Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
bond
U
متصل کردن چسباندن اتصال
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
linkage
U
مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
linkages
U
مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
AUI connector
U
اتصال D برای متصل کردن کابلهای انترنت به آداپتور شبکه
connect
U
اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
connects
U
اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
connection
U
اتصال یا چیزی که متصل میشود
connexions
U
اتصال یا چیزی که متصل میشود
drawbar
U
میلهای که واگونهای قطار رابه لکوموتیو متصل میکند میله اتصال واگون
asynchronous
U
اتصال یک ترمینال که به یک وسیله دیگر متصل است به طوری که این دو نیاز نیست هم سان باشند
expansion
U
خط وط آدرس و داده متصل یه یک اتصال به کارتهای وسیع اجاره کنترل و دستیابی به داده حافظه را می دهند
pin
U
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pinned
U
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pinning
U
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
advanced
U
پروتکلهای IBM که امکان اتصال Peer-to-Peer را بین ایستگاههای کاری متصل به شبکه SNA فراهم می کنند که LU هم نامیده می شوند
edge card
U
یک تخته مدار که دارای قطعات باریک اتصال در طول یک لبه بوده و برای متصل شدن بارابط لبه طراحی شده است
male connector
U
ورودی با سوزنهای اتصال که وارد اتصال سادگی میشود تا اتصال الکتریکی برقرار میکند
attaches
U
وصل کردن چسباندن به
attaching
U
چسباندن الصاق کردن
cement
U
سمنت کردن چسباندن
cements
U
سمنت کردن چسباندن
cementing
U
سمنت کردن چسباندن
attach
U
چسباندن الصاق کردن
attach
U
وصل کردن چسباندن به
attaches
U
چسباندن الصاق کردن
cemented
U
سمنت کردن چسباندن
attaching
U
وصل کردن چسباندن به
binds
U
چسباندن صحافی کردن ودوختن
bind
U
چسباندن صحافی کردن ودوختن
set tiles
U
فرش کردن یا چسباندن کاشی بدیوار
BNC connector
U
متصل کننده فلزی استوانهای شکل با هسته مسی که در انتهای کابل Coaxial قرار دارد و برای اتصال کابل ها به هم اسفاده میشود و با فشار دادن و چرخاندن استوانه فلزی دور دو سوزن قفل کنند و و صل میشود
plug compatible
U
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
attaches
U
1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
attaching
U
1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
attach
U
1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
join
U
متصل کردن یا وصل کردن چندین چیز مهم
joins
U
متصل کردن یا وصل کردن چندین چیز مهم
joined
U
متصل کردن یا وصل کردن چندین چیز مهم
joined
U
متصل کردن
joggling
U
متصل کردن
adjoins
U
متصل کردن
pan
U
متصل کردن
applies
U
متصل کردن
tie down
U
متصل کردن
joggle
U
متصل کردن
apply
U
متصل کردن
joggles
U
متصل کردن
adjoin
U
متصل کردن
applying
U
متصل کردن
pans
U
متصل کردن
link
U
متصل کردن
join
U
متصل کردن
pan-
U
متصل کردن
joggled
U
متصل کردن
connects
U
متصل کردن
adjoined
U
متصل کردن
colligate
U
متصل کردن
connect
U
متصل کردن
joins
U
متصل کردن
splices
U
باهم متصل کردن
tie in
<idiom>
U
به چیزدیگری متصل کردن
spliced
U
باهم متصل کردن
pin
U
متصل کردن به گیرافتادن
enjoins
U
بهم متصل کردن
enjoin
U
بهم متصل کردن
enjoined
U
بهم متصل کردن
enjoining
U
بهم متصل کردن
splicing
U
باهم متصل کردن
pinned
U
متصل کردن به گیرافتادن
pinning
U
متصل کردن به گیرافتادن
catenate
U
پیوستن متصل کردن
splice
U
باهم متصل کردن
compacted
U
فشرده کردن بهم متصل کردن
compacts
U
فشرده کردن بهم متصل کردن
compact
U
فشرده کردن بهم متصل کردن
compacting
U
فشرده کردن بهم متصل کردن
to plug
U
متصل کردن
[الکترونیک یا مهندسی برق]
connection of loom pieces
U
متصل کردن قطعات دار
[قالی]
dowel
U
بامیخ پرچ بهم متصل کردن
layers
U
لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
patch
U
کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
layer
U
لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
patches
U
کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
PPP
U
پروتکل تامین کننده اتصال شبکه روی اتصال آسنکرون
fiber
U
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
connector
U
وسیله فیزیکی با چندین اتصال فلزی که به وسایل اجازه اتصال به سادگی می دهند
fibres
U
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fibre
U
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
contacts
U
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacting
U
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contact
U
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacted
U
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
moorings
U
سیمهای اتصال مسلح کننده مین سیم اتصال
seams
U
درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
seam
U
درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
bow line
U
نوعی گره برای متصل کردن هواپیما به زمین
DB connector
U
اتصال به شکل D که معمولاگ به صورت دو ردیف سوزن است برای اتصال وسایل ارسال داده
swivelled
U
اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivel
U
اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivels
U
اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
drawbar
U
بازوی اتصال سهم اهرم اتصال
PID
U
متصل یاد شده به سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه به کاربران
agglutinate
U
: چسباندن
sellotape
U
چسباندن
sellotaped
U
چسباندن
sellotapes
U
چسباندن
sellotaping
U
چسباندن
pasting
U
چسباندن
pastes
U
چسباندن
pasted
U
چسباندن
paste
U
چسباندن
close-fitting
U
چسباندن
close fitting
U
چسباندن
cementation
U
چسباندن
concatenate
U
چسباندن
adhibit
U
چسباندن
gummed
U
چسباندن
to sew on
U
چسباندن
gums
U
چسباندن
stick
U
چسباندن
gumming
U
چسباندن
gum
U
چسباندن
glutinate
U
چسباندن
knock together
U
بهم چسباندن
tags
U
اتیکت چسباندن به
agglutination
U
عمل چسباندن
conglutinate
U
بهم چسباندن
gluing
U
چسباندن چسبیدن
glues
U
چسباندن چسبیدن
glueing
U
چسباندن چسبیدن
seal
U
محکم چسباندن
seals
U
محکم چسباندن
tag
U
اتیکت چسباندن به
glue
U
چسباندن چسبیدن
cut and paste
U
بریدن و چسباندن
RJ connector
U
نام عمومی برای اتصال هشت سوزنی که درشبکههای BuneT برای اتصال کابل UTP به کار می رود
pasted
U
نوعی شیرینی چسباندن
paste
U
نوعی شیرینی چسباندن
compaction
U
عمل بهم چسباندن
post fix
U
در پایان واژه چسباندن
pastes
U
نوعی شیرینی چسباندن
To stick a poster on the wall.
