English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
continuous variable U متغیر پیوسته
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
declaring U معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
declare U معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
declares U معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
away U پیوسته بطور پیوسته
variable recoil U سیستم عقب نشینی متغیر دستگاه عقب نشینی متغیر
for evermore U پیوسته
for ever and aday U پیوسته
d. in U پیوسته
cursive U پیوسته
incessant U پیوسته
continual U پیوسته
concomitant U پیوسته
on end U پیوسته
on and on U پیوسته
legato U پیوسته
in connexion with U پیوسته به
continuous U پیوسته
uninterrupted U پیوسته
married U پیوسته
eternal U پیوسته
perpetually U پیوسته
incessantly U پیوسته
annexed U پیوسته
ceaseless U پیوسته
affined U پیوسته
alway U پیوسته
everywhen U پیوسته
coadunate U پیوسته
coalescent U پیوسته
conjoint U پیوسته
continous U پیوسته
allied U پیوسته
never ceasing U پیوسته
ceaselessly U پیوسته
contiguous U پیوسته
continued U پیوسته
cohesive U به هم پیوسته
proximate U پیوسته
round-the-clock U پیوسته
non-stop U پیوسته
attached U پیوسته
bursts U پیوسته
burst U پیوسته
unremittingly U پیوسته
syndetic U پیوسته
continuous phase U فاز پیوسته
contiguous U همجوار پیوسته
continuous process U فرایند پیوسته
without rest U پیوسته لاینقطع
continuous processing U پردازش پیوسته
collective U بهم پیوسته
aggregates U بهم پیوسته
continuate U پیوسته بهم
continuous function U تابع پیوسته
continuous forms U ورقههای پیوسته
continuous error U خطای پیوسته
vicinal U در همسایگی پیوسته
continuous duty U کار پیوسته
continuous paper U کاغذ پیوسته
continuous distributions U توزیع پیوسته
without intermission U پیوسته لاینقطع
continuous data U دادههای پیوسته
connecting arrangement U ترتیب پیوسته
peals U صدای پیوسته
adjoin U پیوسته بودن
adjoined U پیوسته بودن
adjoins U پیوسته بودن
whittle U پیوسته کم کردن
connected measures U اقدامت پیوسته
collateral measures U اقدامت پیوسته
against U پیوسته مجاور
haunts U پیوسته امدن به
pealing U صدای پیوسته
pealed U صدای پیوسته
peal U صدای پیوسته
conjunct U بهم پیوسته
accrete U بهم پیوسته
burster U فرم پیوسته
burst mode U حالت پیوسته
aggregate U بهم پیوسته
flow chip U براده پیوسته
haunt U پیوسته امدن به
permanent water level U تراز پیوسته اب
to be in a state of f. U پیوسته درتغییربودن
gamosepalous U پیوسته کاسبرگ
accretion U رشد پیوسته
continuous form U ورقه پیوسته
gamophyllous U پیوسته برگ
gamopetalous U پیوسته گلبرگ
full time U پیوسته کار
ex post U بوقوع پیوسته
end to end U سرهم پیوسته
thereunto U بضمیمیه ان پیوسته به ان
forever U جاویدان پیوسته
symphsis U عضو پیوسته
sustained yield U بازده پیوسته
nid nod U پیوسته جنباندن
nid nod U پیوسته جنبیدن
linked list U لیست پیوسته
sympetalous U پیوسته گلبرگ
insobriety U شرب پیوسته
inseparate U بهم پیوسته
indiscrete U بهم پیوسته
incessant drinking U پیوسته گساری
to whittle at U پیوسته بریدن
continuous spectrum U طیف پیوسته
diligency U کوشش پیوسته
compacts U بهم پیوسته
diligence U کوشش پیوسته
compact U بهم پیوسته
continuous tone U ته رنگ پیوسته
continuous tone U اهنگ پیوسته
continuous traffic line U خط پیوسته امد و شد
continuous scrolling U حرکت پیوسته
compacting U بهم پیوسته
compacted U بهم پیوسته
