Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 118 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
It belongs to him personally.
U
متعلق بشخص اوست
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
laic
U
وابسته بشخص دنیوی وغیرروحانی
ambivalence
U
توجه ناگهانی و دلسردی ناگهانی نسبت بشخص یاچیزی
it is he that
U
اوست که
to rank the soldiers
U
اوست
he is if the right
U
حق با اوست
it is up to him to
U
با اوست که
the fault lies with him
U
تقصیر با اوست
it is mortal to him
U
کشنده اوست
that right inheres in him
U
این حق اوست
it is usual with him
U
معمول اوست
it is his fault
U
تقصیر اوست
is that her
U
ایا اوست
In that case he is right.
U
د رآنصورت حق با اوست
he is f. her
U
مایل اوست
it is a libel on him
U
مایه ابروئی اوست
batter
U
توپزنی که نوبت اوست
it is under his nose
U
درست جلوچشم اوست
it is under his nose
U
پیش روی اوست
it is personal to himself
U
مال شخص اوست
imeant his brother
U
مقصودم برادر اوست
it is his very own
U
مال خود اوست
batters
U
توپزنی که نوبت اوست
the goods are orlie in pledge
U
کالا در گرو اوست
There is some talk of his resigning.
U
صحبت از استعفای اوست
he loves herher to d.
U
دیوانه عشق اوست
demonist
U
کسیکه معتقدبهستی دیووتوانایی اوست
striker
U
کروکه بازی که نوبت اوست
striker
U
بیلیارد بازی که نوبت اوست
strikers
U
کروکه بازی که نوبت اوست
it depends on his approval
U
منوط به موافقت و تصویب اوست
strikers
U
بیلیارد بازی که نوبت اوست
every dog has his d.
U
هرکسی چندروزه نوبت اوست
noah ark
U
کشتی بچگانه که اسباب بازی اوست
that is his look
U
این کار وابسته بخود اوست
he has the p of forgiving
U
بخشیدن ازامتیازات وحقوق ویژه اوست
it is his p to forgive
U
بخشیدن ازامتیازات وحقوق ویژه اوست
the observed of all observers
U
کسیکه توجه همه سوی اوست
every dog has his day
<idiom>
<none>
U
هرکسی پنج روزه نوبت اوست
first come, first served
<idiom>
U
هرکی زودتر بیاد اول نوبت اوست
thereof=of that
U
متعلق به ان
appurtenant
U
متعلق
anaclitic
U
متعلق به
dependent
U
متعلق
thereof
U
متعلق به ان
it is u.for him to tell a lie
دروغ گفتن برخلاف عادت اوست یا از او بعید است
She is handicapped by her age . Her age stands in her way .
U
سنش مانع کار او است ( مانعی درراه اوست )
heraldic
U
متعلق به منادی
my
U
متعلق بمن
hempen
U
متعلق به شاهدانه
hereof
U
متعلق باین
hypnic
U
متعلق بخواب
alary
U
متعلق به بال
conventual
U
متعلق بخانقاه
attached
U
مربوط متعلق
adamic
U
متعلق به ادم
therof
U
متعلق بان
arcadian
U
متعلق به ارکاد
subscriber's line
U
خط متعلق به مشترک
bridal
U
متعلق بعروس
chromic
U
متعلق به کرومیوم
our
U
متعلق بما
gallio
U
ماموریاشخصی که ازدخالت درکاری که بیرون ازصلاحیت اوست خود داری
then
U
متعلق بان زمان
subscriber's loop
U
حلقه متعلق به مشترک
archiepiscopal
U
متعلق به اسقف بزرگ
acromial
U
متعلق بنوک شانه
waterside
U
متعلق به کناردریا ساحل
oversea
U
متعلق بماوراء دریاها
eolithic
U
متعلق به اغاز عصرسنگ
government owned industries
U
صنایع متعلق بدولت
ci devant
U
متعلق بدوره سابق
proprietary
U
متعلق به ملاک وابسته به مالک
stablemate
U
اسب مسابقه متعلق به یک گروه
hostile
U
متعلق به دشمن خصومت امیز
accipitrine
U
متعلق به مرغان شکاری بازمانند
alar
U
متعلق به پیوندگاه درخت یابرگ
non-human
U
غیر متعلق به نژاد انسان
epigraphical
U
سرلوحهای متعلق به کتیبه یاسرلوحه
epigraphic
U
سرلوحهای متعلق به کتیبه یاسرلوحه
non human
U
غیر متعلق به نژاد انسان
domain
U
اطلاع یا برنامه که متعلق به عموم است
quicquid plantatur solo , solo cedit
U
منضمات و نمائات زمین متعلق به ان است
zoon
U
هر یک از حیوانات منفرد متعلق به حیوان مرکب
domains
U
اطلاع یا برنامه که متعلق به عموم است
this house belong tome
U
این خانه متعلق بمن است
piscary
U
ازادی ماهیگیری در ابهای متعلق به غیر
portfolio entry
U
قلم متعلق به موجودی اوراق بهادار
common
U
متعلق بودن به چندین نفر یا برنامه به به همه کس
transmarine
U
واقع در انسوی دریا متعلق به ماوراء بحار
private
U
متعلق به شخصی یا شرکتی بودن , غیر عمومی
privates
U
متعلق به شخصی یا شرکتی بودن , غیر عمومی
libraries
U
مجموعهای از برنامه یا بلاکها که متعلق به کسی هستند
library
U
مجموعهای از برنامه یا بلاکها که متعلق به کسی هستند
commonest
U
متعلق بودن به چندین نفر یا برنامه به به همه کس
associated company
U
شرکتی که 05درصد سرمایه ان متعلق به دیگری است
commoners
U
متعلق بودن به چندین نفر یا برنامه به به همه کس
no man's land
U
سرزمین میان دو کشور که متعلق به هیچ یک از ان دو نباشد
extra atmospheric
U
متعلق بفضای بیرون ازجو خارج الجوی
blue flag
U
پرچم ابی برای علامت دادن بکسی که اتومبیل دیگری بدنبال و نزدیک اوست تا راه بدهد
preatorian
U
وابسته به متعلق گارد ویژه سربازی که جزگاردویژه است
chain stores
U
فروشگاه زنجیری فروشگاههای مشابه متعلق به یک شرکت یا کالا
chain store
U
فروشگاه زنجیری فروشگاههای مشابه متعلق به یک شرکت یا کالا
encipher
U
تبدیل متعلق به کد محافظت شده توسط سیستم رمز گذار
kame
U
تپه کوچک متشکله ازسنگ وخاک اب اورد متعلق بدوره یخبندان
neotropical
U
متعلق به امریکای جنوبی ونواحی گرمسیری امریکای شمالی
Medici Mamluk rug
U
قالی مدیسه مملوک
[این فرش متعلق به قرن شانزدم میلادی می باشد که به تازگی کشف و در موزه پالازو ایتالیا نگهداری می شود و دارای سه ترنج هشت وجهی است.]
pertain
U
مربوط بودن متعلق بودن
pertains
U
مربوط بودن متعلق بودن
pertained
U
مربوط بودن متعلق بودن
your
U
مربوط به شما متعلق به شما
individuals
U
منحصر بفرد متعلق بفرد
appertaining
U
مربوط بودن متعلق بودن
appertained
U
مربوط بودن متعلق بودن
appertains
U
مربوط بودن متعلق بودن
individual
U
منحصر بفرد متعلق بفرد
appertain
U
مربوط بودن متعلق بودن
praetorial
U
متعلق به گارد ویژه سربازی که جز گارد ویژه است
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com