرفی کرده اند
totalitarianism U سیستم حکومتی که در جمیع شئون زندگی فردی افراد یک ملت دخالت کرده ان را تابع برنامه کلی دولت می سازدکه این برنامه ممکن است درجهت منافع یک فرد یا یک گروه یا یک طبقه و یا کل اجتماع تنظیم شده باشد
groupware U نرم افزاری که توسط گروهی از افراد استفاده میشود که به شبکه وصل اند و به آنها کمک میکند تا کار خاصی را انجام دهند. حاوی توابع مفید مثل پست الکترونیکی است که توسط تمام کاربران قابل دستیابی است
to let somebody treat you like a doormat <idiom> U با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew U رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
captures U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com