English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
clear one's ears U متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
piezoelectric U ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
equilibrium pressure curve U منحنی فشار متعادل
balanced pressure torch [مشعل با فشار متعادل]
pressure equalized addition funnel U قیف افزایشی متعادل کننده فشار
whip stall U شیرجه قائم سوت کشیدن شیرجه کردن هواپیما
offsetting U رقم متعادل کننده متعادل کردن
offset U رقم متعادل کننده متعادل کردن
equilibrate U متعادل کردن متعادل شدن
strufe U با هواپیما شیرجه زدن شیرجه زیر اتش
aerial pickets U شیرجه هوایی شیرجه از راه هوا
stabilizing sleeve U پرده متعادل کننده گلولههای منور
isometric view U رسمی که سه بعد شی را به نسبت متعادل نشان میدهد
compressor pressure ratio U نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
clearance diving U شیرجه رفتن برای پاک کردن مین شیرجه برای مین روبی
balancing U متعادل کردن
balances U متعادل کردن
bales U متعادل کردن
bale U متعادل کردن
equilibration U متعادل کردن
counterbalances U متعادل کردن
counterbalance U متعادل کردن
balance U متعادل کردن
counterbalanced U متعادل کردن
unbalancing U غیر متعادل کردن
stabilization U متعادل کردن تعادل
disequilibrate U غیر متعادل کردن
unbalances U غیر متعادل کردن
unbalance U غیر متعادل کردن
engine pressure ratio U نسبت فشار موتور
balances U تراز شدن متعادل کردن ترازو
balance U تراز شدن متعادل کردن ترازو
dive bombing U بمباران کردن در حالت شیرجه
nose dive U ناگهان شیرجه رفتن یا تنزل کردن
picketing U شیرجه کردن هواپیما یا هلی کوپتر
cabin pressure U فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
rollover U میانگیری که میتواندکاراکترها و فرمانهای تحریر شده را به هنگام بالابودن سرعت دخول انها نسبت به پردازش کامپیوتر ذخیره کند
pressurized cabin U اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
compensating relief valve U شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
differential compression check U ازمایشی از وضعیت موتور که در ان مقدار نشتی رینگها وسوپاپها توسط اندازه گیری افت فشار در طرفین سوراخی با قطر معین تعیین میشود
pitot static system U سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure U فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
chrles' law U در گازهای کامل یا ایده ال در فشار ثابت دما و حجم نسبت مستقیم دارند
balance U تراز کردن متعادل کردن بالانس
balances U تراز کردن متعادل کردن بالانس
depolarize U غیر متعادل کردن متضاد کردن
cabin pressurization safety valve U شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
equilibrant U متعادل
level-headed U متعادل
dominant U متعادل
balanced U متعادل
even-tempered U متعادل
isopiestic U دارای فشار یکسان خط هم فشار
regulators U متعادل کننده
stabilizer U متعادل کننده
regulator U متعادل کننده
balanced armature unit U جوشن متعادل
moderate speed U سرعت متعادل
soaking U تابش متعادل
lopsided U غیر متعادل
equilibrant U نیروی متعادل
stabilisers U متعادل کننده
balanced circuit U مدار متعادل
balanced rudder U سکان متعادل
corrector U متعادل کننده
balanced system U سیستم متعادل
historical cost U قیمت متعادل
offset U وزنه متعادل
offsetting U وزنه متعادل
ballast concrete U بتن متعادل
baling press U پرس متعادل
balancer U متعادل کننده
rounded <adj.> U کامل و متعادل
compensator U متعادل کننده
equilibrium drawdown U افت متعادل
equilibrium flow U جریان متعادل
ballast concrete U بتن متعادل
balanced state U حالت متعادل
be in ballast U متعادل بودن
coequal U متعادل ومتساوی
somersaults U شیرجه
nosediving U شیرجه
somersaulting U شیرجه
somersaulted U شیرجه
somersault U شیرجه
plunged U شیرجه
headers U شیرجه با سر
nosedives U شیرجه
power dive U شیرجه
nosedive U شیرجه
nosedived U شیرجه
header U شیرجه با سر
plunges U شیرجه
dived U شیرجه
diver U شیرجه رو
swan dive U شیرجه
springboarder U شیرجه رو
jackknife U شیرجه جک
dive شیرجه
plunge U شیرجه
counterpoise U نیروی متعادل کننده
line charge compensation reactor U پیچک متعادل کننده
balance collective forces U نیروهای کلی متعادل
ballast U وزنه متعادل کننده
