English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (19 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
attribute U متغیر بیان کننده شکل
attributes U متغیر بیان کننده شکل
attributing U متغیر بیان کننده شکل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
negative true logic U سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
inequality operator U نشانه بیان عدم شادی دو متغیر یا دو مقدار
parameter U اطلاعی که حدود یا عملیات چیزی مثل متغیر یا تابع یا برنامه را بیان کند
parameters U اطلاعی که حدود یا عملیات چیزی مثل متغیر یا تابع یا برنامه را بیان کند
dollar sign U که رد برخی زبانها برای بیان یک متغیر به عنوان نوع رشته به کار می رود
moderator variable U متغیر تعدیل کننده
enunciative U بیان کننده
expounder U بیان کننده
stater U بیان کننده
enunciator U بیان کننده اداکننده
causal U بیان کننده علت
B: U بیان کننده دیسک درایو جانبی
ieee U استاندارد بیان کننده اتصالات داده با......... و........
ieee U استاندارد بیان کننده سیستم شبکه اینترنت
enter U کلیدی که بیان کننده انتهای یک ورودی یا یک خط از متن
entered U کلیدی که بیان کننده انتهای یک ورودی یا یک خط از متن
enters U کلیدی که بیان کننده انتهای یک ورودی یا یک خط از متن
femto U پیشوندی که بیان کننده یک کوادریلیوم یا یک میلیونیم یک بیلیون میباشد
alphanumeric U دادهای که بیان کننده حروف الفبا و اعداد عربی است
declares U معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
declaring U معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
declare U معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
configured out U وسیلهای که مشخصات آن بیان کننده عدم آمادگی آن برای استفاده است
configured off U وسیلهای که مشخصات آن بیان کننده عدم آمادگی آن برای استفاده است
configured in U وسیلهای که مشخصات آن بیان کننده آماده بودن آن برای استفاده است
audio U تجزیه کننده صوت که به کامپیوتر اجازه میدهد پاسخ را به درخواست ها بیان کند
parameter U کلمه داده که حاوی اطلاعات بیان کننده حدود یا عملیات یک تابع یا برنامه است
carries U سیگنال مدار جمع کننده برای بیان کامل بودن تمام عملیات وام ها
carry U سیگنال مدار جمع کننده برای بیان کامل بودن تمام عملیات وام ها
flag U ترتیب کد که به گیرنده اطلاع میدهد که حروف بعدی بیان کننده عملیات کنترلی است
carrying U سیگنال مدار جمع کننده برای بیان کامل بودن تمام عملیات وام ها
flags U ترتیب کد که به گیرنده اطلاع میدهد که حروف بعدی بیان کننده عملیات کنترلی است
parameters U کلمه داده که حاوی اطلاعات بیان کننده حدود یا عملیات یک تابع یا برنامه است
carried U سیگنال مدار جمع کننده برای بیان کامل بودن تمام عملیات وام ها
devices U کلمه اختصار بیان کننده یک پورت یا وسیله ورودی / خروجی مثل COM برای پورتهای سری
ethernet U مربوط به استاندارد jeee که بیان کننده روش ارسال سیگنال و پروتکلهای شبکه محلی است
interfaces U استاندارد بیان کننده سیگنالهای واسط نرخ ارسال و توان برای اتصال ترمینال به مودم
interface U استاندارد بیان کننده سیگنالهای واسط نرخ ارسال و توان برای اتصال ترمینال به مودم
device U کلمه اختصار بیان کننده یک پورت یا وسیله ورودی / خروجی مثل COM برای پورتهای سری
dependent U غیر استاندارد یا چیزی که روی سخت افزار یا نرم افزار تولید کننده دیگر بدون متغیر قابل استفاده نیست
vertical U سیگنال بیان کننده انتهای آخرین شیاردر انتهای صفحه نمایش
record U کلیدی در دستگاه ضبط کننده برای بیان امادگی ضبط سیگنال ها روی رسانه
eol U پایان خط پرچمی که بیان کننده پایان یک خط داده میباشد
positive true logic U یک سیستم منطقی که در ان ولتاژ کم بیانگر بیت صفر وولتاژ بالا بیان کننده بیت یک میباشد
ascii U رشتهای از حروف ASCII که در ادامه کد ASCII صفر را به عنوان بیان کننده انتهای رشته دارا می باشند
integrity U حقیقتی که بیان کننده این است که فایل روی دیسک آسیب ندیده است و خراب نیست
to speak [things indicating something] U بیان کردن [رفتاری یا چیزهایی که منظوری را بیان کنند]
adaptive channel allocation U استاندارد CCITT که بیان کننده یک روش برای تبدیل سیگنال صوتی یا آنالوگ به سیگنال فشرده دیجیتال است
warns U بیان وقوع یک رویداد خط رناک . بیان وجود خط ر.
warned U بیان وقوع یک رویداد خط رناک . بیان وجود خط ر.
warn U بیان وقوع یک رویداد خط رناک . بیان وجود خط ر.
