Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 275 (44 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
join
U
متصل کردن
joined
U
متصل کردن
joins
U
متصل کردن
link
U
متصل کردن
connect
U
متصل کردن
connects
U
متصل کردن
applies
U
متصل کردن
apply
U
متصل کردن
applying
U
متصل کردن
joggle
U
متصل کردن
joggled
U
متصل کردن
joggles
U
متصل کردن
joggling
U
متصل کردن
adjoin
U
متصل کردن
adjoined
U
متصل کردن
adjoins
U
متصل کردن
pan
U
متصل کردن
pan-
U
متصل کردن
pans
U
متصل کردن
colligate
U
متصل کردن
tie down
U
متصل کردن
to plug
U
متصل کردن
[الکترونیک یا مهندسی برق]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
join
U
متصل کردن یا وصل کردن چندین چیز مهم
joined
U
متصل کردن یا وصل کردن چندین چیز مهم
joins
U
متصل کردن یا وصل کردن چندین چیز مهم
tie
U
متصل کردن مهار کردن مهار
ties
U
متصل کردن مهار کردن مهار
connect
U
اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
connects
U
اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
feed
U
روش وارد کردن کاغذ به چاپگر. دندانه چرخ چاپگر به دندانه سوراخهای لبه کاغذ متصل میشود
feeds
U
روش وارد کردن کاغذ به چاپگر. دندانه چرخ چاپگر به دندانه سوراخهای لبه کاغذ متصل میشود
seam
U
درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
seams
U
درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
weld
U
متصل کردن جوش دادن جوش
welded
U
متصل کردن جوش دادن جوش
welds
U
متصل کردن جوش دادن جوش
harness
U
یراق کردن یراق اسب متصل به ارابه
harnessed
U
یراق کردن یراق اسب متصل به ارابه
harnessing
U
یراق کردن یراق اسب متصل به ارابه
compact
U
فشرده کردن بهم متصل کردن
compacted
U
فشرده کردن بهم متصل کردن
compacting
U
فشرده کردن بهم متصل کردن
compacts
U
فشرده کردن بهم متصل کردن
splice
U
باهم متصل کردن
spliced
U
باهم متصل کردن
splices
U
باهم متصل کردن
splicing
U
باهم متصل کردن
attach
U
1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
attaches
U
1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
attaching
U
1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
personal
U
متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
pin
U
متصل کردن به گیرافتادن
pinned
U
متصل کردن به گیرافتادن
pinning
U
متصل کردن به گیرافتادن
enjoin
U
بهم متصل کردن
enjoined
U
بهم متصل کردن
enjoining
U
بهم متصل کردن
enjoins
U
بهم متصل کردن
chain
U
متصل کردن فایل و داده ها پشت سر هم به طوری که به هر فایل یا داده بعدی یک اشاره گر وجود دارد
chains
U
متصل کردن فایل و داده ها پشت سر هم به طوری که به هر فایل یا داده بعدی یک اشاره گر وجود دارد
directories
U
روش لیست کردن کاربران و منابع متصل به شبکه به روش ساده و با دستیابی راحت تا کاربر بتواند کاربر دیگر را با نام و با آدرس پیچیده شبکه آدرس دهی کند
directory
U
روش لیست کردن کاربران و منابع متصل به شبکه به روش ساده و با دستیابی راحت تا کاربر بتواند کاربر دیگر را با نام و با آدرس پیچیده شبکه آدرس دهی کند
bond
U
متصل کردن چسباندن اتصال
linkage
U
مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
linkages
U
مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
fix
U
می کردن چیزی یا متصل کردن چیزی
fixes
U
می کردن چیزی یا متصل کردن چیزی
AUI connector
U
اتصال D برای متصل کردن کابلهای انترنت به آداپتور شبکه
bow line
U
نوعی گره برای متصل کردن هواپیما به زمین
catenate
U
پیوستن متصل کردن
dowel
U
بامیخ پرچ بهم متصل کردن