delay equalizer U متعادل کننده تاخیری
equilibrium moisture content U درصد رطوبت متعادل
even keel U حرکت متعادل ناو
balanced supply U اماد متعادل شده
balanced stock U ذخیره اماد متعادل
interchange current U جریان متعادل کننده
balanced load U بار خارجی متعادل
dashpot U استوانه متعادل کننده
sash balancing weight U وزنه متعادل کننده
stabilizing sleeve U غلاف متعادل کننده
interphase reactor U پیچک متعادل کننده
absolute ceiling حداکثر ارتفاع نسبت به سطح دریا که هواپیما میتواند تحت فشار استاندارد پرواز افقی ومتعادلی داشته باشد
to plunge he first U شیرجه رفتن
diving boards U تختهی شیرجه
swan dive U شیرجه فرشته
cutaway U شیرجه تو و پشت به اب
nosedive U شیرجه رفتن
layouts U شیرجه فرشته
board U سکوی شیرجه
tucking U شیرجه جمع
diving board U تختهی شیرجه
dived U شیرجه رفتن
tucks U شیرجه جمع
nosediving U شیرجه رفتن
nosedives U شیرجه رفتن
tuck U شیرجه جمع
nosedived U شیرجه رفتن
reverse dive U شیرجه وارونه
forward dive U شیرجه رو به اب با چرخش
layout U شیرجه فرشته
springboard U تخته شیرجه
dive شیرجه رفتن
springboards U تخته شیرجه
spring board U تخته شیرجه
boarded U سکوی شیرجه
diving U شیرجه رفتن
plunge U شیرجه رفتن
squat under the ball U توپگیری با شیرجه
plunged U شیرجه رفتن
platforms U سکوی شیرجه
picketing U شیرجه رفتن
platform U سکوی شیرجه
plunges U شیرجه رفتن
somerset U شیرجه معلق
balanced tackle U وضع متعادل وسایل ماهیگیری
equipoise U برابری دروزن متعادل ساختن
impedance compensator U متعادل کننده مقاومت فاهری
high board U سکوی شیرجه 3 متری
dive angle U زاویه شیرجه هواپیما
back dive U شیرجه از پشت و فرود با پا
headlong U بی پروا شیرجه رونده
bail out U پریدن و شیرجه رفتن در اب
header U سردسته هواپیمای شیرجه
low board U سکوی یک متری شیرجه
armstand dive U شیرجه توام با بالانس
full gainer U شیرجه وارونه با پشتک
power dive U شیرجه رفتن هواپیما
flopper U دروازه بان شیرجه رو
back flip U شیرجه پشتک وارو
inward dive U شیرجه پشت به استخر
bomb out U شروع شیرجه از هواپیما
headers U سردسته هواپیمای شیرجه
balancing U حفظ عمق کشتی متعادل کردن عمق زیردریایی
stabilizing fin U پرههای متعادل کننده گلوله در مسیر
towered U برج شیرجه به ارتفاع 01متر
back jackknife U شیرجه از جلو بصورت کارد
tower U برج شیرجه به ارتفاع 01متر
towers U برج شیرجه به ارتفاع 01متر
belly whopper U شیرجه شناگر برروی شکم
gainer U درخت ارغوان شیرجه از پشت
racing dive U شیرجه افقی دراغاز مسابقه
to jackknife <idiom> U سیخ شیرجه زدن [شنا]
to take counsel of one'spillow U شب هنگام اندیشه در چیزی کردن
swingweight U وضع متعادل چوب گلف پس ازپایان حرکت
counter flood U اب گیری ضد انحراف ناو متعادل کردن ناو با پر کردن مخازن ان
jackknife U بازو بسته شونده شیرجه رفتن
degree of difficulty U درجه بندی حرکات مشکل شیرجه
diver badge U نشان پرواز با هواپیماهای شیرجه و عمودرو
low head plant U نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
to consult one's pillow U هنگام شب پیش خود اندیشه کردن
boot U خراب کردن توپ هنگام گرفتن ان
deadlock U حالت عدم فعالیتی که در اثروجود دو نیروی متعادل ایجادگردد
beat-up U شیرجه واپیمای مهاجم ونزدیک شدن ان بهدف
smothering U شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
smother U شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
smothers U شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
beat up U شیرجه واپیمای مهاجم ونزدیک شدن ان بهدف
twist U واروکردن چرخش بدن در شیرجه روی محورعمودی
twisting U واروکردن چرخش بدن در شیرجه روی محورعمودی
twists U واروکردن چرخش بدن در شیرجه روی محورعمودی
smothered U شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
noil U خرده پشمی که هنگام شانه کردن میریزد
to cry wolf too often U کردن هنگام راست بودن هم کسی باورنکند
plegaphonia U گوش کردن صدای سینه هنگام دق خشکنای
charactristics U مشخصات مقدماتی یا اصلی که عبارتند از ضریب براضریب پسا نسبت برا به پساموقعیت مرکز فشار و ضریب گشتاور برای هر زاویه حمله
target diving U شیرجه از ارتفاعات مختلف به روی اب بمنظور سنجش دقت
imposition of hands U هنگام دادن ماموریت روحانی بکسی یادعا کردن به وی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com