zigzagged U خطوط جناغی پیوسته
continuous flow analyser U تجزیه گر جریان پیوسته
continuous forms U فرم های پیوسته
indiscretely U بطور بهم پیوسته
continuous levelling U تراز یابی پیوسته
continuous grading U دانه بندی پیوسته
so let us always be kind U پیوسته مهربان باشیم
order about U پیوسته پی فرمان فرستادن
continuous extraction apparatus U دستگاه استخراج پیوسته
to breed in and in U پیوسته باخویشاوندان پیوندکردن
to chop and change U پیوسته تغییررای دادن
uniterrupted U پیوسته غیرمقطوع دایم
direct connected U ماشینهای بهم پیوسته
continuing appropriation U تامین اعتبار پیوسته
continuous background radiation U تابش زمینهای پیوسته
to run on U بهم پیوسته بودن
to peg a way at some work U پیوسته درسرچیزی کارکردن
continuous packing column U ستون پر شده پیوسته
continuous function U تابع پیوسته [ریاضی]
gamopetalous U دارای گلبرگ پیوسته
to keep on U پیوسته نگاه داشتن
to hang together U باهم پیوسته یامتحدبودن
statement with debate U بیانیه با بحث پیوسته
continuous rating U کار پیوسته اسمی
gamophyllous U دارای برگ پیوسته
gamosepalous U دارای کاسبرگ پیوسته
he kept on speaking U پیوسته سخن میگفت
tractor feed U تغذیه کاغذ پیوسته
steadied U پیوسته ویکنواخت کردن
steady U پیوسته ویکنواخت کردن
steadiest U پیوسته ویکنواخت کردن
steadies U پیوسته ویکنواخت کردن
steadying U پیوسته ویکنواخت کردن
zigzag U خطوط جناغی پیوسته
steadily U بطور پیوسته و یکنواخت
zigzagging U خطوط جناغی پیوسته
always U پیوسته همه وقت
zigzags U خطوط جناغی پیوسته
terraces U ردیف خانههای بهم پیوسته
linked pie/column graph U نمودار گرد و ستونی پیوسته
full time U پیوسته کاری تمام وقت
terrace U ردیف خانههای بهم پیوسته
to be connected U بهم پیوسته [متصل] بودن
true or sternal ribs U دندههای حقیقی اضلاع پیوسته به قص
without interruption U پیوسته پی در پی بطورمسلسل بدون بادخور
to move a bout U پیوسته جای خود را تغییردادن
companionate U بهم پیوسته دراثر اتحادواشتراک
correlative U بهم پیوسته جفت نظیر
to keep the track of something U پیوسته ازچیزی اگاهی داشتن
panoramically U بشکل دورنمای مسلسل بطوروسیع و پیوسته
crofts U زمین قابل کشت پیوسته بخانه
croft U زمین قابل کشت پیوسته بخانه
feeding storm U طوفانی که پیوسته برسختی ان افزوده میشد
to harp on one string U پیوسته روی یک موضوع بحث کردن
infield U کشتزار پیوسته بخانه زمین زیر کشت
close grain U دارای الیاف یا بلورهاویاساختمان فریف وبهم پیوسته
close grained U دارای الیاف یا بلورهاویاساختمان فریف وبهم پیوسته
conversional U متغیر
unsteadily U متغیر
unsteady U متغیر
fitful U متغیر
uneven U متغیر
indignant U متغیر
variables U متغیر
protean U متغیر
fluid U متغیر
technical U متغیر
average variable cost U متغیر
fluids U متغیر
variate U متغیر
floating U متغیر
vicissitudinous U متغیر
transitive U متغیر
variable U متغیر
variative U متغیر
varier U متغیر
variant U متغیر
cyclic item U اقلام پیوسته اقلامی که خیلی مورد احتیاج هستند
dial U راهی برای نمایش و یا کنترل یک تنظیم که پیوسته میباشد
dials U راهی برای نمایش و یا کنترل یک تنظیم که پیوسته میباشد
dialled U راهی برای نمایش و یا کنترل یک تنظیم که پیوسته میباشد
enroute personnel U افراد پیوسته به یکان حین حرکت برای عملیات
dialed U راهی برای نمایش و یا کنترل یک تنظیم که پیوسته میباشد
continuous flow oxygen system U سیستم اکسیژنی که در ان جریان اکسیژن به صورت پیوسته میباشد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com