PID
U
متصل یاد شده به سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه به کاربران
power down
U
خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
tie in
<idiom>
U
به چیزدیگری متصل کردن
connection of loom pieces
U
متصل کردن قطعات دار
[قالی]
Other Matches
contiguous
U
متصل
clung
U
متصل
connected
U
متصل
anchored
U
متصل به
on line
U
متصل
joint
U
متصل
conjunct
U
متصل
continuous
U
متصل
interlocks
U
متصل شدن
tying
U
متصل کننده
interurban
U
متصل بشهر ها
interlocking
U
متصل شدن
off line
U
غیر متصل
lacer
U
متصل کننده
splicer
U
متصل کننده
coherently
U
بطور متصل
syndetic
U
متصل شده
engagedness
U
متصل بهم
interlock
U
متصل شدن
attachments
U
نمائات متصل
interlocked
U
متصل شدن
cartridges
U
بخش متصل
cartridge
U
بخش متصل
basifixed
U
متصل در پایه
male connector
U
متصل کننده نر
coupler
U
متصل کننده
connector
U
متصل کننده
connective
U
متصل کننده
connecting arrangement
U
ترتیب متصل
adjacent span
U
دهانه متصل
connectedly
U
بطور متصل
fixed shell
U
گلوله متصل
adjacent span
U
دهانه متصل
ligature
U
دخشههای متصل
adjoined
U
افزودن متصل شدن
paralleling
U
تعداد آدرسهای متصل به هم
paralleled
U
تعداد آدرسهای متصل به هم
shafting
U
میله بهم متصل
parallels
U
تعداد آدرسهای متصل به هم
adjoins
U
افزودن متصل شدن
parallelled
U
تعداد آدرسهای متصل به هم
ballcock
U
سیفون و ابزار متصل به آن
kirkyard
U
گورستان متصل بکلیسا
parallelling
U
تعداد آدرسهای متصل به هم
united pawns
U
پیادههای متصل شطرنج
adjoin
U
افزودن متصل شدن
corbel-course
U
زیر سری متصل
ballcocks
U
سیفون و ابزار متصل به آن
abuts
U
متصل بودن یاشدن
connected load
U
بار خارجی متصل
chockablock
U
بهم متصل وپیوسته
connected load
U
بار متصل شده
connected passes pawns
U
پیادههای رونده متصل
abutted
U
متصل بودن یاشدن
connecting socket
[دوشاخه متصل کننده]
abut
U
متصل بودن یاشدن
parallel
U
تعداد آدرسهای متصل به هم
adnexa
U
قسمتهای متصل بهم زائده
interconnection
U
بخش ماده متصل به دو وسیله
grounded field
U
سیم پیچ متصل به زمین
ligature
U
دو یاچند حرف متصل بهم
united pressed pawns
U
پیادههای رونده متصل شطرنج
connection
U
اتصال یا چیزی که متصل میشود
catena
U
سریهای متصل شده concatenate
connexions
U
اتصال یا چیزی که متصل میشود
gang hook
U
دو یا سه قلاب ماهیگیری متصل بهم
to be connected
U
بهم پیوسته
[متصل]
بودن
adjacent
U
دو میدان متصل به دو گروه مجاور
continous
U
متصل متوالی بدون وقفه
concatenated data set
U
مجموعه داده ها متصل شده
untapped
<adj.>
U
متصل نشده
[در وسط مدار]
vestry
U
نمازخانه کوچکی که متصل بکلیسا میباشد
vestries
U
نمازخانه کوچکی که متصل بکلیسا میباشد
camshaft
U
میلهای که بچرخ دنده متصل میشود
universal joint
U
دو میله متصل بهم وفا دربچرخش
gang hook
U
دو یا سه قلاب ماهی گیری متصل بهم
forests
U
تعداد درختهای ساختار داده متصل
stemson
U
چوب منحنی شکل متصل بجلوکشتی
forest
U
تعداد درختهای ساختار داده متصل
camshafts
U
میلهای که بچرخ دنده متصل میشود
drain
U
یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
bat weight
U
وزنه اضافی متصل به چوب بیس بال
plowhead
U
چارچوبی که گاو اهن بدان متصل میشده
draining
U
یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
drained
U
یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
stylolite
U
ستون سنگی همجنس صخره متصل بخود
blade butt
U
انتهای تیغه ملخ که به توپی متصل است
OLE container object