U
اعلان به دیوار چسباندن
pasting
U
نوعی شیرینی چسباندن
to stick on
[to]
U
چسباندن
[روی چیزی]
fastened
U
چسباندن سفت شدن
fastens
U
چسباندن سفت شدن
to glue on
[to]
U
چسباندن
[روی چیزی]
fasten
U
چسباندن سفت شدن
cascade connection
U
اتصال کاسکاد اتصال پلهای
lead
U
قطب اتصال سیم اتصال
leads
U
قطب اتصال سیم اتصال
terminal
U
محل اتصال پیچ اتصال
terminals
U
محل اتصال پیچ اتصال
slip road
U
سینه کش اتصال فراز اتصال
ramps
U
سینه کش اتصال فراز اتصال
ramp
U
سینه کش اتصال فراز اتصال
to break contact
U
اتصال راقطع کردن
to switch off
U
قطع کردن اتصال
to paste something with paper
U
کاغذ روی چیزی چسباندن
to put a slur on any one
U
لکه بدنامی بکسی چسباندن
disconnecting
U
قطع کردن اتصال الکتریکی
leads
U
هدایت کردن بست اتصال
lead
U
هدایت کردن بست اتصال
disconnect
U
قطع کردن اتصال الکتریکی
disconnects
U
قطع کردن اتصال الکتریکی
scarfing
U
چسباندن دو قطعه به یکدیگربه وسیله چسب
shortest
U
اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
short
U
اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
shorter
U
اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
sticky charge
U
خرج انفجاری قابل چسباندن در محل انفجار
pages
U
عمل چسباندن تصویر و تن در یک صفحه آماده چاپ
bonding
U
چسباندن دو یا چند قطعه چوبی توسط چسب
page
U
عمل چسباندن تصویر و تن در یک صفحه آماده چاپ
paged
U
عمل چسباندن تصویر و تن در یک صفحه آماده چاپ
to put a notice on a door
U
اگهی روی در چسباندن اعلان بدر زدن
personal
U
متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
by pass
U
بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
harness
U
یراق کردن یراق اسب متصل به ارابه
harnessing
U
یراق کردن یراق اسب متصل به ارابه
harnessed
U
یراق کردن یراق اسب متصل به ارابه
Do the trains connect?
U
[خط]
قطارها به هم اتصال دارند؟
[برای عوض کردن قطار]
bill poster
U
کسی که کارش چسباندن پوستر و آگهی بر دیوار و تابلوهای اعلانات است
bill posters
U
کسی که کارش چسباندن پوستر و آگهی بر دیوار و تابلوهای اعلانات است
welds
U
متصل کردن جوش دادن جوش
weld
U
متصل کردن جوش دادن جوش
welded
U
متصل کردن جوش دادن جوش
T connector
U
اتصال Coa xial به شکل حرف T که دو کابل باریک loaxial را با دو شاخههای BNC بهم وصل میکند و اتصال سومی برای کابل دیگر یا کارت واسط شبکه ایجاد میکند
bind
U
چسباندن صفحات کاغذ بهم برای شکل دادن به آنها به صورت کتاب
binds
U
چسباندن صفحات کاغذ بهم برای شکل دادن به آنها به صورت کتاب
interfaces
U
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interface
U
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
chain
U
متصل کردن فایل و داده ها پشت سر هم به طوری که به هر فایل یا داده بعدی یک اشاره گر وجود دارد
chains
U
متصل کردن فایل و داده ها پشت سر هم به طوری که به هر فایل یا داده بعدی یک اشاره گر وجود دارد
Cambridge ring
U
استاندارد شبکه محلی برای وصل کردن چندین وسیله و کامپیوتر در یک اتصال حلقهای می سازد
subscriber's line
U
اتصال تلفنی هادی اتصال هادی مشترک
fusion welding
U
اتصال دولبه فلزی به یکدیگرکه با ذوب کردن مستقیم انهاصورت میگیرد و دو فلز درهم نفوذ میکنند
isolation
U
مبدلی که برای جدا کردن قط عات از اتصال مستقیم با منبع تغذیه الکتریسیته اصلی به کار می رود
fixes
U
می کردن چیزی یا متصل کردن چیزی
fix
U
می کردن چیزی یا متصل کردن چیزی
ties
U
متصل کردن مهار کردن مهار
tie
U
متصل کردن مهار کردن مهار
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com