digit U نشانه یا حرفی که بیان کننده عدد صحیحی است که کوچکتر از پایه عدد استفاده شده است
digits U نشانه یا حرفی که بیان کننده عدد صحیحی است که کوچکتر از پایه عدد استفاده شده است
char U نوع دادهای که دادهای راکه محتوی متغیری است که بیان کننده یک حرف به کد ASC II است نشان میدهد
chars U نوع دادهای که دادهای راکه محتوی متغیری است که بیان کننده یک حرف به کد ASC II است نشان میدهد
charring U نوع دادهای که دادهای راکه محتوی متغیری است که بیان کننده یک حرف به کد ASC II است نشان میدهد
filename U اسم سه حرفی که به همران اسم فایل بیان کننده نوع استفاده فایل است
column U در نرم افزار پردازش کلمه میله وضعیت که در پایین صفحه است که بیان کننده موقعیت نشانه گر نسبت به ستون ها در صفحه است
columns U در نرم افزار پردازش کلمه میله وضعیت که در پایین صفحه است که بیان کننده موقعیت نشانه گر نسبت به ستون ها در صفحه است
com file U در سیستم عاملهای PC مشخصه سه حرفی نام فایل که بیان کننده این است که فایل حاوی کد ماشین است به صورت دودویی وتوسط سیستم عامل قابل اجراست
variable recoil U سیستم عقب نشینی متغیر دستگاه عقب نشینی متغیر
corrector U جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
rhetoric U علم معانی بیان معانی بیان
variable U متغیر
uneven U متغیر
floating U متغیر
transitive U متغیر
unsteadily U متغیر
fluid U متغیر
fluids U متغیر
protean U متغیر
variables U متغیر
conversional U متغیر
variant U متغیر
variate U متغیر
varier U متغیر
average variable cost U متغیر
vicissitudinous U متغیر
indignant U متغیر
fitful U متغیر
technical U متغیر
variative U متغیر
unsteady U متغیر
reduced variable U متغیر کاهیده
flexible budget U بودجه متغیر
random variable U متغیر تصادفی
fluctuating rate U نرخ متغیر
variably U بطور متغیر
variable input U داده متغیر
suppressor variable U متغیر بازدارنده
alternating light U چراغ متغیر
vext U متغیر کردن
unalterable U غیر متغیر
floating debt U بدهی متغیر
global variable U متغیر سراسری
independent variable U متغیر مستقل
vr U نسبتی متغیر
trinary U دارای سه متغیر
induced variable U متغیر القائی
external variable U متغیر خارجی
variable time U زمان متغیر
variable terrain U زمین متغیر
variable stars U ستارگان متغیر
variable cost U هزینه متغیر
dependent variable U متغیر وابسته
dependent variable U متغیر تابع
variable budget U بودجه متغیر
instrumental variable U متغیر ابزاری
dependant variable U متغیر وابسته
treatment variable U متغیر تدبیری
trinal U دارای سه متغیر
variable capacitor U خازن متغیر
instrumental variable U متغیر وسیله
mercurial U تند متغیر
total variable cost U هزینه متغیر کل
flukey U متغیر غیرثابت
diverse U متغیر متمایز
variable name U نام متغیر
variable load U بار متغیر
cut up rough U متغیر شدن
out line font U فونت متغیر
out line font U قلم متغیر
variable input U نهاده متغیر
variable inductance U القاگری متغیر
variable factors U عوامل متغیر
integer variable U متغیر صحیح
variable error U خطای متغیر
marker variable U متغیر ممیز
dummy variable U متغیر تصنعی
local variable U متغیر محلی
argument U متغیر مستقل
logic variable U متغیر منطقی
causal variable U متغیر سببی
key variable U متغیر کلید
uncertain U مردد متغیر
basic variable U متغیر اساسی
basic variable U متغیر اصلی
exogenous variable U متغیر برون زا
chatoyance U درخشندگی متغیر
endogenous variable U متغیر درون زا
endogenous variable U متغیر داخلی
distal variable U متغیر دوربرد
explanatory variable U متغیر توضیحی
arguments U متغیر مستقل
address variable U متغیر نشانی
slack variable U متغیر کمکی
continuous variable U متغیر پیوسته
slack variable U متغیر بی اثر
polar variable U متغیر قطبی
dummy variable U متغیر ساختگی
dynamical variable U متغیر دینامیکی
experimental variable U متغیر ازمایشی
boolean variable U متغیر بولی
economic variable U متغیر اقتصادی
autonomous variable U متغیر مستقل
associative variable U متغیر انجمنی
binary variable U متغیر دودوئی
binary variable U متغیر دودویی
residual variable U متغیر باقیمانده
stochastic term U متغیر تصادفی
stochastic variable U متغیر تصادفی
chatoyancy U درخشندگی متغیر
diorama U تصاویر متغیر
it is of variable length U درازای ان متغیر
rheostat U مقاومت متغیر
adjustable resistance U مقاومت متغیر
adjustable coupling U جفتگیری متغیر
discrete variable U متغیر ناپیوسته
variable resistance U مقاومت متغیر
adjustable condenser U خازن متغیر
variable condenser U خازن متغیر
prime cost U هزینه متغیر
string variable U متغیر رشته
uncertainly U مردد متغیر
explanatory variable U متغیر مستقل
floating policy U بیمه نامه متغیر
variable interval schedule U برنامه فاصلهای متغیر
variable instruction length U دستورالعمل با طول متغیر
vi schedule U برنامه فاصلهای متغیر
variable of integration U متغیر انتگرال [ریاضی]
law of variable proportion U قانون نسبت متغیر
intervening variable U متغیر فرضی رابط
varicolored U دارای رنگهای متغیر
variable cost curve U منحنی هزینه متغیر
variable cost function U تابع هزینه متغیر
decrement U کاهش میزان یک متغیر
decrement U کم کردن یک عدد از یک متغیر
nonbasic variable U متغیر غیر اساسی
average variable cost U هزینه متوسط متغیر
variable length record U رکورد با طول متغیر
variable length record U مدرک با طول متغیر
variable length records U رکوردهای با طول متغیر
variable speed generator U مولد با دور متغیر
shifty U فریب امیز متغیر
argument [of a function] U متغیر مستقل [ریاضی]
variable speed motor U مولد با دور متغیر
decision variable U متغیر تصمیم گیری
control variable U متغیر کنترل شده
variable word length U طول کلمه متغیر
alternating light U چراغ چشمک زن متغیر
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com