U
شی ای که حاوی مرجع به شی متصل است یا یک کپی از شی توکار
drains
U
یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
destination
U
صفحه مقصد در مجموعهای صفحات متصل بهم
faceplate
U
صفحه فلزی یا چوبی متصل به چرخ تراش
destinations
U
صفحه مقصد در مجموعهای صفحات متصل بهم
mesh
U
که هر وسیله مستقیما به وسایل دیگر در شبکه متصل است
backplane
U
مدار و اعضای مکانیکی که بردهای یک سیستم را متصل می کنند
meshes
U
که هر وسیله مستقیما به وسایل دیگر در شبکه متصل است
meshing
U
که هر وسیله مستقیما به وسایل دیگر در شبکه متصل است
interplane strut
U
پایه هایی که دو بال هواپیماهای دوباله را به هم متصل میکند
thoroughbrace
U
تسمه چرمی متصل کننده بدنه کالسکه به فنر
associated file
U
متن یا فایلی که به برنامه کاربردی اصلی اش متصل است
ca
U
Arrangment Connecting ارایش و ترتیب به صورت پیوندی و متصل
associated document
U
متن یا فایلی که به برنامه کاربردی اصلی اش متصل است
peripheral
U
آنچه ضروری نیست یا متصل به چیز دیگری است
trailer camp
U
محل استقرار ترایلربااتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
daisy chain
U
خط ی که تمام خروجیهای وقفه وسایل را به CPU متصل میکند
shares
U
که توسط کاربران متعدد متصل به شبکه قابل دستیابی است
object
U
نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
objected
U
نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
objects
U
نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
indirect objects
U
نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
direct objects
U
نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
objecting
U
نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
shared
U
که توسط کاربران متعدد متصل به شبکه قابل دستیابی است
thinnest
U
روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
thinners
U
روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
thinned
U
روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
thin
U
روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
track bolt
U
پیچی که قطعات راه اهن رابه یکدیگر متصل میکند
trailer court
U
محل استقرار ترایلر بااتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
trailer park
U
محل استقرار ترایلربا اتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
ring
U
نوعی شبکه که هر ترمینال آن در حلقه یکی پس از دیگری متصل هستند
combinational
U
مدار الکترونیکی که از چندین عنصر متصل تشکیل شده است
bobber
U
کسی یا چیزی که متصل بالاوپایین رود یا داخل وخارج شود
share
U
که توسط کاربران متعدد متصل به شبکه قابل دستیابی است
bulb root
U
وسیلهای که توسط ان تیغههای گردنده توربین به توپی متصل میشوند
organometallic
U
ترکیباتی که در ان اتم فلزی به رادیکالهای الی متصل شده است
thins
U
روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
expansion
U
تخته مدار چاپ شده متصل به سیستم برای افزایش کارایی آن
master slave computer system
U
یک سیستم کامپیوتری متشکل از یک کامپیوتر اصلی متصل شده به یک یا چندین کامپیوترکارپذیر
GND
U
مدار الکتریکی متصل به زمین یا به نقط های با سطح ولتاژ صفر
cantilever
U
تیرکی که تنها در یک انتهابصورت صلب به تکیه گاهی متصل شده است
low power standby
U
خصوصیت حفظ انرژی در کامپیوترهای قابل حمل و صفحه تصویرهای متصل به آن
wrist pin
U
پینی که در موتور رادیال دسته پیستون را به شاتون اصلی متصل میکند
Dialer
U
امکانی در ویندوز که در صورت وجود مودم متصل به PC شماره گیری میکند
connector
U
در یک شبکه FDDI وسیلهای متصل کننده درانتهای فیبرنوری یا کابل مسی
ganged
U
وسایل که به صورت مکانیکی متصل شده اند و با یک عمل انجام می شوند
microprocessor
U
متصل به حافظه دیگر و قط عات ورودی /خروجی است تا ریزکامپیوتر را بسازد
microprocessors
U
متصل به حافظه دیگر و قط عات ورودی /خروجی است تا ریزکامپیوتر را بسازد
labeling
U
قطعهای کاغذ یا کارت متصل به چیزی برای نمایش دستورات استفاده یا یک آدرس
crankpin
U
قسمت استوانهای دسته میل لنگ که میلههای رابط بدان متصل میشود
tandem
U
دو پردازنده متصل به طوری که اگر اولی خراب شود, دومی جای آن را می گیرد
tandems
U
دو پردازنده متصل به طوری که اگر اولی خراب شود, دومی جای آن را می گیرد
card
U
تخته مدار چاپ شده که به سیستم متصل است برای افزایش کارایی آن
conferencing
U
بحث بین کاربران راه دور با استفاده از کامپیوترهای متصل به هم با مودم یا شبکه
back gear shaft
U
محور چرخ دنده هایی که به پایه نظام ماشین تراش متصل می شوند
back end server
U
کامپیوتر متصل به شبکه که امور مربوط به ایستگاههای کاری مشتری را انجام میدهد
cards
U
تخته مدار چاپ شده که به سیستم متصل است برای افزایش کارایی آن
reperforator
U
ماشینی که نوار کاغذی را سوراخ میکند ارسال کننده نوارپانچ شده متصل به هم
labels
U
قطعهای کاغذ یا کارت متصل به چیزی برای نمایش دستورات استفاده یا یک آدرس
labelled
U
قطعهای کاغذ یا کارت متصل به چیزی برای نمایش دستورات استفاده یا یک آدرس
fishplate
U
صفحه پولادینی که دو خط اهن یا دوتیر را بهم متصل ساخته ودر امتداد هم قرارمیدهد
label
U
قطعهای کاغذ یا کارت متصل به چیزی برای نمایش دستورات استفاده یا یک آدرس
drawbar
U
میلهای که واگونهای قطار رابه لکوموتیو متصل میکند میله اتصال واگون
multilayer
U
تخته مدار چاپ شده که چندین لایه یا شیارهای هادی متصل دارد
linkage
U
نرم افزار مخصوص که بخشهای کد برنامه را با توابع کتابخانه یا سایر کدها متصل میکند
slave
U
صفحه نمایش CRT ثانوی متصل به دیگری که دقیقاگ همان اطلاعات را نشان میدهد
slaved
U
صفحه نمایش CRT ثانوی متصل به دیگری که دقیقاگ همان اطلاعات را نشان میدهد
slaves
U
صفحه نمایش CRT ثانوی متصل به دیگری که دقیقاگ همان اطلاعات را نشان میدهد
linkages
U
نرم افزار مخصوص که بخشهای کد برنامه را با توابع کتابخانه یا سایر کدها متصل میکند
dual
U
استاندار بستههای مدار مجتمع با استفاده از دو ردیف موازی از سوزنهای متصل در امتداد لبه
slaving
U
صفحه نمایش CRT ثانوی متصل به دیگری که دقیقاگ همان اطلاعات را نشان میدهد
distributes
U
سیستم کامپیوتری که از بیش از یک پردازنده در محلهای مختلف استفاده میکند و همه به کامپیوتر متصل اند
platform
U
نرم افزار یا شبکهای که میتواند با سخت افزارهای مختلف ناسازگار کار کند و متصل شود
client
U
یک ایستگاه کاری یا PC یا ترمینال متصل به شبکه که دستورات را به سرور ارسال میکند و نتایج را نمایش میدهد
platforms
U
نرم افزار یا شبکهای که میتواند با سخت افزارهای مختلف ناسازگار کار کند و متصل شود
dips
U
خصوصیت استاندارد برای بستههای مداری پیچیده که ازدوردیف سوزنهای متصل در هر طرف استفاده میکند
clients
U
یک ایستگاه کاری یا PC یا ترمینال متصل به شبکه که دستورات را به سرور ارسال میکند و نتایج را نمایش میدهد
distributing
U
سیستم کامپیوتری که از بیش از یک پردازنده در محلهای مختلف استفاده میکند و همه به کامپیوتر متصل اند
diptych
U
دولوحی که باهم بوسیله لولایی متصل شده و برای نوشتن بکار می رفته و تاه میشده
distribute
U
سیستم کامپیوتری که از بیش از یک پردازنده در محلهای مختلف استفاده میکند و همه به کامپیوتر متصل اند
shields
U
صفحه فلزی متصل به زمین برای اینکه ولتاژ خط رناک یا واسط ها به قطعه الکترونیکی نرسند
hermaphroditus
U
پسر هرمس وافرودیت که وقتی در اب تنش را می شست بایک حوری دریایی متصل و دارای یک بدن شد
dip
U
خصوصیت استاندارد برای بستههای مداری پیچیده که ازدوردیف سوزنهای متصل در هر طرف استفاده میکند
shield
U
صفحه فلزی متصل به زمین برای اینکه ولتاژ خط رناک یا واسط ها به قطعه الکترونیکی نرسند
asynchronous
U
اتصال یک ترمینال که به یک وسیله دیگر متصل است به طوری که این دو نیاز نیست هم سان باشند
grip length
U
طول قسمت رزوه نشده ساقه پیچ که معادل حداکثر ضخامت قطعات متصل شونده میباشد
gates
U
تعداد دروازههای منط ق متصل بهم که در یک مدار مجتمع ایجاد شده تا یک تابع پیچیده را انجام دهد
machines
U
کامپیوتر یا سیستم یا پردازندهای که از قط عات مختلف متصل بهم برای انجام یک عمل تشکیل شده است
machine
U
کامپیوتر یا سیستم یا پردازندهای که از قط عات مختلف متصل بهم برای انجام یک عمل تشکیل شده است
gate
U
تعداد دروازههای منط ق متصل بهم که در یک مدار مجتمع ایجاد شده تا یک تابع پیچیده را انجام دهد
machined
U
کامپیوتر یا سیستم یا پردازندهای که از قط عات مختلف متصل بهم برای انجام یک عمل تشکیل شده است
agonic line
U
خط موسوم روی یک نقشه که نقاطی را که دارای خطا یاانحراف مغناطیسی صفر میباشند به یکدیگر متصل میکند
h engine
U
موتور پیستونی با دو ردیف سیلندر روبروی قائم دوتایی و با دو میل لنگ که به خروجی مرکزی متصل شده اند
DIL
U
مشخصه استاندارد برای بستههای مدار پیچیده که از دو ردیف موازی سوزنهای متصل در هر طرف تشکیل شده است
patch
U
ارسال الکتریکی که توسط سیمهای کوتاه متصل می شدند و امکان تشخیص سریع و ساده شبکه را فراهم می کنند
patches
U
ارسال الکتریکی که توسط سیمهای کوتاه متصل می شدند و امکان تشخیص سریع و ساده شبکه را فراهم می کنند
at
U
استاندارد باس IBM که برای انتقال بیتهای داده و اطلاعات آدرس از لبه متصل شونده استفاده میکند
add on
مدارات سیستم ها یا دستگاه های سخت افزاری که می توانند به یک کامپیوتر متصل شوند تا حافظه و کارایی آن را افزایش دهند
blade cuff
U
قطعهای که با متصل شدن به ساقه تیغه ملخ باعث افزایش عبور جریان هوا از روی موتور میشود
teletypewriter
U
صفحه کلید و چاپگر متصل به سیستم کامپیوتری که مستقیماگ یا به وسیله نوار کاغذ پانچ شده داده وارد میکند
adapter
U
در کامپیوتر که حاوی دستورات نرم افزاری مبدل به سیگنالهای الکتریکی است تا گرافیک را در صفحه تصویر متصل به آن نشان دهد
graphics
U
در کامپیوتر که دستورات نرم افزاری را به سگنالهای الکتریکی تبدیل می کنند که گرافیک را روی صفحه تصور متصل نشان میدهد
voice
U
کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
chooser
U
امکانی در سیستم عامل Apple Macintosh که در آن کابر میتواند نوع چاپگر ها شبکه و سایر وسایل جانبی متصل را انتخاب کند
yoke
U
جفت یا گروهی ازهدهای خواندن- نوشتن که به یکدیگر متصل هستند و برروی دو یا چند شیار نوار یادیسک مغناطیسی حرکت می کنند
voicing
U
کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
voices
U
کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
board
U
وسیله نصب مسط ح که روی آن قط عات الکترونیکی نصب و متصل اند
boarded
U
وسیله نصب مسط ح که روی آن قط عات الکترونیکی نصب و متصل اند
local
U
وسیلهای که به صورت فیزیکی متصل است و به کنترل کامپیوتر وصل است
locals
U
وسیلهای که به صورت فیزیکی متصل است و به کنترل کامپیوتر وصل است
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com